راه ابریشمی جدید
اصول سهگانه چینیها
هری برودمن /فایننشال تایمز
نشست اخیر پروژه جاده ابریشم جدید توجه رسانهها را به خود جلب کرد، به ویژه از آن جهت که به نظر میرسد تغییراتی در مسیر اجرایی این پروژه رخ داده و نیز دولت چین مجبور است به مسائل بیشتری توجه کند. تمایل چین به فراهم کردن زمینه رونق اقتصادی برای تعداد زیادی از کشورها از طریق اجرای پروژه جاده ابریشم جدید و کمک به رشد تجارت و سرمایهگذاریها بسیار قابل ستایش است، اما در نشست پایان ماه گذشته، آقای شی جین پینگ رئیسجمهوری چین مجبور بود به انتقادها و درخواستهای هیاتهای حاضر در نشست توجه کند. او وعده داد تغییراتی اعمال خواهد کرد اما اگر او نتواند به وعده خود عمل کند شهرت چین بهعنوان یک شریک تجاری خوب در خطر قرار میگیرد.
یکی از مهمترین پرسشهای مطرح در ارتباط با پروژه جاده ابریشم جدید، انگیزههای واقعی دولت چین از اجرای این پروژه است. کشورهایی که در مسیر این پروژه عظیم بینالمللی قرار دارند نمیتوانند باور کنند این پروژه یک ابزار برای پکن صرفا برای اعمال «قدرت نرم» است. همچنین بسیار کودکانه است اگر تصور شود که چین صرفا با اهداف خیرخواهانه پروژهای با این گستردگی را اجرا میکند. عدهای معتقدند پروژه جاده ابریشم جدید ابزاری برای یافتن بازار مصرف کالاهای چینی و دسترسی به مواد خام مورد نیاز برای رونق اقتصاد چین است.
نکته مهم دیگر این است که درباره قابلیت اجرای این پروژه از لحاظ مالی، فنی و سیاسی اغراق شده است. چین طی چند دهه اخیر تواناییهای بسیار بالاتری در حوزههای گوناگون به ویژه توسعه زیرساختها کسب کرده و در شرایط ایدهآل امکان اجرای پروژه یاد شده وجود دارد، اما پروژه جاده ابریشم جدید فاقد «ویژگیهای چینی» است. هر کشوری در سطح چین مایل است از طریق اجرای پروژههای عظیم بر قدرت و نفوذ خود بیفزاید و رونق اقتصاد خود را پایدار کند. از این جهت نمیتوان به آقای شی خرده گرفت اما برنامهریزی برای پروژه جاده ابریشم جدید با روش چینی سازگار نبوده، روشی که طی چهار دهه اخیر از آن برای توسعه پایدار، همراه کردن مردم با دولت و اصلاحات استفاده شده است.
در چهار دهه اخیر دولتهای مختلف چین همواره سه اصل را رعایت کردهاند یعنی «بهطور پیوسته، با همراهی مردم و از طریق آزمودن سیاستهای اصلاحی»، به جلو حرکت کردهاند. اگر چینیها یک چیز به سیاستگذاران جهان آموخته باشند آن چیز این است که برای به حداکثر رساندن موفقیت هر سیاست، باید آن سیاست مورد پذیرش کسانی که تحت تاثیر آن قرار میگیرند باشد و اگر قرار است تغییری در سیاستها پدید آید، باید این تغییر به اصلاح روشها، رفع نقاط ضعف و افزودن عناصر مفید منجر شود. طی چهار دهه اخیر این اصل در تمامی سیاستهای حکومت چین رعایت شده است، از سیاستهای تامین اجتماعی و بازنشستگیگرفته تا سیاستهای زیست محیطی، آموزشی، شهرسازی و تولید. اما در پروژه جاده ابریشم جدید، آقای شی بدون همراه کردن دیگران نام ۶۰ کشور را در فهرست کشورهای همراه با پروژه قرار داده و با ۱۲۰ شرکت توافقنامه حمل و نقل امضا کرده است. اگر تغییراتی در شیوه عمل آقای شی ایجاد نشود پروژه با شکست مواجه خواهد شد، به ویژه اکنون که چین تحت تاثیر تنشهای تجاری با آمریکا قرار دارد و مسیر پیش رو ناهموار شده است.
