آسیب‌شناسی استارت‌آپ‌ها

شهاب الدین رحیمی

استارت‌آپ‌ها به‌عنوان شکل جدید و مدرنی از کسب‌و‌کارها طی چند دهه اخیر رشد شتابان و چشمگیری در جهان داشته اند. این پدیده طی یک دهه اخیر در ایران نیز توانسته است جایگاه مناسبی در اقتصاد ایران برای خود فراهم کند. عملکرد استارت‌آپ‌ها نیز همچون سایر کسب‌و‌کارها تاثیرپذیری بالایی نسبت به شاخص‌های اقتصاد کلان و شاخص‌های محیط کسب‌وکار دارند.
 

طی سال‌های ۹۲ تا ۹۶ این حوزه در بین سرمایه‌گذاران، دانشجویان و دانشگاهیان مورد استقبال قرار گرفت و گذر از یک شرایط بحرانی به سوی یک شرایط با ثبات اقتصادی بسیاری از علاقه‌مندان به فعالیت استارت‌آپی و همچنین مدیران و سرمایه‌گذاران را بیش از پیش امیدوار کرد، اما این شرایط دوام چندانی نداشت و افزایش تورم و  بی‌ثباتی در بازار ارز و طلا و رکود احتمالی دراقتصاد ایران چشم‌انداز مبهمی را برای این نوع از کسب‌و‌کارها به‌وجود آورده است. 

عبور از دیوار چهار لایه

میثم زرگرپور/ مشاور در سرمایه‌گذاری استارت‌آپ‌ها
از کار در معدن و روزنامه‌نگاری که بگذریم، راه‌اندازی و تلاش برای بقا و رشد استارت‌آپ‌ها در ایران احتمالا یکی از سخت‌ترین کارهاست. البته خود بنیان‌گذاران استارت‌آپ و صد البته کارآفرینان سازمانی، نظری خلاف این دارند و ادعا می‌کنند که کارشان حتی از آن دو گروه دیگر هم سخت‌تر است – و شاید چندان هم بیراه نمی‌گویند! راه‌اندازی استارت‌آپ در همه جای جهان کار سختی است و در ایران، سخت‌تر. کسی که قصد دارد با راه‌اندازی استارت‌آپ به دنبال رویاهای شخصی‌اش برود گاهی اوقات با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که حتی تصورش را هم نمی‌شود کرد و اصولا یک کسب و کار ممکن است با چنین مسائلی هم روبه‌رو شود. کدام مشکلات و مسائل؟ هرچند به‌عنوان کسی که مدت‌ها با استارت‌آپ‌ها از نزدیک ارتباط داشته از بسیاری از مشکلات آنها با خبر بودم، اما در توییتر این پرسش را مطرح کردم که: «به نظر شما در شرایط فعلی، مهم‌ترین مشکلات (پایه‌ای و ریشه‌ای) پیش‌روی استارت‌آپ‌ها چه چیزهایی هستند؟» هرچند پاسخ‌هایی که از فعالان استارت‌آپی گرفتم چندان عجیب نبود، اما تعدد و اولویت بالای برخی از آنها، شگفت‌زده‌ام کرد. در ادامه، مهم‌ترین مشکلات استارت‌آپ‌های ایرانی از دید خودشان را خلاصه و جمع‌بندی کرده‌ام.
عبور از دیوار چهار لایه

اول: کمبود دانش

از دید «استارت‌آپی‌ها» (واژه‌ای که خودم هم با آن راحت نیستم، اما خودشان دوست دارند همین‌جوری نامیده شوند)، کمبود دانشِ توسعه یک کسب و کار استارت‌آپی، مهم‌ترین مشکل استارت‌آپ‌هاست؛ مشکلی که باعث می‌شود خیلی وقت‌ها استارت‌آپ‌ها مسیر پیش‌روی‌شان را نشناسند و به مشکلاتی برخورد کنند. از دید استارت‌آپی‌ها، کمبود منتورها، مشاوران و مربیان خوب و کاربلدی که هم خودشان یک بار این مسیر را رفته باشند و هم به سهولت بتوان به آنها دسترسی داشت، یکی از دلایلی است که باعث این کمبود دانش می‌شود؛ هرچند کمتر پیش آمده که استارت‌آپ‌ها به قصور خودشان در «دانش‌جو» بودن اعتراف کنند. در این میان، نقش شتاب‌دهنده‌ها در این حس نارضایتی را هم نباید نادیده گرفت. فراموش نکنیم که آموزش و مشاوره، اصلی‌ترین خدماتی هستند که شتاب‌دهنده‌ها به استارت‌آپ‌ها ارائه می‌دهند. پس اگر استارت‌آپ‌هایی که در شتاب‌دهنده‌ها حضور دارند هم از وضعیت آموزش، منتورشیپ و مشاوره رضایت ندارند، پیداست حداقل یک جای کار شتاب‌دهنده‌ها ایراد دارد.

