تاثیر تحریم بر استارتآپها
در چند هفتهای که از اعلام تصمیم ترامپ درباره خروج از معاهده برجام گذشته است، تحلیلها و بررسیهای مختلفی بر صنایع کشور صورت گرفته و آثار این تصمیم بر آینده آنها مورد ارزیابی قرار گرفته است.
هرچند در این بین بسیاری از نگاهها به سوی بخشهایی نظیر نفت و گاز، خودرو و حمل و نقل بوده اما واقعیت این است که در دنیایی که ارتباطات و اینترنت در آن حرف اول را میزند، نمیتوان از آثار این تحریمها بر حوزه نوینی همچون استارت آپها چشم پوشید. حوزهای که به همان اندازه که میتوانند پر قدرت و توانمند عمل کند، به همان میزان هم میتوانند آسیبپذیر و حساس به شرایط اکوسیستم باشند. بسیاری از شرکتهای فعال در این حوزه از خدمات بینالمللی بهره میبرند که در صورت ممنوعیت، مشکلات جدی برابر آنها قرار خواهد گرفت و ممکن است برخی از آنها حتی در پرداختهای خود هم دچار مشکل شوند. ضمن اینکه این حوزه به دلیل نو بودن، با مشکلات خاص خود در زمینه جذب سرمایه دست و پنجه نرم میکند که بیثباتی در فضای سیاسی-اقتصادی، چه بسا این امر را سختتر هم خواهد کرد.
کارشناسان در این پرونده باشگاه اقتصاددانان به بررسی آثار خروج آمریکا از برجام و تحریمهای احتمالی این کشور بر استارتآپها پرداختهاند.
امیر جهانی
بحران تامین مالی
تامین مالی استارتآپها یعنی چه؟
برای آنکه بدانیم خروج ترامپ از برجام چه تاثیراتی بر تامین مالی استارتآپها دارد، در ابتدا باید درباره خود تامین مالی استارتآپها و روشهای آن ذهنیت روشنی داشته باشیم. منظور از تامین مالی استارتآپها، تامین هزینههای لازم برای فعالیت استارتآپ است. بهطور کلی استارتآپها در دو حالت نیاز به منابع مالی پیدا میکنند؛ حالت اول در آغاز فعالیتشان است که در این زمان نیاز به تامین سرمایه اولیه دارند و حالت دوم نیز مربوط به زمانی است که یک استارتآپ تصمیم به توسعه فعالیتهای خود میگیرد که در این حالت اصطلاحا گفته میشود استارتآپ به افزایش سرمایه یا تزریق سرمایه نیاز دارد. در ادامه درباره روشهای تامین مالی توضیحاتی را خواهیم داد.
چه روشهایی برای تامین مالی استارتآپها وجود دارد؟
برای تامین مالی استارتآپها روشهای متعددی وجود دارد؛ اما بهطور کلی میتوان به چند راه اصلی اشاره کرد؛ راه اول جذب سرمایههای بیرونی است که میتواند از طریق افراد نزدیک یا افرادی که حاضر به شراکت با استارتآپ هستند، انجام شود. در این حالت افراد به میزانی که در استارتآپ سرمایهگذاری میکنند، در سود آن شریک خواهند بود و میزان سود اختصاصی آنها از طریق فرمولهایی محاسبه و در قالب توافقهای پیشینی مشخص خواهد شد. راه دوم کاهش هزینههای جاری استارتآپ و توقف فعالیتهای غیرضروری است؛ اگر استارتآپها به هر دلیلی در جذب سرمایههای بیرونی ناتوان باشند، به کاهش هزینههای جاری خود فکر کرده و فعالیتهای غیرضروری خود را حداقل برای مدتی تعطیل میکنند تا بتوانند از طریق تمرکز منابع مالی بر فعالیتهای اصلی به حیات خود ادامه دهند. روش سوم نیز تامین سرمایه از طریق فرشتگان کسب و کار است. فرشتگان کسب و کار همان طور که از نامشان هم پیدا است، حامیانی هستند که در مراحل اولیه راهاندازی استارتآپ حاضر میشوند در اجرایی کردن یک ایده سرمایهگذاری کنند و در ازای این کار در بخشی از سهام استارتآپ شریک شوند. راه چهارم نیز شتابدهندهها هستند که با طی مراحل معین و در اختیار قرار دادن امکانات مالی و حمایتهای معنوی از استارتآپها در مراحل مختلف فعالیتشان حمایت میکنند. همان طور که اشاره شد این روشها، روشهای اصلی هستند و روشهای دیگری نیز وجود دارند که توضیح آنها در این مقاله نمیگنجد. با توجه به این روشها باید دید که چگونه تحریمها میتوانند در تامین مالی استارتآپها اثرگذار باشند.