نامگذاری پروژه به «جاده ابریشم جدید» کمک چندانی به موفقیت آن نمیکند. راه ابریشم باستانی مجموعهای از راههای غیرمتمرکز بود که طی چند صد سال شکل گرفت و از آن هم برای حمل و نقل کالا و هم تبادل ایدهها، ارتباطهای فرهنگی و مهاجرتاستفاده میشد. راه ابریشم باستانی راهی برای تجارت دوسویه و چندسویه بود که استفاده از آن برای تمامی کشورها سودمند بود بدون آنکه حاکمیت و نظارتی واحد بر آن وجود داشته باشد. آقای شی هرچه زودتر باید ویژگیهای اصلی سیاستگذاری چینی را درباره پروژه جاده ابریشم جدید اجرا کند یعنی همفکری در تدوین برنامهها، اصلاح نواقص و آزمودن سیاستها. در حال حاضر کشورهایی که در مسیر این پروژه قرار دارند حس نمیکنند وارد یک پروژه با این خصوصیات شدهاند.
اژدهاجهانگشایی میکند
اندرو اسمال/ بیزنس لایواز
زمانی که پروژه جاده ابریشم جدید مطرح شده، مسائل مختلفی درخصوص این پروژه و اثرات آن بیان شده و یکی از مهمترین موضوعات گسترش اجتنابناپذیر نفوذ و قدرت چین در جهان است که به اعتقاد مقامات آمریکایی امنیت این کشور را مورد تهدید قرار میدهد. طبیعی است که اقداماتی از سوی آمریکا برای کاهش این تهدید انجام شود و به نظر میرسد این اقدامات سبب شد، سرعت اجرای پروژه یادشده کند شود.
پایان ماه گذشته میلادی، دومین نشست بینالمللی جاده ابریشم جدید درپکن پایتخت چین برگزار شد. سخنان شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین در این نشست نشان میدهد، او نگران ریسکهایی است که اجرای پروژه به همراه خواهد داشت. او وعده داد تمام فعالیتها درخصوص این پروژه بااستاندارد بالا انجام میشود و هیچ فسادی در آن تحمل نخواهد شد. سخنرانی آقای شی کمتر از نشست قبلی پر انرژی و بلندپروازانه بود؛ به این معنا که تعداد کمتری برنامه جدید برای احداث جادهها، خطوط ریلی، لولهها، مسیرهای جدید و بنادر معرفی شد. اما واقعیت این است که یک پروژه محدودتر، برای آمریکا و همپیمانان این کشور تهدیدی بزرگتر و نه کوچکتر محسوب میشود. تاکنون اکثر نگرانیها درباره پروژه جاده ابریشم جدید، به اندازه بزرگ و استانداردهای ضعیف آن مربوط بوده است. بسیاری از کارشناسان همواره معتقد بودهاند که امکان اجرای پروژهای چند هزار میلیارد دلاری وجود ندارد. همچنین ترکیبی از بدهیها، فساد مالی و دسترسیهای غیر قانونی برای شرکتهای چینی این نگرانی را پدید آورده که کشورها و شرکتها از دایره دوستی با آمریکا خارج شده و به چین نزدیک شوند.