اگر در روزگاری که هر روز یک شتاب‌دهنده افتتاح می‌شد دقت و سختگیری بیشتری از طرف دولت برای اعطای مجوز اعمال می‌شد، شاید امروز در این زمینه مشکلات کمتری داشتیم. نکته‌ی قابل تامل دیگر از نظر استارت‌آپ‌ها، مساله‌ نداشتن هدف از کارآفرینی و تاسیس استارت‌آپ است. در شرایطی که «فرار از کارمندی» (به هر قیمت!) و «رفتن دنبال رویاهای شخصی» (حتی اگر این رویا یک اشتباه ساده باشد!) در همایش‌ها و رویدادها و سخنرانی‌های برگزار شده در اکوسیستم کارآفرینی و استارت‌آپی مدام تبلیغ می‌شوند، چرا نباید نگران موج متخصصانی باشیم که به‌خاطر جوگیری و بدون مطالعه‌ کافی، دست از کار فعلی‌شان کشیده‌اند و بدون مطالعه و آگاهی کافی، پا در یک راه پر ریسک با احتمال شکست بالا گذاشته‌اند؟ هشدار درباره‌ این وضعیت، کار همان منتورها و مشاورانی است که در بازار اکوسیستم ایران، ظاهرا خوب‌شان کمیاب است. نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که اگر مهم‌ترین مشکل استارت‌آپ‌ها در شرایط فعلی کمبود منابع دانشی مناسب است، پس احتمالا نقش ناپایداری‌های اقتصادی فعلی در تشدید این مشکل نباید زیاد باشد.

دوم: مشکلات قانونی

به‌عنوان سرمایه‌گذار در اکوسیستم، نقش شفاف نبودن قوانین بیمه و مالیات در به نتیجه نرسیدن مذاکرات سرمایه‌گذاری را بارها دیده‌ام. یکی از مهم‌ترین هزینه‌های استارت‌آپ‌ها، نیروی انسانی است. تجربه شده که فقط اعمال ۲۳ درصد حق بیمه‌ سهم کارفرما، می‌تواند هزینه‌ یک استارت‌آپ را حداقل ۱۵ درصد بالاتر ببرد و این یعنی اگر استارت‌آپ نتواند خودش این هزینه را تامین کند، باید سهام بیشتری را در ازای دریافت این مبلغ از سرمایه‌گذار واگذار کند. راهکار این وضعیت چیست؟ استارت‌آپ یا باید با نارضایتی اصلاحات سرمایه‌گذار در محاسبات مالی‌اش را بپذیرد، یا دست به تقلب بزند. هرچند عزیزان دولتی ادعا می‌کنند که مسأله‌ بیمه و مالیات برای استارت‌آپ‌ها حل شده یا در حال حل شدن است، اما بیایید در این یک مورد روراست باشیم و بگوییم تا زمانی که موضوع استارت‌آپ‌ها نه به‌عنوان یک اتفاق فانتزی، که به‌عنوان یک الزام برای تسریع در رشد اقتصاد کشور به رسمیت شناخته نشده، این مسأله حل نخواهد شد.

ظاهرا معافیت‌هایی در حق بیمه و مالیات شرکت‌های «دانش‌بنیان» در نظر گرفته شده؛ اما اولا دانش‌بنیان‌ها، سهم بسیار بسیار کوچکی از کل استارت‌آپ‌ها هستند و ثانیا وقتی در سطح ممیزان مالیاتی و شعب بیمه، آموزش و اطلاع‌رسانی صحیح و کافی در این مورد انجام نشده، نمی‌توان انتظار داشت اتفاق خاص و ویژه‌ای رخ بدهد. این مسأله، در کشورهای دیگر دنیا (حتی آنهایی که نظام‌های حقوقی و مالیاتی بسیار سختگیرانه‌تری از ما دارند)، مدت‌هاست با راهکارهای ساده‌ای حل شده و حیف است که با حل نکردن مشکل بزرگی که می‌تواند با راهکارهای کوچکی رفع شود، به روند شکست طبیعی استارت‌آپ‌ها، سرعت بدهیم. موضوع خاص دیگری که استارت‌آپی‌ها در حوزه‌ قوانین به‌طور خاص روی آن تاکید داشتند، نبود قوانین حمایتی کافی برای حفاظت از مالکیت معنوی است. هرچند اقدام‌هایی در وضع این قوانین صورت گرفته، اما تا استقرار کامل آنها و حمایت دلگرم‌کننده از استارت‌آپ‌ها و صاحبان ایده، هنوز راه زیادی در پیش داریم.