آیا تحریمها میتوانند در تامین مالی استارتآپها تاثیرگذار باشند؟
پاسخ این سوال هم مثبت و هم منفی است. با توجه به روشهای مختلف تامین مالی استارتآپها باید گفت که تحریمها بهطور مستقیم نمیتوانند بر تامین مالی استارتآپها اثری داشته باشند؛ زیرا بسیاری از استارتآپهای ایران از طریق سرمایهگذاران داخلی تغذیه مالی میشوند و کمتر استارتآپی وجود دارد که بهصورت مستقیم از سوی سرمایهگذاران خارجی، آن هم از آن دسته شرکتهایی که بخشنامه اعمال تحریمها به آنها صادر میشود، حمایت شوند. با این حال دو عامل اصلی میتواند بهصورت غیرمستقیم بر تامین مالی استارتآپها اثر بگذارد؛ عامل اول القائات در فضای رسانهای است که نقش پررنگی را در این مساله ایفا میکند. اقتصاد یکی از حوزههایی است که به شدت تحت تاثیر نوسانات سیاسی و رسانهای قرار دارد و از آنجا که مردم بازاری و سرمایهداران بدنه اصلی این حوزه را تشکیل میدهند، به محض اینکه حتی شایعهای درباره تحریمها به گوششان بخورد در فعالیتهای خود تصمیمات جدیدی را اعمال میکنند و مسیر برنامهریزیهای خود را عوض میکنند. این مساله بر سرمایهگذاران بسیار تاثیر دارد؛ زیرا آنها ترجیح میدهند در شرایط بیثباتی سیاسی و اقتصادی اقدام به سرمایهگذاری نکنند و حداقل تا آرام شدن نسبی اوضاع دست نگه میدارند. عامل دوم نیز تاثیر تحریمها بر دلار و تاثیر نرخ دلار بر قیمتهای بازار است؛ این عامل روی استارتآپهایی میتواند تاثیرگذار باشد که با عرضه محصولات و کالاها سر و کار دارند؛ به عبارت دیگر استارتآپهای خدماتی و آموزشی کمتر تحت تاثیر نوسانات نرخ دلار قرار میگیرند، زیرا فعالیتهایشان با محوریت کالا انجام نمیشود؛ اما استارتآپهایی که به عرضه محصول میپردازند، ممکن است با توجه به افزایش نرخ دلار در تامین محصولات جدید انبار خود با مشکلاتی مواجه شوند. این مساله به ویژه برای دستهای که در گروه محصولات وارداتی قرار دارند، پررنگتر است؛ بنابراین به نظر میرسد این دو عامل از مهمترین عواملی هستند که بر فعالیتهای استارتآپها در شرایط تحریم اثرگذار هستند.
استارتآپهای خدماتی و آموزشی کمتر تحت تاثیر نوسانات نرخ دلار قرار میگیرند، زیرا فعالیتهایشان با محوریت کالا انجام نمیشود؛ اما استارتآپهایی که به عرضه محصول میپردازند، ممکن است با توجه به افزایش نرخ دلار در تامین محصولات جدید انبار خود با مشکلاتی مواجه شوند.
آیا خروج آمریکا از برجام به معنای بازگشت تحریمها است؟
نکتهای که باید به آن توجه کرد آن است که خروج آمریکا از برجام لزوما به معنای بازگشت تحریمها نیست؛ زیرا توافق برجام یک توافق دوجانبه بین ایران و آمریکا نیست و به غیر از آمریکا چین، فرانسه، روسیه، انگلیس و آلمان نیز جزو کشورهایی هستند که با ایران درباره مفاد برجام توافق کردهاند؛ بنابراین خروج آمریکا از برجام به خودی خود به معنای ابطال برجام نیست، بلکه سایر کشورها به ویژه کشورهای اتحادیه اروپا موظف هستند همچنان به مفاد برجام پایبند باشند. البته این مساله با توجه به اعمال نفوذ آمریکا بر کشورهای اروپایی چندان هم ساده نیست و نمیتوان آینده را به خوبی پیشبینی کرد؛ اما باید گفت که به هر حال نفس خروج ترامپ مطلوب نیست و شرایط اقتصادی آینده احتمالا نسبت به قبل ثبات کمتری خواهد داشت. با وجود این باید تا ماههای آینده صبر کرد و دید که اتحادیه اروپا در عمل چه واکنشی را در قبال این تصمیم آمریکا اتخاذ خواهد کرد.