این یکی از احتمالهایی است که منتقدان پروژه جاده ابریشم جدید به ویژه آمریکاییها از تحقق آن نگران هستند؛ البته پروژهای به این بزرگی، همواره دارای این زمینههایی از نقص است. تاکید بر سرعت و گستردگی، از پایداری چه از لحاظ اقتصادی و چه سیاسی میکاهد. چین در اکثر کشورها نتوانسته بر سر سرمایهگذاری در پروژه یادشده اتفاق نظر فراگیر به وجود آورد. به این ترتیب در اغلب موارد توافقهایی که با دولتهای وقت حاصل شده با تغییر دولت و به قدرت رسیدن احزاب جدید کنار گذاشته شده است. در مجموعهای از انتخابات از مالزی تا مالدیو، احزاب مخالف دولتها به دلیل مخالفت با پروژههای عظیم مربوط به جاده ابریشم جدید توانستهاند رای مثبت مردم را به خود جلب کنند و به قدرت برسند. مردم در این کشورها معتقد بودهاند این پروژهها بیش از آنکه با هدف رونق اقتصادی کشورشان اجرا شود با هدف پر کردن جیب سیاستمداران فاسد به اجرا در آمده است. از سوی دیگر سرمایهگذاری در برخی کشورها از جمله پاکستان از پیش متوقف شده؛ زیرا این کشورها بدهیهای عظیم دارند و نمیتوانند پروژههای جدید را آغاز کنند.
پروژه راه ابریشم جدید با ایجاد هراس در آمریکا، هند، اروپا و ژاپن سبب شده رقابتهایی شکل بگیرد؛ به این معنا که این کشورها تلاش کردهاند در کشورهایی که در مسیر جاده ابریشم جدید هستند سرمایهگذاری کنند تا از نفوذ چین بکاهند. هند برای حمایت از دولت جدید مالدیو منابع مالی در اختیار این دولت قرار داده است و ایالات متحده کمکهای حقوقی و سیاسی به دولتهایی که در حال مذاکره بر سر پروژههای جدید هستند، ارائه کرده است. البته تاکنون شرکتهای چینی با ابزارهای مختلف توانستهاند در مسیر پیشبرد پروژهها حرکت کنند. اما وضعیت کنونی نمیتواند برای همیشه ادامه پیدا کند، مگر آنکه دولت چین تغییراتی در برنامههای کلان خود مربوط به جاده ابریشم جدید ایجاد کند. کارشناسان معتقدند دولت چین باید هر چه سریع تر نقاط ضعف این پروژه عظیم را شناسایی و رفع کند؛ در غیراینصورت تلاشها و سرمایهگذاریها هدر خواهد رفت. برای مثال ضروری است بر شفافیت عملیات مختلف مربوط به این پروژه افزوده شود و نیز در کشورهای دیگر اتفاق نظر فراگیر بر سر حضور در پروژه یادشده به وجود آید؛ طوری که با تغییر دولت توافق لغو نشود.
برای این منظور ضروری است، قواعد مشارکت در پروژه برای مردم و احزاب کشورها بیان شود و ساختار مشارکتها واقعا بر پایه همکاری و نفع دوجانبه بنا شود. البته اکثر کارشناسان معتقدند دولت چین، توانایی سازگار شدن با شرایط و رفع موانع را دارد. رهبران چین تمایل کافی به مذاکره مجدد با دولتهای دیگر دارند و حاصل مذاکرات مجدد همواره رضایت طرف مقابل بوده است. از سوی دیگر احزاب تازه به قدرت رسیده به این نتیجه رسیدهاند که طرف چینی دارای انعطاف کافی در باره مسائل مختلف از جمله مسائل مالی هست و به همین دلیل مذاکره با دولتهای جدید معمولا به نتیجه میرسد؛ زیرا چین حاضر است امتیازهای مورد نظر طرف مقابل را بدهد. بیشترین مقاومتها مربوط به رقم وامها بوده است و در مذاکرات مجدد، معمولا طرف چینی پذیرفته که رقم هزینه پروژه کاسته شود و شرایط بازپرداخت وامها آسانتر شود.
