استارت‌آپ‌ها

چند سالی است که استارت‌آپ‌ها به یکی از جذاب‌ترین فعالیت‌های اقتصادی تبدیل شده‌اند و در سایه رشد شتابان دسترسی به اینترنت پرسرعت، شرکت‌های کوچک و بزرگی به این حوزه نسبتا جدید ورود کرده‌اند. استارت‌آپ‌ها امروزه دیگر شاخه خاصی را دنبال نمی‌کنند و با جست‌وجویی ساده در فضای اینترنت می‌توان طیف وسیعی از فعالیت‌های آنها را مشاهده کرد.

 

 اما نکته اینجاست که بعضا به‌رغم وجود نمونه‌های موفق خارجی، موارد مشابه در داخل کشور پا نگرفته است. برخی کارشناسان، نظام اقتصادی استارت‌آپی شکل گرفته را مقصر می‌دانند و مشکلات تامین مالی را علت این مساله بیان می‌کنند؛ برخی نیز زیرساخت لازم را در این بازار مناسب برای ورود برخی ایده‌ها نمی‌دانند. در این بین شناخت ناکافی از طرف تقاضا و عدم نیازسنجی علمی نیز از جمله مواردی است که تاحدودی می‌تواند یک ایده موفق را به شکست بکشاند.

الگوهای موفق ایرانی

محسن حاتمیمدیر استارت‌آپ
اغلب افراد تصور می‌کنند که برای راه‌اندازی یک استارت‌آپ باید لزوما ایده‌های خارق‌العاده داشت؛ یعنی ایده‌هایی که تاکنون به ذهن هیچ‌کسی نرسیده و در هیچ جای دنیا پیاده‌سازی نشده است! حقیقت آن است که این موضوع تنها در حد یک آرمان تخیلی اعتبار دارد و تقریبا هیچ استارت‌آپی را نمی‌توان پیدا کرد که از ایده‌های دیگر الهام گرفته نباشد؛ البته بکر بودن ایده به خودی خود امری مطلوب است و ایده‌هایی که برای اولین‌بار شکل می‌گیرند و عملی می‌شوند، احتمال موفقیت بالاتری دارند.
الگوهای موفق ایرانی

اما صحبت اصلی اینجا است که شرط اصلی موفق بودن یک ایده‌ استارت‌آپی، بکر بودن و اولین بودن آن نیست؛ بلکه نحوه‌ پیاده‌سازی و اجرایی کردن ایده به ‌مراتب از خود ایده مهم‌تر است. نمونه‌ بارز این مساله را در فضای استارت‌آپی ایران می‌توان به‌ خوبی مشاهده کرد؛ استارت‌آپ‌هایی مانند اسنپ فود (با نام سابق زودفود) و اسنپ که خود نسخه‌های ایرانی استارت‌آپ‌های خارجی محسوب می‌شوند، به تدریج سبب شکل‌گیری نسخه‌های ایرانی مشابه دیگری به نام ریحون و تپسی شدند. اگرچه فعالیت این استارت‌آپ‌ها با یکدیگر مشابهت دارد، اما روشن است که در حال حاضر هر کدام توانسته‌اند سهم بسزایی از بازار را به خود اختصاص دهند و با هم به رقابت بپردازند. در این مقاله به چرایی این مساله خواهیم پرداخت.

 زودفود و ریحون؛ پیشتاز در عرصه غذای آنلاین

استارت‌آپ اسنپ فود که در ابتدا با نام زودفود فعالیت خود را آغاز کرد، یکی از استارت‌آپ‌هایی بود که با بهره‌گیری از نمونه‌های مشابه خارجی خود توانست در فضای استارت‌آپی ایران جای خود را باز کند. این استارت‌آپ در سال ۱۳۸۸ فعالیت خود را از مرحله‌ طرح‌ریزی آغاز کرد و ظرف مدت کوتاهی توانست در زمینه‌ توزیع غذای رستوران‌ها در سطح شهر تهران به جایگاه قابل‌توجهی دست پیدا کند. زودفود در ایران به‌عنوان اولین سرویس خدمات‌دهی غذای آنلاین توانست برای عموم مطرح شود و این کار استارت‌آپ‌های دیگری را که به این ایده فکر می‌کردند، سخت کرده بود؛ اما استارت‌آپ «ریحون» که حوزه‌ کاری مشابهی با زودفود داشت، توانست با راه‌اندازی سایت و اپلیکیشنی با همین نام در کنار زودفود به رقابت بپردازد. اپلیکیشن‌های اسنپ و تپسی نیز سرگذشتی مشابه داشتند و در حالی که به نظر می‌رسید اسنپ یکه‌تاز عرصه‌ حمل‌ونقل آنلاین باشد، تپسی با انتشار خبر ورود خود به این بازار تمام معادلات را به هم ‌ریخت! فکر می‌کنید چه عواملی سبب شکل‌گیری چنین رقابت‌هایی شد؟ در زیر به دو عامل مهم یعنی «تکامل ایده‌ها» و «بسترهای فرهنگی» اشاره خواهیم کرد.