فرصت یا تهدید؟
تحریمها تاکنون
اکوسیستم استارتآپی ایران همواره از شرایطی خاص و ویژه نسبت به دیگر نقاط جهان برخوردار بوده است. از این رو تاکنون شاهد موفقیتهای بسیاری در حوزه استارتآپهای ایران بودهایم که بسیاری از کشورهای جهان به دلیل شرایط عادی از داشتن آن محروم بودهاند. از طرف دیگر تحریمهای چندساله و نداشتن ارتباط گسترده با جهان در شرایطی که تکنولوژی در حال بینالمللیسازی تمامی بخشهای اقتصادی است، ضربات سنگینی را به ما وارد ساخته که شاید بسیاری از آنها به خوبی مورد بررسی قرار نگرفتند. در ادامه برای به دست آوردن دیدی بهتر نسبت به این موضوع به چندین مثال از تاثیرات منفی تحریمها در حوزه تکنولوژی که میتوانند تاثیر مستقیمی روی استارتآپهای ما داشته باشند، اشاره خواهیم کرد. همچنین پس از آن چندین مثال از استارتآپهای موفق را مورد بررسی قرار داده که با استفاده از این شرایط توانستند به موفقیتهای بسیار چشمگیری دست یابند.
تاثیرات منفی تحریمها تحریمهای مالی
این تحریمها شاید مشهودترین و قابل لمسترین تحریمهای سالهای اخیر باشد. عدم دسترسی به ابزار پرداخت معمول دنیا باعث شده است که بسیاری از افراد و استارتآپها توانایی خرید ساده مواد آموزشی یا ابزار مورد نیاز استارتآپهای خود را نداشته باشند. خرید بسیاری از پلاگینها، نرمافزارها، دورههای آموزشی پیشرفته در حوزه تکنولوژی و... امری بسیار سخت است. بهعنوان مثال این محدودیت میتواند باعث دسترسی نداشتن افراد به منابع آموزشی و در نتیجه عدم دسترسی استارتآپها به افراد متخصص در تکنولوژی روز دنیا شود. اما این موضوع در دو سال اخیر با افزایش سرمایهگذاری و پیشرفت بسیار زیاد حوزه کریپتوکارنسیها شاید بیش از پیش خود را نشان داد. ارائه پروژههای مختلف و شروع کار استارتآپهای بسیار در این حوزه در سطح جهان یکی از مواردی است که در دو سال اخیر بیش از هرچیز چهره شرکتهای استارتآپ دنیا را تغییر داد. با استفاده از کریپتوکارنسیها موضوع جذب سرمایه برای بسیاری از پروژههای پیشرفته به سادگی میسر شد و از این رو پیشرفتهای بسیاری در حوزههای مختلف مخصوصا شبکههای غیرمتمرکز اتفاق افتاد. بهعنوان مثال میتوان به شبکه اجتماعی مبتنی بر بلاکچین Steemit، فضای اشتراک ویدئو بهصورت غیرمتمرکز d.tube و... اشاره کرد. با تسهیل موضوعات پرداخت بهصورت بینالمللی شاهد شروع کار استارتآپهای بسیار زیادی در کشورهای مختلف جهان همچون هند و پاکستان بودیم. ایدههای نو در این حوزه طی دو سال اخیر به دلیل جذب سرمایه ساده در حد خارقالعادهای افزایش یافت. بهعنوان مثال یکی از استارتآپهای این حوزه bitrefill.com با ارائه امکان شارژ سیمکارت تلفن همراه برای تقریبا تمامی کشورها با استفاده از پرداخت کریپتوکارنسیها توانست به سود و شهرت بسیار زیادی دست یابد. اما متاسفانه این حوزه با تمامی فرصتهای خود اگرچه باعث تسهیل موضوعات پرداختی شد و در آغاز بهعنوان راهحل نهایی مشکلات پرداخت در ایران به نظر آمد اما با وجود تحریمهای بسیار مشخص شد که این فضا برای استفاده استارتآپهای ایران چندان مناسب نیست. مثال آن میتواند پروژه کریپتوکارنسی ونزوئلا Petro باشد. این کشور که با شرایط مشابه تحریمهای ایران دست و پنجه نرم میکند در تلاش بود با ارائه کریپتوکارنسی Petro مبتنی بر ذخایر نفتی و معدنی خویش بتواند به موفقیت دست یابد. اما به زودی به دلیل تحریمهای مختلف ارائه و فروش این کریپتوکارنسی با مشکلات بسیاری روبهرو شد و در نهایت چندان موفق عمل نکرد. مجموعه تحریمهای اکثر صرافیهای بینالمللی کریپتوکارنسی، تقریبا امکان فعالیت ساده استارتآپهای ایرانی را در این حوزه غیرممکن ساخته است و در روزهای اخیر خبرهایی مبنی بر احتمال اعمال تحریم از سوی صرافی چینی کریپتوکارنسیها Binance نیز به گوش میرسد. این تحریم به علاوه تحریمهای Poloniex و Bittrex و بسیاری از صرافیهای بینالمللی دیگر، دسترسی ایرانیان را به این حوزه تا حدود بسیاری دچار مشکل میکند.