این سیاست دولت چین بسیار موثر بوده و شانس پیشرفت پروژه و افزایش همکاریها با دیگر کشورها را افزایش داده است. چند دهه توسعه اقتصادی، چین را قادر کرده با بهرهوری بالا پروژههای مختلف را با هزینه مناسب اجرا کند. شرکتهای چینی در حوزه توسعه زیرساختها بسیار توانمند هستند و داشتن حمایت مالی، سیاسی و دولتی به آنها کمک میکند در شرایط بهتر فعالیت کند. آنها توانایی تصمیمگیری سریع را دارند و میتوانند از فناوریهای پیشرفته بهره ببرند. یک نکته بسیار مهم دیگر این است که شرکتهای چینی با شناخت قابلیتهای اقتصادی کشورهای حاضر در پروژه جاده ابریشم جدید، زمینه حضور در بخشهای موردنظر خود در آن اقتصادها را فراهم میکنند. دسترسی به فناوریهای پیشرفته، از فیبرهای نوری تا شبکههای مخابراتی، امنیت آمریکا را در معرض خطر قرار داده است. مجموعه ویژگیهای شرکتهای چینی سبب شده، همکاری با آنها بسیار مفیدتر و آسانتر از همکاری با شرکتهای آمریکایی باشد و این امر زمینه را برای توسعه نفوذ چین در اقتصادهای دیگر و کاهش ارتباط با رقبای چین فراهم کرده است.
ظرفیتهای چین در حوزه نسل پنجم اینترنت حتی برای همپیمانهای آمریکا بسیار جذاب است و اگر بر گستره همکاریهای چین و این کشورها افزوده شود، امنیت اطلاعاتی آمریکا در معرض خطر قرار میگیرد؛ زیرا آمریکا با هم پیمانهای خود همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی دارد. جاده ابریشم دیجیتالی بخشی از پروژه جاده ابریشم جدید است که شامل دسترسی به دادهها و تعیین استانداردهای اطلاعاتی میشود. حضور گسترده در این حوزه، سلطه چین را بر صنایع نسل آینده و پیشرو بالا میبرد. از سوی دیگر کشورها با اشتیاق حاضر هستند با چین همکاریهای لازم را انجام دهند؛ زیرا قیمتهای پیشنهادی چین بسیار مناسب است و شرکتهای چینی انعطاف لازم را دارند. به این ترتیب زمینه برای گسترش حضور چین در بخشهای مهم اقتصادی کشورهای دیگر فراهم است و در این میان آمریکا و همپیمانان این کشور مجبور هستند در حوزههایی که توانایی دارند به رقابت با شرکتهای چینی بپردازند.
پروژه ۳ تریلیون دلاری
دیوید تویید /بلومبرگ
جاده ابریشم جدید طرحی بسیار بزرگ است که با اجرای آن چین و کشورهای همسایه آن به اروپا و آفریقا متصل میشوند. این طرح از سوی چین و با هدف احیا و توسعه مسیرهای شبکه جاده ابریشم قدیم تدوین شده است. طبیعی است که اجرای آن مستلزم احداث و نوسازی خطوط راه آهن جدید، بنادر، خط لولهها، تاسیسات برق و بزرگراههای عظیم و متعدد در تعداد زیادی از کشورهاست. شی جین پینگ، رئیسجمهوری چین همواره سعی کرده این طرح عظیم و پرحاشیه را ابزاری برای کمک به توسعه کشورها و یکپارچگی اقتصادی معرفی کند؛ البته بدون تردید هر طرحی با این ابعاد منتقدانی هم دارد و یکی از مهمترین انتقادهایی که به این برنامه شده، آن است که اجرای آن زمینه گسترش نفوذ چین را فراهم میکند.