 اهمیت تکامل ایده‌ها در شکل‌گیری استارت‌آپ‌های مشابه

اغراق نیست اگر بگوییم بسیاری از استارت‌آپ‌های جهان در یک موضوع به ‌خصوص، از تکامل ایده‌های قبلی خود به وجود آمدند. تا قبل از به وجود آمدن پدیده‌ای به نام اینترنت، ایده‌ تاکسی‌های تلفنی مورد استقبال زیادی قرار داشت و به تدریج این ایده تکامل پیدا کرد و تاکسی‌های بی‌سیم به بازار آمدند. اما با نفوذ اینترنت به درون جوامع به تدریج ایده‌ تاکسی‌های اینترنتی در جهان مطرح شد و به تدریج استارت‌آپ‌هایی مانند اوبر، هایلو، او ال آ، گرب تاکسی و... شکل گرفتند. تاریخچه‌ این مساله تقریبا به دو دهه‌ اخیر بر می‌گردد. طولی نکشید که آوازه‌ تاکسی‌های اینترنتی در ایران نیز پیچید و در حالی که پیشرفته‌ترین سیستم حمل و نقل بین‌شهری در ایران تاکسی بی‌سیم محسوب می‌شد، اپلیکیشن اسنپ به‌عنوان اولین اپلیکیشن مسافری آنلاین به بازار عرضه شد. بسیاری از استارت‌آپ‌هایی که تا قبل از آن ایده‌ تاکسی اینترنتی را در سر می‌پروراندند، با ورود اسنپ ناامید شدند؛ اما استارت‌آپ تپسی با تکمیل ایده‌ اسنپ و ارتقای آن توانست جای خود را به تدریج در جامعه باز کند. تپسی با در نظر گرفتن شرایطی برای کیفیت بهتر خدمات و همچنین کیفیت کاربری متفاوت از اسنپ، توانست حتی از نظر کیفی در جایگاهی بالاتر از آن قرار گیرد و مناسب بودن قیمت‌ها در ابتدای کار نیز مساله‌ای بود که به شناخته شدن هرچه بیشتر آن کمک کرد.

 بسترهای فرهنگی و نقش آنها در تسریع رشد استارت‌آپ‌های مشابه

تا قبل از آنکه زودفود آغاز به کار کند، تقریبا هیچ‌کس نمی‌دانست که چگونه می‌تواند به‌صورت آنلاین غذا سفارش دهد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن آن را در محل خود دریافت کند؛ اما زودفود با الهام‌گیری از نسخه‌های مشابه خارجی خود توانست این ایده را در ایران پیاده‌سازی کند. به تدریج با گذشت زمان این فرهنگ در بین بخش‌های مختلف جامعه جا افتاد که می‌توانند غذای خود را به‌صورت آنلاین تهیه کنند؛ البته این موضوع چندان کار ساده‌ای نبود و می‌توان گفت که زودفود هزینه‌های زیادی را صرفتبلیغات و بسترسازی فرهنگی کرد تا بتواند این زمینه را ایجاد کند. اما نکته‌ قابل توجه ظهور استارت‌آپ ریحون بود که به نوعی دیگر نیاز به‌ صرف هزینه‌های هنگفت برای بسترسازی فرهنگی و ذائقه‌سازی برای خرید آنلاین غذا نداشت و در فضای به وجود آمده توانست ظرف مدت کوتاهی به فروش بالا دست پیدا کند.