تحریمهای آموزشی و فنی
این تحریمها شاید نسبت به تحریمهای مختلف مالی چندان مورد توجه قرار نگرفته است اما تاثیرات منفی آن میتواند بسیار وسیعتر و بدتر از تحریمهای مالی باشد. عدم دسترسی به آموزشهای مختلف بینالمللی، در نهایت باعث کاهش افراد متخصص در زمینه تکنولوژی روز دنیا میشود که میتواند باعث کاهش سطح عملکرد استارتآپها و رقابتپذیری بینالمللی آنها شود. بهعنوان مثال Coursera.com با دورههای بسیار زیاد آموزشی همراه با ارائه مدارک مختلف به کلی از دسترس ایرانیان به دلیل تحریمها خارج است. همچنین این اواخر Google سرمایهگذاریهای مختلفی را روی موضوعات آموزشی برای تربیت افراد متخصص در حوزه تکنولوژی کرده است. این سرمایهگذاریها برای توانا کردن افراد برای فعالیت در بازارکار جدید انجام میشود. شرکت Google در راستای این اهداف با شرکت بزرگ خردهفروشی Walmart قرارداد همکاری برای تربیت افراد متخصص انعقاد کرده است. Google با ارائه پروژه Grow with Google قدم مهمی در این حوزه برداشت. این پروژه با ارائه آموزشهای بسیار سطح بالا و تخصصی قصد دارد افراد متخصص را برای دنیای جدید تربیت کند که میتوانند استارتآپهای موفقی را در آینده پایهگذاری کنند یا در استارتآپهای دیگر شروع به کار کنند. اما متاسفانه Grow with Google از همان آغاز ایرانیان را برای استفاده از دورههای اصلی خود تحریم کرد.
در حوزههای مختلف فنی نیز ما تحریمهای بسیار زیادی را تجربه میکنیم که از جمله آن میتوان به Google Cloud Machine Learning Engine اشاره کرد. این ابزار به برنامهنویسها و محققان اجازه استفاده از سیستم یادگیری ماشین برای انجام کارهای تحقیقاتی یا خدماتی را میدهد. یادگیری ماشین یکی از مهمترین عرصههای پیشروی دنیای تکنولوژی است که استارتهای بسیاری در آینده حول آن شکل خواهند گرفت و پیشبینی میشود که درآمد این حوزه در سالهای آینده رشد بسیار چشمگیری داشته باشد اما ایرانیان به دلیل تحریمها نمیتوانند به یکی از پیشرفتهترین ابزار این موضوع یعنی Google Machine Learning Engine دسترسی داشته باشند.
مثالهایی از تاثیرات مثبت تحریمها
اگرچه تحریمها تاثیرات منفی بسیار زیادی را روی اکوسیستم استارتآپهای ایران گذاشته است، اما خالی از فرصت نیز نبوده است. عدم دسترسی به بسیاری از سرویسها سطح بالای بینالمللی فضا را برای بسیاری از استارتآپهای درون ایران باز گذاشت تا با ارائه سرویسهای مشابه بتوانند به موفقیتهای بسیاری دست یابند. بهعنوان مثال تحریم شرکت amazon باعث شد تا فروشگاههای اینترنتی بسیار موفقی در ایران به وجود آیند. عدم وجود رقابت بینالمللی باعث میشود که بسیاری از استارتآپهای ایران بتوانند از فضای بسیار مناسب ساده برای رشد و دستیابی به موفقیت استفاده کنند. در سالهای اخیر نیز کریپتوکارنسیها با وجود تمامی مشکلاتی که تحریمها برای آنها در ایران به وجود آوردند تبدیل به فرصتی بسیار خوب برای استارتآپها در ایران شدهاند که همچنان چندان مورد استفاده قرار نگرفته است. بهعنوان مثال میتوان به امکان ساخت فروشگاه اینترنتی در Openbazar (فروشگاه اینترنتی غیرمتمرکز که امکان تحریم شدن را ندارد) اشاره کرد که میتواند فرصتهای بسیاری را به استارتآپهای مختلف دهد.