برخی کشورها در مسیر این پروژه، طرحهای وابسته به آن را لغو کردهاند. اما برخی دیگر مشتاقانه در انتظار اجرای آن هستند و این پرسش مطرح است که در حال حاضر شرایط به چه شکل است؟ رئیسجمهوری چین جاده ابریشم جدید را «پروژه قرن» نامیده که با اجرای آن چرخ تجارت بینالمللی با تحقق پروژههای زیرساختی عظیم در کشورهای گوناگون در سه قاره روان تر به حرکت در میآید. بنا به تخمین کارشناسان بانک مورگان استنلی تا سال ۲۰۲۷ هزینه اجرای این پروژه به ۱۳۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید. هزینه کل اجرای پروژه به ۳۱۰۰میلیارددلار بالغ میشود. پروژه جاده ابریشم جدید چنان باسیاست خارجی چین در هم تنیده شده که در سال ۲۰۱۷ یک ارجاع در قانون اساسی حزب کمونیست چین درباره این پروژه اضافه شد. حداقل ۱۱۷ کشور و نهاد بینالمللی برای مشارکت در این پروژه اعلام آمادگی کردهاند و مهمترین برنامهها، اکنون شامل احداث جاده و نیروگاه در پاکستان و خطوط ریلی قطارهای سریع السیر در مالزی است.
اما برخی کشورها درباره فایده مشارکت در این پروژه تردید دارند، زیرا شرایط هر کشور با کشور دیگر متفاوت است و برخی کشورها نگران گرفتار شدن در بدهیهای بزرگ و متعهد شدن به یک دولت خارجی هستند. این نگرانی پس از آن شدت پیدا کرد که دولت سریلانکا مجبور شد در ازای بخشودگی بخشی از بدهی ۸ میلیارد دلاری خود به دولت چین، یک بندر تازه تاسیس را در اختیار یک شرکت چینی قرار دهد. از سوی دیگر دولت جدید مالزی پروژه احداث خط لوله به ارزش ۳ میلیارد دلار را لغو کرده و امسال مذاکره درباره یک سیستم ریلی را از نو انجام داده تا هزینه آن با ۳۰ درصد کاهش به ۱۱ میلیارد دلار برسد. همچنین مقامات جدید مالدیو خواهان بخشودگی بدهیهای خود هستند و میانمار از توافق احداث یک بندر که در دولت قبلی به امضا رسیده بود، کنارهگیری کرده و دولت چین مجبور شده هزینه پروژه را از ۵/ ۷ میلیارد دلار به ۳/ ۱ میلیارد دلار کاهش دهد.
واقعیت این است که این پروژه عظیم اثرات سیاسی و اقتصادی عمیقی بر کشورهای در مسیر خود بر جا گذاشته تا حدی که در برخی کشورها تمایل یا عدم تمایل به مشارکت در این پروژه، بر رای مردم در انتخاباتهای ملی اثر میگذارد. ایالات متحدهمدتهاست نگران پیشرفت پروژه جاده ابریشم جدید است و از اقتصادهای شرق آسیا خواسته با چشم باز در این پروژه حضور پیدا کنند. بهتر است در اینجا به پیشینه جاده ابریشم اشارهای مختصر داشته باشیم. اگر چه مسیرهای تجاری اولیه دو هزار سال پیش شکل گرفتند نام «جاده ابریشم» در سده نوزدهم از سوی یک جغرافیدان آلمانی ابداع شد و علت این نام ساختار ظریف مسیرها در چین بود. جاده ابریشم در آن دوران راهی برای انتقال کاغذ، پارچه، ظروف و ... از آسیا به اروپا و انتقال اسب، فرش، طلا، نقره و شیشه از غرب به آسیا بود.