 جمع‌بندی

با توجه به مطالبی که در بالا گفته شد، می‌توان گفت که راه‌اندازی یک استارت‌آپ بیشتر از آنکه نیاز به سرمایه یا ایده داشته باشد، نیاز به هوشمندی و استفاده از فرصت‌ها به بهترین شکل ممکن دارد. یک راه ساده برای راه‌اندازی استارت‌آپ مطالعه‌ استارت‌آپ‌هایی است که در حال حاضر در جهان موفق هستند ولی هنوز در ایران نمونه‌ مشابهی ندارند. این راهکار البته چالش‌های خاص خود را دارد و به دلیل تفاوت‌های فرهنگی جامعه ایران با سایر جوامع بسیاری از آنها ممکن است به راحتی قابل پیاده‌سازی نباشند. به‌ علاوه هرکدام از ایده‌ها که برای اولین‌بار بخواهند راه‌اندازی شوند، نیاز به‌ صرف هزینه‌های زیادی برای بسترسازی فرهنگی و ایجاد آگاهی دارند. راه دیگر برای راه‌اندازی استارت‌آپ، مطالعه‌ ایده‌های فعلی و تلاش برای تکامل و ارتقای آنها است که این مساله در حال حاضر در ایران پتانسیل بالایی برای موفقیت دارد. به خاطر داشته باشید که راز اصلی موفقیت انسان‌های بزرگ و کسب‌وکارهای بزرگ در جهان متفاوت اندیشیدن است؛ اگر بنیان‌گذاران ریحون با دیدن زودفود و بنیان‌گذاران تپسی با دیدن اسنپ همانند بسیاری از استارت‌آپ‌های دیگر مأیوس و سرخورده می‌شدند و دست از کار می‌کشیدند، در حال حاضر در جایگاه فعلی قرار نداشتند.

نیازسنجی در فضای مجازی

علی فزونیمدیر استارت‌آپ
«پول درآوردن در ایران کار چندان سختی نیست»؛ شاید این حرف کمی عجیب به نظر برسد، اما باید اعتراف کرد که واقعیت دارد. با نگاهی به وضعیت استارت‌آپ‌های موفق ایران که هر روز تعدادشان رو به افزایش است، می‌توان دریافت که راه کسب درآمد در ایران نسبت به سایر کشورها بسیار هموارتر است. البته این جمله به معنای آن نیست که هر کسی می‌تواند با راه‌اندازی یک استارت‌آپ به ‌سادگی به موفقیت برسد؛ بلکه منظور از دشوار نبودن، فراهم بودن بسترهای لازم برای راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها است که در ایران تا حد زیادی این مساله وجود دارد. استارت‌آپ‌هایی مانند دیجی‌کالا، اسنپ، الوپیک، ریحون و... را می‌توان استارت‌آپ‌هایی موفق به حساب آورد که اگرچه ایده‌ آنها تازگی نداشته و از مدت‌ها پیش در جهان پیاده‌سازی شده‌اند، اما توانسته‌اند در ایران فراتر از نمونه‌های مشابه خارجی خود پیش بروند و در مدت نسبتا کوتاهی اعتماد جامعه‌ ایرانی را به خود جلب کرده و حتی فرهنگ مصرفی جامعه را نیز تغییر دهند.
نیازسنجی در فضای مجازی

 تغییر فرهنگ خرید در ایران از سنتی به مدرن

وقتی از آماده بودن بسترها برای راه‌اندازی استارت‌آپ در ایران صحبت می‌شود، بیشتر منظور بسترهای فرهنگی است که به‌طور بالقوه وجود دارند؛ جامعه‌ ایران از نظر فرهنگی یک جامعه‌ در حال گذار است و ورود ابزارهای تکنولوژی توانسته است آگاهی مردم را نسبت به زندگی و نیازهایشان تا حد زیادی افزایش دهد و حتی در نوع نگرش آنها تغییرات زیادی به وجود آورد. این در حالی است که هنوز زیرساخت‌های اقتصادی مدرن چندان شکل نگرفته‌اند و کسب‌وکارها غالبا به حالت سنتی مانده‌اند. اگرچه مردم به بازار می‌روند و خریدهای خود را انجام می‌دهند، اما از این بابت چندان خرسند نیستند و با وجود مشکلاتی مانند ترافیک، آلودگی هوا، دور بودن مسافت‌ها و... به‌طور ناخودآگاه در ذهنشان به دنبال راه‌های آسان‌تری برای خرید می‌گردند. به بیان ساده‌تر افزایش آگاهی مردم سبب ایجاد نوعی عطش در درون آنها نسبت به استفاده از ابزارهای تکنولوژی برای ساده‌تر کردن کارها شده، اما هنوز پاسخ چندانی به این عطش داده نشده است؛ به همین خاطر استارت‌آپ‌هایی که بتوانند زودتر از رقبای خود به این عطش پاسخ دهند، سریع‌تر به موفقیت دست پیدا خواهند کرد. دو استارت‌آپ دیجی‌کالا و اسنپ را می‌توان از نمونه‌های بارز استارت‌آپ‌هایی به شمار آورد که سریعا متوجه تغییرات فرهنگی جامعه شدند و از این پتانسیل نهایت استفاده را کردند.