سوم: عقب‌ماندگی فرهنگی از تکنولوژی

واقعیت این است که تعدد این موضوع در بین نظراتی که دریافت کردم، به‌شدت باعث شگفتی‌ام شد. تصور می‌کردم با گذشتن سه چهار سال از شکل‌گیری موج استارت‌آپ‌های فناورانه و البته واقعیت‌هایی مثل دسترسی مردم عادی جامعه به اینترنت، احتمالا مشکلی با آشنایی عموم مردم با تکنولوژی نداشته باشیم. اما نظر استارت‌آپی‌ها ظاهرا خلاف این را نشان می‌دهد. هنوز هم افرادی در رأس سازمان‌های بزرگ و نیز دولت هستند که اعتقادی به استفاده از تکنولوژی برای حل مشکلات‌شان ندارند. متاسفانه در دولت و حاکمیت هم چنین نگاه و رویکردی کم نیست. بسیار شنیده‌ایم و بعضا تجربه هم کرده‌ایم بعضی عزیزان، برخی مظاهر قانونی و کاملا شفاف استفاده از تکنولوژی را ذاتا جرم می‌دانند و از هیچ تلاشی برای پا نگرفتن آن دریغ نمی‌کنند. فیلترینگاستارت‌آپ‌های پرداخت در دو سال گذشته، شاهدی بر این ادعاست: استارت‌آپ‌هایی که می‌توانند بسیار چابک‌تر از موسسات پولی و بانکی عمل کنند و شفافیت بیشتری هم داشته باشند، با این نگاه جرم‌انگارانه و یک تصمیم فیلترینگ، از فرآیند رشد ماه‌ها عقب می‌افتند.

چهارم: محدود شدن توان خرید مشتریان

تنها موردی که از نظر استارت‌آپ‌ها به‌عنوان یک مشکل با ریشه‌ اقتصادی مطرح شد، کاهش توان خرید مشتریان (چه فردی و چه سازمانی) مخصوصا پس از ناپایداری‌های اقتصادی اخیر بود. استارت‌آپ‌ها هم به هرحال در همین شرایط فعلی اقتصادی مشغول فعالیت‌ هستند و نمی‌توان انتظار داشت از وضعیت اقتصادی تاثیر نگیرند. اتفاقا به علت اینکه بسیاری از محصولات و خدمات استارت‌آپ‌ها نوآورانه است، ممکن است از دید مشتری – به اشتباه – چندان ضروری تلقی نشود و در صورت نداشتن نقدینگیکافی، یکی از اولین گزینه‌هایی باشد که از فهرست هزینه‌ها حذف می‌شوند.

موضوع تلاطم نرخ ارز در کنار افزایش تحریم‌های داخلی (فیلترینگ!) و خارجی هم مساله‌ دیگری است که بسیاری از استارت‌آپ‌ها (مخصوصا آنهایی که از زیرساخت‌های فناوری اطلاعات خارج از کشور استفاده می‌کنند) را دچار مشکل کرده است. نداشتن دسترسی مناسب به بازارهای بین‌المللی هم موضوع دیگری است که جنبه‌ اقتصادی دارد و هم به تحریم‌ها باز می‌گردد و هم در کمبود تجربه‌ مناسب در صادرات فناوری به خارج از کشور ریشه دارد. استارت‌آپ‌ها، مسائل دیگری را هم به‌عنوان مشکلات‌شان ذکر کرده بودند؛ چیزهایی مثل مشکلات در تامین منابع مالی، دخالت‌های دولتی، تعدد مجوزهای مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب و کار، مشکلات در پیاده‌سازی و اجرای پروژه‌ها و بسیاری از موارد دیگر که استارت‌آپی‌ها با آنها کاملا آشنایی دارند. واقعیت آن است که حل بسیاری از این مشکلات، نیاز به صرف زمان و گذر ایام دارد؛ اما مشکلات اضطراری استارت‌آپ‌ها را به‌طور خاص دو چیز می‌تواند با سرعت حل کند: کمتر شدن دخالت دولت در اکوسیستم استارت‌آپی و کمک به اصلاح قوانین بیمه و مالیات. به نظر می‌رسد خود اکوسیستم استارت‌آپی می‌تواند در فرآیند بلوغ‌اش بسیاری از دیگر مشکلات را حل کند.