آقای شی نخستین بار در سال ۲۰۱۳ پیشنهاد احداث جاده ابریشم جدید را مطرح کرد و اندکی بعد نام آن را «یک کمربند، یک جاده» گذاشت. اگر بر مبنای ارزش دلار حال حاضر محاسبه کنیم این پروژه بیش از برنامه مارشال آمریکا که اروپا را پس از جنگ جهانی دوم بازسازی کرد، هزینه داشته است. بنا بر برخی تخمینها، نهادهای مالی دولت چین در حال ارائه وامهایی به ارزش کلی ۳۴۵ میلیارد دلار هستند و بانکهای دولتی چین اعلام کردند آمادهاند ۲۳۳ میلیارد دلار وام به متقاضیان یعنی کشورها و شرکتهای بینالمللی اعطا کنند. همچنین ۴۰ میلیارد دلار از سوی صندوق جاده ابریشم جدید چین تامین میشود و ۱۰۰ میلیارد دلار از سوی بانک آسیایی سرمایهگذاری در زیرساختها که چین در آن سهمی بزرگ دارد و ۵۹ میلیارد دلار از سوی بانک جهانی اعتبار برای این پروژه در نظر گرفته شده است.
در حالی که دونالد ترامپ تلاش میکند آمریکا را از توافقنامههای تجاری بینالمللی خارج کند، رئیسجمهوری چین سعی کرده از طریق پروژه عظیم جاده ابریشم جدید خود را قهرمان همکاریهای بینالمللی، توسعه جهانی و تجارت آزاد معرفی کند. سال گذشته میلادی پروژه یاد شده به آمریکای جنوبی، حوزه کارائیب و حتی قطب شمال گسترش پیدا کرد. در سال جاری میلادی ایتالیابهعنوان نخستین کشور عضو گروه ۷ اعلام کرد در این پروژه حضور خواهد داشت و به هشدارهای آمریکا و دیگر اعضای این گروه توجه نکرد.
مشاهده میشود که پروژه جاده ابریشم جدید یک پروژه جهانی با ظرفیتهای بسیار بزرگ برای توسعه همه جانبه روابط دهها کشور از مناطق مختلف جهان است. اما همان طور که بیان شد، نگرانیهایی درباره آن وجود دارد. سوال دیگری که در این زمینه مطرح شده، این است که اهداف چین از اجرای پروژه جاده ابریشم جدید چیست؟ پکن اعلام کرده به دنبال اعمال نفوذ و قدرت سیاسی و نظامی در قالب پروژه جاده ابریشم جدید نیست و هدف از اجرای این پروژه صرفا افزایش مبادلات اقتصادی و همکاریهای فرهنگی بین کشورهاست. رئیسجمهوری چین این پروژه را «جادهصلح» نامیده است، اما دیگر قدرتهای بزرگ جهان از جمله ژاپن و آمریکا نسبت به این ادعای چین مشکوک هستند. همچنین نگرانیهایی درباره اهداف اعلام نشده چین از پروژه یاد شده وجود دارد، به ویژه اهدافی که به توسعه نظامی چین مربوط میشود. برخی منتقدان به برنامههای نظامی چین اشاره میکنند و میپرسند، آیا احداث صدها بندر بزرگ در سواحل کشورهای مختلف زمینه حضور کشتیهای نظامی چین یا تاسیس پایگاههای نظامی این کشور در آن بنادر است؟ رئیسجمهوری چین میگوید پروژه جاده ابریشم جدید شامل مانورهای تاریخ گذشته ژئوپلیتیک نخواهد بود.
بانک جهانی معتقد است اجرای این پروژه میتواند به توسعه اقتصادی بسیاری از کشورها کمک کند. اما چالشهایی به وجود خواهد آورد. فساد مالی و اجرای پروژههای پرهزینه اما بیفایده برخی از این چالشها هستند. برای مثال فرودگاهی در سریلانکا تاسیس شده که روزانه تنها دو پرواز در آن انجام میشود. کارشناسان معتقدند پروژههای بزرگ به ویژه پروژههای فراملی به برنامهریزی دقیق نیازمند هستند تا سرمایهگذاران خارجی جذب شوند. رئیسجمهوری چین که با مشکلاتی نظیر کاهش نرخ رشد اقتصادی و بدهی عظیم نهادهای دولتی مواجه است، به برخی کشورهای آفریقایی وعده مساعدت مالی داده است و این نگرانی وجود دارد که این وعدهها امکان تحقق نداشته باشند.