 دیجی‌کالا و جا انداختن مفهوم خرید آنلاین

دیجی‌کالا یک استارت‌آپ موفق ایرانی است که این روزها تقریبا کسی نیست که از آن خرید نکرده باشد یا حداقل نامش را نشنیده باشد. این استارت‌آپ موفق ایرانی که در سال ۸۵ راه‌اندازی شده است با بهره‌گیری از دانشی که در نمونه‌ مشابه خارجی‌اش یعنی آمازون به‌ کار رفته، توانست فرهنگ خرید آنلاین را در ایران به‌ خوبی جا بیندازد و در مدت تقریبی ۵ سال به رشد قابل ‌توجهی دست پیدا کند. رازهای موفقیت این استارت‌آپ ایرانی را نمی‌توان در یک یا دو مورد خلاصه کرد، اما بدون شک می‌توان یکی از اصلی‌ترین رموز موفقیت دیجی‌کالا را عطش جامعه‌ ایرانی و نیاز نهفته‌ مردم برای خرید اینترنتی از یک فروشگاه معتبر دانست و اینکه دیجی‌کالا توانست به‌عنوان اولین فروشگاه اینترنتی به‌صورت قدرتمند ظاهر شود و توجه همه را به خود معطوف سازد. مردمی که تا پیش از راه‌اندازی دیجی‌کالا مجبور بودند برای خرید کالاهای مورد نیاز خود چندین ساعت و حتی چندین روز را در بازار جست‌وجو کنند و در نهایت نیز به خرید نسبتا نامطمئن اقدام کنند، حال با راه‌اندازی دیجی‌کالا می‌توانند خریدهای خود را بدون دغدغه و در کمال آسایش انجام دهند.

 اسنپ و لذت یک سفر بی‌دردسر و ارزان!

اپلیکیشن اسنپ نیز یکی دیگر از استارت‌آپ‌هایی است که اگرچه مدت ‌زمان زیادی از آغاز فعالیتش نمی‌گذرد اما در همین مدت کم توانسته جای خود را در بین مردم باز کند و فرهنگ حمل ‌و نقل آنلاین و البته ارزان را در بین قشرهای مختلف جامعه رواج دهد. اسنپ که بر اساس نمونه‌ مشابه خارجی خود یعنی «اوبر» راه‌اندازی شده را می‌توان همانند دیجی‌کالا جزو «اولین‌ها» در نوع خود به حساب آورد. اسنپ در شرایطی ایجاد شد که بازار حمل‌ونقل بی‌سروسامان بود و بر تعرفه‌های پیشنهادی رانندگان تاکسی نظارتی وجود نداشت؛ به همین خاطر بسیاری از افراد از این وضعیت به ستوه آمده بودند و نوعی احساس نیاز به استفاده از راه‌های بهتر به‌طور ناخودآگاه در آنها به وجود آمده بود. اسنپ با بهره‌گیری از فرهنگ خرید آنلاین که به‌طور نسبی در جامعه شکل‌ گرفته بود و همچنین رصد نیاز روز بازار، توانست به‌ موقع عمل کند و با طراحی اپلیکیشن خود ظرف مدت ۴ سال حدود ۳۰۰ هزار راننده را در شبکه حمل‌ونقل شهری به کار گیرد. اگرچه اسنپ به دلیل نوع فعالیت خود هنوز در بسیاری از شهرها راه‌اندازی نشده، اما تجربه‌ فعالیت آن در چند شهر ایران از جمله تهران، اصفهان، قم، تبریز و اهواز روزهای درخشانی را در پیش‌روی آن قرار داده است. البته دید کلی روی مدل موفق کلون کردن راکت اینترنت در نقاط مختلف دنیا به جز آمریکا و چین است که باز کردن بحث در این مقاله نمی‌گنجد.