بازتعریف استراتژی‌ها در بحران

خشایار قدیری نژاد / تحلیلگر کسب‌وکار
وضعیت اقتصاد ایران نسبت به ۶ ماه پیش، بسیار تغییر کرده است. اقتصاد ایران در ماه‌های اخیر جهش بزرگ نرخ ارز، سکه و مسکن را به خود دید. تورم دورقمی به‌زودی سراغ ایران می‌آید. تقریبا هر روز شاهد تهدید آمریکا و خط و نشان کشیدنش در مورد آغاز مجدد تحریم‌ها هستیم. از طرفی از سمت مسوولان دولتی نیز سیگنال‌های خوبی مخابره نمی‌شود، حرف‌های ضد و نقیض، مصوبات زیاد و تکذیب‌های متعدد و... موارد مزبور هشداری است به تمام کسب و کارهای ایران و دولت. این شرایط می‌تواند برای استارت‌آپ‌ها نیز مشکلاتی ایجاد کند، مشکلاتی نظیر افزایش هزینه ها، نارضایتی کارمندان، کاهش قدرت خرید مشتریان سابق آنها، دشواری در تامین مالی و جذب سرمایه‌گذار و حتی احتمالا سخت شدن تراکنش مالی با دنیا. مشکل مهم دیگری که جهش ناگهانی نرخ ارز ایجاد می‌کند تاثیرات روانی و در نتیجه کاهش قدرت خرید جامعه است.
بازتعریف استراتژی‌ها در بحران

این روزها قیمت اکثر کالاها و خدمات افزایش یافته و این رویداد قطعا در حساب و کتاب و ارزیابی‌های استارت‌آپ‌ها اختلال ایجاد می‌کند و احتمالا استارت‌آپ‌ها مجبور می‌شوند هزینه‌های خود را کاهش دهند و عموما تعدیل کارکنان و تعلیق فعالیت‌های توسعه‌ای در بالای لیست کاهش هزینه‌‌ها هستند. به‌عنوان مثال اکثر کسب‌و‌کارهای گردشگری از تبلیغات گوگلی استفاده می‌کنند و این افزایش شدید نرخ ارز، هزینه تبلیغات آنها را تقریبا دو برابر کرده است. مشکل دیگری که این شرایط برای کسب و کارها پیش می‌آورد کاهش بهره‌وری و رضایت کارمندان است. کارمندان در اواخر سال ۹۶ یا اوایل سال ۹۷ قرارداد‌های خود را بسته یا تمدید کرده‌اند. با توجه به جهش نرخ ارز و افزایش قیمت کالاها و خدمات، این فکر به ذهن کارمندان می‌آید که ارزش واقعی دریافتی آنها حتی نسبت به سال قبل نیز کمتر شده و بنابراین اثر روانی بدی روی آنها می‌گذارد و تمرکز کافی در محل کار ندارند.

از طرفی رفتار مصرفی مردم در زمانی که احساس می‌کنند قدرت خرید آنها کم شده است نیز تغییر می‌کند، افراد با درآمد کم به سمت ارضای نیازهای اولیه و استفاده از خدمات ارزان قیمت می‌روند و بخشی از جامعه به سمت فعالیت‌ها و خریدهایی می‌روند که ارزش پول خود را حفظ کنند. این تغییر رفتار می‌تواند باعث شود تعدادی از استارت‌آپ‌ها مشتری‌های خود را از دست بدهند و درآمدشان کم شود. مشکل دیگر این روزها، روابط عمومی ضعیف دولت است. صدای واحدی از دولت شنیده نمی‌شود و ممکن است مسوولی حرفی را بزند و ساعاتی بعد مسوول دیگری آن را تکذیب کند. مصوبات بسیار زیاد شده‌اند و هر روز احتمال این می‌رود که مصوبه جدیدی متولد شود. این فضای شدیدا متغیر که حاصل روابط عمومی ضعیف دولت است باعث می‌شود کسب و کارها و افراد نتوانند برنامه‌ریزی کنند و جاری‌سازی استراتژی را بسیار سخت می‌کند.