دیپلماسی دام بدهی
سیف هیون
شواهد نشان میدهد دولت چین برنامههایی که ضروری میداند، به هر شکل ممکن انجام میدهد و پروژه جاده ابریشم جدید یکی از برنامههایی است که همین باور درباره آن وجود دارد. طبیعی است که پروژهای در این ابعاد دارای نقاط مبهم و ضعفهای مختلف باشد و دولت چین در آغاز مسیر رفع این ابهامها و ضعفها قرار داشته باشد، اما از هماکنون باید موانع بزرگ تحقق این پروژه شناسایی شوند و برنامههایی برای رفع این موانع تدوین شود، در غیر این صورت آنچه در نهایت رخ میدهد، اجرای ناقص یک پروژه بینالمللی است که در آن تعداد زیادی از کشورها دچار بدهی شدهاند و صدها میلیارد دلار به هدر رفته است. در حالی که دولت آمریکا به توافقنامهها و پیمانهای بینالمللی پشت کرده دولت چین با پیگیری پروژه جاده ابریشم جدید قصد دارد توانایی خود را برای ایجاد ائتلافها و اجرای پروژههای بزرگ نشان دهد.
یکی از موانع بزرگ اجرای این پروژه، باورهای منفی درباره آن است. هواداران این پروژه آن را عامل محرک اقتصاد با ابعادی بیسابقه در تاریخ بشر میدانند که نقص سرمایهگذاری آسیا در زیرساختها را رفع میکند و به کشورهای فقیر یا ناتوان کمک میکند، در مسیر رونق قرار گیرند. اما مخالفان پروژه میگویند باور به حسن نیت چین ساده انگاری است و این کشور قصد دارد حوزه نفوذ خود را در آسیا گسترش دهد و جای آمریکا را بگیرد، کشورهای مختلف را برای چند دهه مقروض و شکوه امپراتوری دیرینه خود را احیا کند. تاکنون ۶۰ کشور که دو سوم جمعیت جهان را در خود جای دادهاند یا به این پروژه پیوستهاند یا اعلام کردند در آن حضور خواهند داشت. سرمایهگذاریها از سوی دولت چین و نهادهای مالی وابسته به آن آغاز شده و حجم سرمایهگذاریها تاکنون به ۲۰۰ میلیارد دلار رسیده است. برای مثال کریدور اقتصادی چین پاکستان با سرمایهگذاری ۶۸ میلیارد دلار آغاز شده است.
مخالفان اجرای پروژه عظیم جاده ابریشم جدید معتقدند با توجه به اهداف بلندمدت اقتصادی و نظامی چین، این پروژه «اسب تروایی جدید» است که جاهطلبیهای حکومت چین را پنهان میکند و کشورها باید از حضور در آن اجتناب کنند، به ویژه کشورهایی که از لحاظ اقتصادی ضعیف هستند و ریسک مقروض شدن آنها را تهدید میکند. اما دلیل این میزان بدبینی چیست؟ چین بزرگترین مصرفکننده مواد خام در جهان است و اجرای پروژه جاده ابریشم جدید با چند هدف صورت میگیرد. این پروژه زیرساختهای فیزیکی نظیر راه آهن، جاده و پل را به وجود میآورد و سرمایهگذاری در آن، بخشی از کمبود سرمایهگذاریها در زیرساختهای آسیا را که سالانه ۸۰۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است جبران میکند. چین همچنین ۵۰ منطقه ویژه اقتصادی احداث خواهد کرد و ضمن گسترش این پروژهها، زمینه بینالمللی شدن یوآن را فراهم خواهد کرد.