 جمع‌بندی

با توجه به آنچه در بالا گفته شد، یکی از رازهای اصلی موفقیت استارت‌آپ‌ها توجه به نیاز روز جامعه و نوعی رصد زود هنگام است و استارت‌آپ‌هایی که بتوانند قبل از رقبای خود دست ‌به‌ کار شوند، به شرط انعطاف‌پذیری بازار از شانس موفقیت بیشتری برخوردار خواهند بود. در حال حاضر نیز استارت‌آپ‌هایی در جهان وجود دارند که توانسته‌اند موفق ظاهر شوند، اما به دلیل آنکه در جامعه‌ ایرانی هنوز بسترهای فرهنگی لازم وجود ندارد، نمی‌توان آنها را در ایران پیاده‌سازی کرد. از نمونه‌ این استارت‌آپ‌ها می‌توان به استارت‌آپ عینک واقعیت مجازی و استارت‌آپ تاکسی‌های بدون راننده اشاره کرد که هنوز تا پیاده‌سازی آنها در کشور راه زیادی در پیش است. در عین‌ حال هنوز ایده‌هایی وجود دارد که در ایران می‌توانند به موفقیت چشمگیری دست پیدا کنند. برای نمونه استارت‌آپ‌های مرتبط با خدمات پزشکی یا استارت‌آپ‌های مرتبط با خرید مایحتاج منزل جزو گزینه‌هایی هستند که در خارج از رونق فراوانی برخوردارند و در ایران اگرچه نمونه‌هایی از آنها ساخته ‌شده، اما بنا به دلایل مختلف هنوز نتوانسته‌اند توجه جامعه‌ ایرانی را به‌طور گسترده به خود جلب کنند. از این ‌رو پیشنهادهای قابل ‌تأملی برای افراد علاقه‌مند به راه‌اندازی استارت‌آپ به شمار می‌روند. البته در شرایط کنونی اقتصاد کلان، مواردی در قالب بازار اقتصاد اشتراکی شانس موفقیت بیشتری دارند.

ابهام در قواعد بازی

احمد طاهرخانیفعال حوزه استارت‌آپ
در حال‌حاضر و در اکوسیستم استارت‌آپی به‌طور طبیعی درصد کمی از شرکت‌ها موفق به توسعه محصول خود تا دستیابی به بازاری پایدار می‌شوند. آمارهای مختلف جهانی حاکی از موفقیت ۱۰ تا ۲۰ درصدی استارت‌آپ‌ها است. دلایل متعددی برای آن می‌توان برشمرد. محصول استارت‌آپی بر اساس نظریه‌ها و مفروضاتی در مورد بازار و مشتریان توسعه داده می‌شود. برپایه‌ ایده اولیه محصولی شکل می‌گیرد و باید به میزانی برای مشتری ارزش‌آفرینی کند که تمایل به پرداخت هزینه در قبال آن را داشته باشد. این ارزش‌آفرینی هم فرضیه‌ای است که در ایده اولیه درنظر گرفته شده است. محصول پس از ارائه اولیه، نیاز به اعتبارسنجی مفروضات خود را دارد و رصد واکنش مشتریان در قبال آن، موفقیت محصول را مشخص می‌کند.
ابهام در قواعد بازی

در این مرحله باید به سوالاتی پاسخ داده شود. آیا این محصول نیازهای مشتری را برطرف می‌کند؟ آیا مشتریان به‌راحتی با آن ارتباط برقرار می‌کنند؟ و آیا مشتری در قبال رفع این نیاز خود بازهم تمایل به پرداخت پولی بابت این محصول دارد؟ پاسخ به این سوال‌ها و تلاش در جهت رفع این مشکلات، نهایتا منتج به اعتبارسنجی فرضیه ما می‌شود. حال ممکن است استارت‌آپ‌ها قبل از بررسی اعتبار این فرضیات اقدام به سرمایه‌گذاری در سطح کلان‌تر کنند و عملیات بازاریابی و تخصیص هزینه‌های لازم به آن را زودتر شروع کنند. درصورتی که فرضیات اولیه معتبر نباشند و تلاشی در جهت رفع آن (با فرض ارزش‌آفرینی در صورت رفع چالش‌ها) نشود، محصول به میزان مورد انتظاردرآمد ایجاد نمی‌کند. با افزایش هزینه‌ها، ادامه فعالیت بر روی محصول اقتصادی ممکن نخواهد بود و این به معنی شکست استارت‌آپ است. عدم اعتبارسنجی به‌موقع مفروضات و درک نادرست از فرآیند فوق دلیل اصلی شکست بسیاری از استارت‌آپ‌ها بوده است. دلایلی همچون عدم شناخت صحیح مشتری و هزینه‌کرد بالا در مراحل ابتدایی شکل‌گیری محصول که به‌عنوان دلایل شکست استارت‌آپ برشمرده می‌شود نیز به دلیل طی نشدن صحیح این فرآیند است. دسته‌ دیگری از دلایل وجود دارند که به دلیل عدم مدیریت صحیح و رهبری تیم است. مشکلات داخلی که بعضا ممکن است در فرآیند توسعه محصول اختلالی ایجاد کنند؛ به‌کارگیری و استخدام افراد ناسازگار با محیط کاری، نبود انگیزه کافی و عدم مدیریت چالش‌ها و اختلافاتی که در یک تیم ممکن است اتفاق بیفتد.