وقتی جهش ارزی رخ می‌دهد، افراد یا مجموعه‌هایی که تا قبل از آن در استارت‌آپ‌ها سرمایه‌گذاری می‌کردند ابتدا سعی می‌کنند که ارزش دارایی خود را حفظ کنند و در نتیجه ریسک کمتری را قبول می‌کنند. این امر باعث می‌شود دارایی خود را به جای سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌ها به بازارهای دیگری نظیر طلا، مسکن و... منتقل کنند. در این بین عده‌ای شاید بگویند، استارت‌آپ‌ها می‌توانند خدمات بین‌المللی ارائه کنند و با توجه به افزایش نرخ ارز سود بیشتری به‌دست آورند، اما حقیقت چیز دیگری است. در شرایط فعلی حتی برنامه‌ریزی و فکر کردن به این ایده نیز بسیار سخت است. این روز‌ها که خبرهای زیادی از دشمنان ایران به گوش می‌رسد، بحث بازگرداندن ارز حاصل از ارائه خدمات، نیز پیچیدگی‌ها و ریسک‌های خاص خودش را دارد.

بنابراین با توجه به مطالب مزبور، ضروری‌ترین اقدام برای استارت‌آپ‌ها در شرایط فعلی ایران، بازاندیشی در تمام استراتژی‌ها است. استارت‌آپ‌ها باید به تحقیقات بازار و ارزیابی مطلوبیت خدمات یا محصولاتشان در شرایط جدید اولویت دهند و بازاندیشی در استراتژی‌های خود داشته باشند. در این راستا باید به کالاها یا خدمات جایگزین جامعه بعد از جهش نرخ ارز نیز دقت کرد. ممکن است کالا یا خدماتی که قبل از جهش نرخ ارز برای مردم مطلوبیت داشته، دیگر بعد از جهش مطلوبیت نداشته باشد. هر چه کالا یا خدمات ارتباط بیشتری با نرخ ارز داشته باشد، ممکن است بیشتر از سایر کالاها دچار تغییرات رفتار مصرف‌کننده شود. به‌عنوان مثال ممکن است تقاضای کالا یا خدماتی که خاصیت حفظ ارزش پول دارند، زیاد شود و همچنین ممکن است کالا یا خدماتی که وابستگی زیادی به نرخ ارز دارند با کاهش شدید تقاضا مواجه شوند. بنابراین می‌توان گفت جهش نرخ ارز برای اقتصاد کشور۱۰۰درصد تهدید است.  اما برای استارت‌آپ‌ها می‌تواند تهدید باشد یا فرصت. در همین راستا حاکمیت باید اقداماتی را انجام دهد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: تقویت روابط عمومی دولت و خروج اخبار فقط از طریق روابط عمومی، بررسی کامل مصوبات و دینامیک تصمیم‌ آنها و همچنین اجتناب از اتخاذ تصمیمات پوپولیستی و فکر نشده.

فعالان مریخی، مدیران ونوسی

احمد طاهرخانی / فعال حوزه استارت‌آپ
ایجاد کسب‌وکار استارت‌آپی گزینه رایج پیش‌روی فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و کسانی شده است که در خود یا یک تیم، توانایی به موفقیت رساندن آن را می‌بینند. شرکتی که حول ایده‌ای نو و عموما بر پایه تکنولوژی‌های نوین شکل می‌گیرد. زیست‌بوم استارت‌آپی در ایران با فاصله زمانی کمی از شکل‌گیری آن در دنیا توسعه پیدا کرده است. در حال حاضر شرکت‌های کلان مقیاسی در کشور وجود دارند که بر پایه یک ایده استارت‌آپی شکل گرفته‌اند.
فعالان مریخی، مدیران ونوسی

مردم، جامعه، دولت، قانون‌گذار و دستگاه‌های نظارتی با این مفهوم آشنا شده‌اند. در حال حاضر ناگزیر به توجه ویژه به این بخش از کسب‌و‌کارها هستیم؛ چراکه همگام با توسعه دانش و تکنولوژی و تغییر سبک زندگی، شکل کسب‌و‌کارهای سنتی نیز تغییر پیدا کرده و کسب‌و‌کارهایی جدید بر همین اساس شکل می‌گیرند. اما به‌طور معمول در فضای شرکت‌های استارت‌آپی بخش کوچکی از آنها، به توسعه موفق محصول خود و بقا در بازار دست پیدا می‌کنند. موفقیتی که به عواملی مختلف چون استقبال مناسب جامعهمخاطب از ایده و محصول جدید، به‌کارگیری روش صحیح توسعه محصول، به‌کارگیری استراتژی مناسب برای بقا در بازار رقابتی هدف، شیوه‌های بازاریابی متناسب، جذب موفق سرمایه‌گذار در مراحل مختلف توسعه و بسیاری دیگر وابسته است. اما با فرض برخورداری از دانش و تکنولوژی مورد نیاز و شرایط ابتدایی راه‌اندازی یک شرکت استارت‌آپی و موفقیت در توسعه محصول چه چالش‌هایی در راستای ایجاد یک کسب‌وکار پایدار پیش‌روی موسسان و مدیران چنین کسب‌وکاری وجود دارد؟