بنا به گزارشی که از سوی مرکز روابط خارجی منتشر شده، جاده ابریشم جدید یکی از مهمترین بخشهای برنامه مقابله چین با سیاست اوباما، برای مهار پکن در شرق آسیاست. اوباما سیاست گسترش روابط آمریکا با کشورهای شرق آسیا را با هدف کنترل نفوذ چین آغاز کرد. از دید رئیسجمهوری چین صبر کافی است و باید اقدامات آغاز شود. یکی از کارشناسان سیاسی میگوید با آنکه اجرای پروژه جاده ابریشم جدید برخی اهداف اقتصادی چین از جمله گسترش زنجیره عرضه، دسترسی به نیروی کار خارجی و صادرات کالاهای مازاد این کشور را تامین میکند، اما هدف اصلی گسترش نفوذ سیاسی است. در واقع چین از طریق سرمایهگذاری در قالب پروژه جاده ابریشم جدید، به منابع معدنی عظیم آسیا و آفریقا دسترسی پیدا میکند و تعداد زیادی از کشورها را به «بدهکاران همیشگی» تبدیل خواهد کرد. نتیجه این فرآیند وضعیتی است که «دیپلماسی دام بدهی» نامیده میشود.
از سوی دیگر هند، نیجریه، اندونزی و تعداد دیگری از کشورها هر یک نگرانیهای خاص خود را درباره نحوه اجرای این پروژه دارند. برای مثال برخی از این کشورها، نگران کیفیت سرمایهگذاری چین در زیرساختها، رعایت نشدن مسائل زیست محیطی یا نداشتن اختیارات کافی هستند. نکته جالب توجه اما نگرانکننده، این است که چین مایل است از فناوری، مهندسان و نیروی کار خود برای اجرای پروژههای فرامرزی جاده ابریشم جدید استفاده کند. پرسش بعدی این است که سود حضور در پروژه جاده ابریشم جدید برای کشورهای دیگر چیست؟ طبیعی است که هزینه پروژهها باید به شکلی پرداخت شود. ایده چین این است که شرکتهای دولتی این کشور، زیرساختها را بسازند و کشورها هزینه آن را پرداخت کنند. به آن دسته از کشورها که توانایی پرداخت ندارند، وام گران پرداخت میشود. بانکهای دولتی چین و نهادهای مالی بینالمللی تحت نفوذ این کشور، از جمله بانک سرمایهگذاری زیرساختهای آسیا، منابع مالی را تامین میکنند. گرفتن وام برای اجرای پروژهها ریسکهای بزرگی دارد. در سال ۲۰۱۷ هنگامی که سریلانکا نتوانست بدهی خود را به وام دهندگان چینی پرداخت کند پکن کنترل بندر استراتژیک کلمبو را در اختیار گرفت و در پایان سال گذشته میلادی تقریبا ۲۵ درصد بدهیهای خارجی سریلانکا شامل بدهی به چین بود.
برخی کشورهای حاضر در پروژه جاده ابریشم جدید از جمله ایتالیا قصد دارند از طریق افزایش صادرات به چین بدهی خود را به این کشور بدهند، اما حتی در این حالت میزان پرداختها بسیار بالا است. از سوی دیگر، چین قصد دارد همزمان با گسترش مبادلات تجاری و اقتصادی خود با دیگر کشورها بر توان و حضور نظامی در مناطق مختلف جهان بیفزاید. بدون تردید همکاریهای اقتصادی چین با دیگر کشورها به گسترش نفوذ نظامی چین منجر میشود. و در نهایت هدف بعدی چین، دسترسی مطمئن و پایدار به منابع معدنی مورد نیاز خود در آسیا و آفریقا است. طی یک دهه از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ تعداد شرکتهای معدنی چین که در آفریقا فعالیت میکردند از کمتر از ۱۰ شرکت به ۱۲۰ شرکت افزایش یافت و این شرکتها عموماً سهام کنترلی شرکتهای معدنی کشورهای مقصد را خریداری میکنند.
منبع: روزنامه اطلاعات