دلایل دیگری را نیز می‌توان در این دسته قرار داد. اینها مهم‌ترین دلایل شکست استارت‌آپ‌ها در دنیاست. در کشور و زیست‌بوم استارت‌آپی ایران تاکنون استارت‌آپ‌های موفقی وجود داشته‌اند و طبیعتا درصد زیادی هم شکست خورده‌اند. بعضا نمونه‌های موفق جهانی در ایران موفق بوده‌اند و برخی از این نمونه‌ها نیز تاکنون در بازار ایران جایی نداشته‌اند. در پاسخ به چرایی این موفقیت و عدم موفقیت بهتر است تشابه دلایل شکست استارت‌آپ‌های ایرانی با روند دنیا را بررسی کنیم. ایده‌هایی که در ایران به دنبال رشد هستند، بعضا با چالش زیرساخت‌های قانونی مواجه هستند. متاسفانه فعالیت بسیاری از کسب و کارهای استارت‌آپی جایی در قوانین، ضوابط و آیین‌نامه‌های مختلف سازمان‌ها و نهادها ندارند و با استناد به همین مساله فعالیتشان محدود خواهد شد. استارت‌آپ‌های ایرانی خودشان باید تلاش کنند تا خودشان را تعریف کنند. در این فرآیند نیز قطعا مشکلات و چالش‌های زیادی وجود دارد. عدم همراهی بخش حاکمیتی به دلیل نبود برنامه و فرآیند برخورد با استارت‌آپ‌ها، فرآیند رشد استارت‌آپ‌ها را مختل می‌کند. شاید در ایران بیش از هرجایی نیاز باشد که به این بخش توجه شود. در کنار بررسی ابتدایی بازار و مشتریان باید بخش‌های حاکمیتی و نبود زیرساخت‌های قانونی را به‌عنوان یک چالش و مانع رشد استارت‌آپ‌ها دید. همان‌طور که ذکر شد مساله‌ای که باید استارت‌آپ‌ها خود در جهت برطرف کردن آن تلاش کنند و در زمان ایده‌پردازی اولیه به آن توجه شود. مسائلی که هم‌اکنون برای استارت‌آپ‌های حوزه فین‌تک و حوزه‌های مختلف خدماتی وجود دارد در این دسته جای می‌گیرند. پدیده دیگری نیز در بررسی علل عدم موفقیت استارت‌آپ‌های ایرانی قابل‌بررسی است که از آن باعنوان عدم تطابق فرهنگی ایده با تمام ارکانی که باید موجب موفقیت آن ایده ‌شوند، یاد می‌کنیم. ایده‌هایی در کشورهای دیگر موفقیت‌آمیز است که لزوما پردازش آن ایده بدون در نظر گرفتن فرهنگ حاکم بر رفتارهای انواع کاربران (به‌ویژه در مورد کسب و کارهای پلت‌فرمی) منجر به موفقیت نمی‌شود و نیاز است به بومی‌سازی ایده با شرایط موجود تمرکز بیشتری شود. البته این دلیل را می‌توان در دسته عوامل ابتدایی تحت‌عنوان عدم اعتبارسنجی فرضیه‌های یاد شده قرار داد. اما به‌طور خاص این مساله عامل شکست کپی‌برداری‌های صورت گرفته از نمونه‌های موفق خارجی است. چالش‌های جذب سرمایه در موعد مناسب نیز تا به امروز مشکلاتی برای بسیاری از استارت‌آپ‌های ایرانی به‌وجود آورده است. این چالش را به‌طور خاص به فرهنگ و مدل‌های سرمایه‌گذاری و عدم آشنایی سرمایه گذاران با این حوزه مرتبط می‌دانیم. متاسفانه به‌رغم رشد مناسب استارت‌آپ‌ها در کشور و ورود افراد باانگیزه به این حوزه، اقدامات مناسبی در جهت تامین سرمایه استارت‌آپ‌ها صورت نگرفته است.