عوامل داخلی موثر بر موفقیت شرکت استارت‌آپی همچون در اختیار بودن دانش توسعه محصول، به‌دلیل وجود نیروی انسانیمناسب از جمع فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های معتبر داخل و خارج، چالش مهمی را متوجه استارت‌آپ نمی‌کند. مواردی که به‌نظر می‌رسند مهم‌ترین تفاوت بین کشور ما و کشورهای توسعه یافته در این مسیر باشند،‌در دسته عوامل خارجی قرار می‌گیرند و تا اندازه‌ای از حدود کنترل این‌ شرکت‌ها خارج است. دولت و نهادهای حاکمیتی، قانون‌گذار و دستگاه ناظر و متولیان سامان‌دهی کسب‌و‌کارها همچون اتحادیه‌ها و صنوف در ارتباط با این عوامل قرار می‌گیرند. امروزه بیش از هر زمان دیگری بحث تسهیل‌گری و هموار ساختن مسیر رشد استارت‌آپ‌ها مورد توجه قرار گرفته است و متاسفانه با توجه به نقش پررنگ سیاست‌های دولتی و تصمیم‌گیری‌های آنان در موفقیت یا عدم‌موفقیت یک کسب‌و‌کار، بخشی از این هموارسازی وابسته به ایفای نقش درست نهادهای مسوول در قبال این نوع کسب‌و‌کارهاست. اولین چالشی که گریبان‌گیر استارت‌آپ‌های ایرانی است، عدم‌آشنایی و آگاهی‌بخشی مدیران دولتی و سیاست‌گذاران از این فضاست. عدم‌آگاهی از چگونگی روند تغییر کسب‌و‌کار‌های سنتی به مدل‌های نوین و لزوم چنین تغییری به یک معضل مهم بدل شده است.

استارت‌آپ‌ها می‌آیند تا محصول و خدمتی جدید را عرضه کنند یا به روشی نوین و بهره‌ور نیاز کنونی جامعه، مردم و کشور را برطرف کنند. حال بخش‌ها و نهادهای متولی که نباید دغدغه‌ای جز افزایش بهره‌وری، افزایش سطح رفاه عمومی جامعه از این طریق و حرکت در راستای توسعه ملی داشته باشند، گاه و در کمال تعجب، به جای استقبال از چنین ایده‌هایی، خود در قامت اولین مخالفان ظهور و رشد آنها بر‌می‌آیند. باید توجه داشت ظهور شرکت‌های استارت‌آپی براساس یک تصمیم یا سیاست دولتی نبوده است. یک روند جهانی تغییر در مدل‌های کسب‌و‌کار است که به واسطه تلاش جوانان و دانشگاهیان با انگیزه، خیلی زود جای خود را در فضای کسب‌وکار کشور باز کرده است. تاکنون زیرساخت‌های مورد نیاز به همت همین شرکت‌ها توسعه پیدا کرده است.

حال در برهه‌ای که اوضاع نامناسب اقتصاد کشور نیازمند توجه به چنین ایده‌های خلاقانه‌ و کارآفرینانه‌ای است، دولت و مدیران مسوول باید ضمن استقبال، به‌صورت فعالانه در آماده‌سازی زیرساخت‌ها، حل چالش‌های قانونی و فرهنگ‌سازی و به‌طور کلی تسهیل این فضا تلاش کنند، نه اینکه با تصمیم نگرفتن یا اخذ تصمیم‌های نادرست خود به فضای پر ابهام زیست‌بوم استارت‌آپی کشور دامن بزنند. استارت‌آپ‌ها تحمل فاصله زمانی طولانی شعار تا عمل را ندارند؛ چون در همین فاصله، منابع انسانی و مالی زیادی به‌دلیل شکست استارت‌آپ‌ها ممکن است به‌هدر رود. علت نبود قدرت تصمیم‌گیری و نبود برنامه‌های عملی یا بعضا تصمیم‌های متضاد در برخورد با استارت‌آپ‌ها از محدوده این یادداشت خارج است. خوشبختانه طی سال‌های اخیر اقدامات مثبتی از سوی برخی نهادها صورت‌گرفته که امید است تداوم یابد و تفکر صحیح برخورد با استارت‌آپ‌ها در همه نهادها به‌وجود بیاید.