حوزه‌های مغفول در سرمایه‌گذاری

ایمان کاظمیانفعال حوزه استارت‌آپ
در سال‌های اخیر نظام اقتصادی جدیدی در پهنه‌ اقتصادهای کوچک و متوسط، ذهن تصمیم‌سازان اقتصادی کشور را به خود مشغول کرده است. استارت‌آپ‌ها، یا همان شرکت‌های نوپای فرصت‌جو و نه فرصت‌طلب، با به‌کارگیری ادبیات نوین فناوری سعی در گرفتن سهم بازار از متولیان سنتی بازار دارند.
حوزه‌های مغفول در سرمایه‌گذاری

با نگاهی گذرا به نمایشگاه الکامپ امسال می‌توان دریافت که تعداد این شرکت‌های نوپا در سال‌های اخیر به‌صورت فزاینده‌ای در حال افزایش است. بر اساس تعریف مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA)، استارت‌آپ کسب و کاری است که عموما حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیلرشد بالایی دارد. هرچند این تعریف ممکن است از برخی جهات ناکافی به‌نظر برسد، اما به‌خوبی می‌تواند ابعاد فضای این نظام اقتصادی جدید را به تصویر بکشد. هرچند آمار دقیقی از درصد موفقیت این استارت‌آپ‌ها در ایران وجود ندارد، اما می‌توان با تکیه بر آمار کشورهای توسعه‌یافته و تعمیم آن به این محیط کسب و کار، تخمینی از درصد موفقیت این استارت‌آپ‌ها در کشور به‌دست آورد. بر اساس گزارش نشریه فوربس در سال ۲۰۱۶، حدود ۹۰ درصد   استارت‌آپ‌ها در سال‌های اولیه تشکیل با شکست مواجه می‌شوند. از آنجایی که گردانندگان اصلی این کسب و کارهای نوپا عموما فارغ‌التحصیلان نخبه دانشگاهی و البته کم‌تجربه هستند، توجه به دلایل شکست استارت‌آپ‌ها می‌تواند این فعالان را در توسعه کسب و کارهای کشور یاری کند. در این مقاله سعی می‌شود تا با تحلیل فضای استارت‌آپی ایران به واکاوی دلایل شکست این استارت‌آپ‌ها در کشور پرداخته شود. اولین گام در راه‌اندازی یک استارت‌آپ، ایده است. ایده به‌کار رفته در ایجاد یک استارت‌آپ بسیار متفاوت از ایده راه‌اندازی یک کسب و کار سنتی است. در فضای کسب و کار استارت‌آپی، ایده شامل یک مدل کسب و کار جدید یا یک محصول جدید خواهد بود که باید در بستر فناوری اطلاعات به فروش برسد، اما ایده یک استارت‌آپ باید جدید، خلاقانه، تکنیکی، عاری از موانع قانونی و حقوقی، از نظر اجتماعی قابل‌قبول و دارای پتانسیل رشد بالا باشد. فرض غالب در موفقیت یک استارت‌آپ، وجود توانایی‌های لازم به لحاظ تکنیکی، حقوقی، مالی و تحلیل مسائل اجتماعی در سرمایه‌گذاران آن استارت‌آپ است در حالی که این فرض عموما نادرست است. همان‌طور که بیان شد بسیاری از سرمایه‌گذاران استارت‌آپی در ایران متخصصان جوان و تازه فارغ‌التحصیل هستند و این افراد، اعتمادبه‌نفس و ریسک‌پذیری بالایی دارند اما این کافی نیست. به دلیل جدایی دانشگاه از صنعت و حتی جدایی دانشگاه از سطح جامعه، دانشجویان درک درستی از نیازهای خانواده‌های طبقه متوسط که بخش عظیمی از مشتریان بالقوه این کسب و کارها را تشکیل می‌دهند، ندارند. ایشان نیازهای خود و دوستان خود را می‌شناسند، اما قدرت تحلیل نیازمندی‌ها و توانمندی‌های خانوارهای متوسط جامعه را ندارند.

یکی دیگر از دلایل شکست استارت‌آپ‌های نوپا در ایران را می‌توان وابستگی زیاد میان کسب و کارها به یکدیگر دانست. بسیاری از شکست‌های استارت‌آپی به تاثیرات منفی کسب و کارهای دیگر مربوط می‌شود. به‌عنوان مثال بقای تعداد زیادی از استارت‌آپ‌ها در بستر اینترنت، به وجود شبکه‌های اجتماعی موثر و کارآ وابسته هستند، این درحالی است که خطر فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی مدام آنها را تهدید می‌کند. از سوی دیگر تغییر قوانین حقوقی، مالیاتی و امنیتی که منجر به شکست مستقیم بسیاری از استارت‌آپ‌ها می‌شود، می‌تواند دیگر استارت‌آپ‌ها را نیز متاثر کند.  عدم آمادگی بازار را نیز می‌توان در همین راستا مورد بررسی قرار داد. برخی از استارت‌آپ‌ها قصد اجرایی کردن ایده‌هایی را دارند که وابسته به بازاری دیگر هستند و هنوز راهی طولانی پیش‌روی خود دارند. جهت روشن شدن این موضوع می‌توان استارت‌آپ‌های حوزه آموزش آنلاین غیرحضوری را مثال زد. دسترسی به اینترنت پرسرعت و ارزان برای بیش از نیمی از مردم کشور میسر نیست و مشتریان جهت بهره‌مندی از این استارت‌آپ‌ها، با هزینه‌های گزاف اینترنت (در مقایسه با درآمد سرانه خانوار) دست و پنجه نرم می‌کنند.

اما فارغ از بحث ایده، بررسی شکست استارت‌آپ‌ها جنبه مهم دیگری نیز دارد و آن، تامین مالی است. در حاشیه مسائل مربوط به تامین مالی مسائلی از جمله ارزش‌گذاری، زمان تزریق سرمایه و استقلال تیم ایده‌پرداز نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. تامین مالی اولیه ناکافی و عدم جذب سرمایه‌گذار از علت‌های رایج شکست استارت‌آپ‌ها در ایران است. در راستای تامین مالی ایده‌های استارت‌آپی، شرکت‌هایی با عنوان شتاب‌دهنده شکل گرفته‌اند. یک جست‌وجو و مصاحبه ساده نشان می‌دهد که شرکت‌های شتاب‌دهنده ایرانی فاصله زیادی تا حد ایده‌‌آل خود دارند؛ این شتاب‌دهندگان عموما چک‌سایزهایی کمتر از ۵۰۰ میلیون تومان را در پکیج‌های حمایتی خود ارائه می‌کنند، درحالی که این مبلغ برای استارت‌آپ‌هایی که نیاز به تجهیزات اولیه دارند بسیار ناکافی است. با این وجود اگرچه شرکت‌های شتاب‌دهنده امکان تامین مالی بالا را ندارند، اما به علت تجربه بالا در راه‌اندازی کسب و کارهای نوپا، می‌توانند ایده‌پردازان را در ابعاد مختلف از ایده تا تجاری‌سازی یاری دهند.

به دلیل نبود شرکت‌های شتاب‌دهنده با امکانات تامین مالی کافی، سرمایه‌گذاران حقیقی جایگزینی برای صاحبان ایده‌ در راستای تامین مالی خواهند بود. عدم شناخت سرمایه‌گذاران حقیقی از این فضای نوین کسب و کار، باعث دخالت‌ آنها در فرآیند توسعه ایده و بروز اختلاف‌نظرها و انحراف از مسیر اصلی ایده‌پرداز خواهد شد. از سوی دیگر این عدم شناخت، باعث اشتباه در ارزش‌گذاری استارت‌آپ‌ها و ایجاد افق‌هایی فراتر از حد انتظار برای سرمایه‌گذاران خواهد شد. این پیش‌بینی نادرست منجر به تزریق منابع مالی زیاد و تنبل شدن حلقه‌ اولیه تشکیل‌دهنده استارت‌آپ خواهد شد، درحالی‌که اگر تزریق پول در زمان مناسب و به مقدار مناسب صورت می‌گرفت، می‌توانست انگیزه اعضای اجرایی را برای پیشرفت کار حفظ کند.

در پایان نیز ذکر این دغدغه ضروری به‌نظر می‌رسد که فضای استارت‌آپی ایران در حال‌حاضر تمرکز بسیاری بر خرده‌فروشی آنلاین، تحلیل بازار آنلاین و شبکه‌های اجتماعی پیدا کرده است. چرا این فضا شامل حوزه‌هایی نظیر هوافضا، صنایع تولیدی پیشرفته و صنایع دفاعی نمی‌شود؟ هر ایده‌ استارت‌آپی در حوزه مسائل تکنولوژیکی تولید، نسبت به ایده‌های بازاریابی می‌تواند از موفقیت بسیار بالاتری در جذب منابع مالی و سودآوری برخوردار باشد. دلایل متعددی را می‌توان برای این ناهمگونی شناسایی کرد؛ وجود قوانین بالادستی بازدارنده، عدم شفافیت در مالکیت ایده و سهم ایده‌پرداز، عدم دانش و مهارت تخصصی کافی و عدم نفوذ تفکر استارت‌آپی در رشته‌هایی به‌جز رشته‌های مرتبط با فناوری اطلاعات از مهم‌ترین دلایل این ناهمگونی است.

https://donya-e-eqtesad.com