نقش این نهادها را در چهار عامل می‌توان خلاصه کرد: اصلاح قوانین و مقررات حاکم بر کسب‌و‌کار، توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز، فرهنگ‌سازی و آموزش و کمک به جذب سرمایه. برخی استارت‌آپ‌ها و به ویژه پلت‌فرم‌ها برای ورود به بازار با چالش‌های قانونی مواجه هستند. متاسفانه تسهیل‌گری در این زمینه یا صورت نمی‌گیرد یا به سختی اتفاق می‌افتد. همان‌گونه که اشاره شد استارت‌آپ‌ها از زمان شکل‌گیری تا بلوغ خود نمی‌توانند دوره طولانی‌ای را طی کنند؛ درحالی‌که متاسفانه تصمیمات این‌چنینی بسیار کند صورت می‌گیرد. زیرساخت‌های مورد نیاز نیز با تلاش خود استارت‌آپ‌ها در حال تقویت شدن است. تسهیل و تسریع در راه‌اندازی زیرساخت‌ها، همچون زیرساخت‌های ابری و بهبود وضع اینترنت کشور کمک زیادی به استارت‌آپ‌های اینترنتی می‌کند. آموزش و فرهنگ‌سازی نیز در درجه اول باید متوجه مسوولان و قانون‌گذاران و نهادهای نظارتی باشد؛ چراکه برخورد با مسائل نوظهور، با شیوه‌های سنتی پیشین امکان‌پذیر نیست. در نهایت تلاش در جهت جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی برای ورود به این حوزه‌ نیز از جمله اموری است که دولت در جهت تقویت این زیست‌بوم می‌‌تواند انجام دهد. همچنین دولت باید در فراهم ساختن بستر ارائه تسهیلات بانکی با نرخ مناسب بهره و دوره بازپرداختی که متناسب با روند رشد استارت‌آپ‌ها باشد، تجدیدنظری اساسی کند.

از رویا تا واقعیت

علی فزونی / فعال حوزه استارت‌آپ
استارت‌آپ راه مشکلات است و به قول بزرگی سختی کارهای سخت. از بیرون بسیار زیبا به‌نظر می‏رسد. فضای دوستانه، قهوه‏های گاه و بی‌گاه، خنده‏های مداوم و احتمالا داستان پولدار شدن یک شبه! اما واقعیت با این موارد فرسنگ‌ها فاصله دارد. نه پولدار شدن یک شبه‏ای وجود دارد، نه کسی که دقیقا راه را نشان دهد و نه قانون طلایی برای موفق شدن در این راه. واقعیت مسیر شامل عرق‌های سرد، نخوابیدن‌های مداوم، کم دیدن خانواده و احتمال زیادی برای شکست است. در این راه همه به داستان‌های موفقیت علاقه دارند و کسی قبرستان استارت‌آپ‏ها را نمی‏بیند. همه داستان افراد موفق را با هم به اشتراک می‏گذارند و کمتر کسی است که خواهان شنیدن داستان‌های شکست باشد. در حالی که واقعیت مسیر درصد بسیار بالای شکست و درصد کم موفقیت است. مشکلات، جزئی از مسیر همه راه‏های زندگی هستند؛ اما مسیر استارت‌آپی مشکلات متفاوتی دارد که به تعدادی از آنها در این نوشته اشاره می‌کنیم:
از رویا تا واقعیت

مشکلات منابع انسانی

مهم‌ترین قسمت کار در شروع یک استارت‌آپ هسته اولیه افراد معروف به بنیان‌گذاران هستند. در مسیر این راه، بازه زمانی که شما به افراد با فرهنگ مشخص و توانایی اجرایی مشخصی نیاز دارید کاملا متفاوت است؛ اما در شروع برای انتخاب شریک حتما باید لایه ارزش و استعداد را بالاتر از لایه توانایی فنی در نظر بگیرید. عدم‌توجه به این مورد و بروز مشکلات شخصی درصد بسیار بالایی از شکست استارت‌آپ‌ها را شامل می‌شود. در ادامه، مسیر استخدام‌ها بسیار تعیین‌کننده‌اند و استخدام‌های درست می‌توانند مسیر درست شرکت در آینده را تضمین کنند و البته برعکس! قد شرکت قد افرادی می‌شود که شما در شرکت استخدام می‌کنید.

مشکلات مالی

پول عنصر بسیار تاثیرگذار در هر کسب‌و‌کاری است. بسیاری از استارت‌آپ‌ها به‌دلیل عدم‌دسترسی به منابع مالی شکست می‌خورند و بسیاری دیگر پس از تامین مالی از راه‌های مخالف توانایی تامین هزینه‌ها را از دست می‌دهند. به هر حال هر کسب‌و‌کاری برای ادامه حیات به منابع مالی نیاز دارد که میزان، زمان و نحوه ورود و مدیریت منابع مالی از مشکلات استارت‌آپ‌هاست.

عدم در نظر گرفتن بازار و نیاز آن

اینکه کسب‌و‌کار در چه فضایی به چه روشی جواب می‌دهد از سوال‌های اساسی است که جواب مشخصی اوایل کار ندارد و این یکی از دلایلی است که این مسیر را سخت می‌کند و مانع از این می‌شود که هر کسی جرات قدم گذاشتن در مسیر را داشته باشد. معمولا (و نه لزوما) بسته به کسب‌و‌کار نیاز به مقدار خوبی داده و شهود در این زمینه برای شروع است. اما قسمت اصلی و راه طلایی در طول مسیر بر اساس ساختن، آزمایش کردن و یاد گرفتن به‌دست می‌آید. تعداد زیادی هم در این چرخه نابود می‌شوند.

عدم برنامه‌ریزی

متاسفانه دید غلطی در بعضی محافل وجود دارد که کار استارت‌آپی یعنی کار بی‌برنامه! اتفاقا کار استارت‌آپی یعنی کار چابک، هدفمند و قابل‌تغییر. یکی از مزایای بزرگ استارت‌آپ‌ها توانایی چرخش سریع از سمتی به سمت دیگر است که سازمان‌های بزرگ اکثرا از آن بی‌بهره‌اند؛ اما این به معنی انجام کارهای خودسرانه و بی‌برنامه نیست. متدهای بسیار مناسبی برای همراستاسازی کارها در استارت‌آپ‌ها وجود دارد.

مشکلات حقوقی

در کشور ما مسائل حقوقی شرکتی مثل بیمه و مالیات گریبان‌گیر کسب‌و‌کارهای نوپایی است که به سرعت اقدام به ثبت شرکت می‌کنند و پس از مدتی با حجم عظیمی از مسائل قانونی و حقوقی مواجه می‌شوند که توانایی حل کردن آن را ندارند. بعضا چنانانرژی از آنها می‌گیرد که مقدار زیادی از تمرکز خود را ازدست می‌دهند. به این موارد مسائل حقوقی شامل انواع قراردادها اعم از قرارداد با سرمایه‌گذار، قراردادهای تجاری و... را هم باید اضافه کرد.

حضور رقبا

البته شروع کار همواره با انرژی مثبت و دیدی باز همراه است؛ اما   توجه به رقبای موجود در بازار، اعم از رقبای مستقیم، غیر‌مستقیم و جایگزین بسیار مهم است. در بسیاری از موارد استارت‌آپ‌ها به سمت بخشی از بازار می‌روند که به دلایل زیادی از جمله عدم‌قطعیت و انعطاف‌پذیری بازار، به احتمال بسیار بالایی شکست خواهند خورد.

زمان‌بندی

زمان حضور در بازار برای یک محصول خاص موضوع بسیار مهمی است. به‌عنوان مثال بعضی بخش‌های بازار از دید اقتصاد کلان حتی در دوران رکود اقتصادی با رونق مواجه می‌شوند. بعضی محصولات زمان‌های خاصی برای ورود به بازار دارند که کمی زودتر یا دیرتر استارت‌آپ را با شکست مواجه می‌کند؛ هرچند که ممکن است استارت‌آپی مشابه، ۶ ماه بعد شروع به کار کند و موفق شود. قطعا تمام مشکلات استارت‌آپ‌ها این موارد نیستند و موارد بسیاری مثل محصول بد، عدم‌تناسب محصول با بازار، از دست رفتن تمرکز تیم، گسترش بیش از اندازه شرکت، مکان جغرافیایی بد برای شروع، عدم‌توانایی چرخش به موقع در مدل کسب‌و‌کار و... دلایل دیگری از شکست‌ها هستند.

 منبع: روزنامه دنیای اقتصاد