تحریمهای جدید علیه ایران
در روزهای اخیر اختلال در استفاده از API نقشه گوگل برای وبسایتهای با دامنه ir شاید یکی از مهمترین نشانههای شروع تحریمهای جدید در حوزه تکنولوژی بود که میتواند مستقیما اکوسیستم استارتآپهای ایران را متاثر کند. اگرچه این اختلال همچنان بهصورت رسمی از طرف گوگل بهعنوان تحریم جدید مورد تایید قرار نگرفته است، اما گمانهزنیها این موضوع را تایید میکنند. موضوعی که بیش از هرچیز فضای استارتآپهای ایران را تیره کرده است عدم پیشبینی دقیق موارد تحریمهای جدید در حوزه تکنولوژی است. بسیاری بر این نظر هستند که تحریم API نقشه گوگل شاید میتواند شروعی بر تحریمهای مختلف در این حوزه باشد که بیشک میتواند ضربات سختی را بر اکوسیستم استارتآپی ایران وارد آورد. اگر چه این تحریمها شاید در آینده بتوانند همچون بسیاری از تحریمهای دیگر بهعنوان یک ایده مورد استفاده قرار گیرند. پرکردن خلأهای به وجود آمده توسط تحریمها همواره توانسته است باعث موفقیت بسیاری از استارتآپها در ایران شود.
تاثیر تحریمهای طولانی مدت بر اکوسیستم استارتآپی ایران
اگرچه در کوتاه مدت میتوان فرصتهای بسیاری را برای استارتآپها به دلیل تحریمها دید، اما در طولانی مدت تاثیرات منفی این تحریمها به شکلهای بسیاری میتواند باعث ایجاد مشکلات گوناگون برای اکوسیستم استارتآپی ایران شود.
جدا شدن ایران از فضای رقابتی دنیا در کوتاهمدت میتواند فرصت رشد استارتآپهای نوپا بدون داشتن رقبای بزرگ بینالمللی را دهد، اما در طولانی مدت به دلیل فضای بسته و نبود رقبای جدی بینالمللی ممکن است بسیاری از این استارتآپها در یک سطح باقی بمانند و با پیشرفتهای روز حرکت نکنند و در نهایت امکان رقابت بینالمللی را نداشته باشند. موضوع دیگر که میتواند عمیقا پیکره استارتآپی ایران را مورد تاثیر قرار دهد عدم دسترسی به منابع آموزشی و فنی در حوزه تکنولوژیهای بسیار نوین همچون یادگیری ماشین است که در آینده میتواند امکان رقابت استارتآپهای ایرانی در این حوزههای مهم و پرسود را کاملا با مشکل مواجه سازد.
پایان مهاجرت معکوس؟
کم کم فعالیتهای استارتآپی به دانشگاههای ایران وارد شده بود و قسمت خوب داستان عدم ادامه مسیر مهاجرت تحصیلی، با انگیزه راهاندازی استارتآپ بود، موردی که برای بسیاری از استعدادهای برتر دانشگاه اتفاق افتاده بود و تعداد زیادی از استعدادهای دیگر را هم تحت تاثیر قرار داده بود. نکته دیگری که توجه من را جلب کرده بود، مهاجرت معکوس افراد با دانش و تخصص جهت راهاندازی استارتآپ در ایران بود. موجی که باعث شکلگیری تعدادی کسب و کار موفق در ایران شد و انگیزه و امید قابل ملاحظهای را به اکوسیستم استارتآپی ایران وارد کرد. پس از شکلگیری امید در جامعه در دوران پسابرجام، تصمیم اخیری که رئیسجمهور این کشور یعنی ترامپ بهطور خودسرانه گرفته است، بسیاری از فعالان حوزهاقتصاد را نگران کرده است. البته این اولینبار نیست که چنین اتفاقاتی برای ایران میافتد و میتوان گفت که کشور ما در طول تمام چهل سال گذشته همواره در زمینههای مختلف تحریم شده است؛ اما تکراری بودن این اتفاق از اهمیت آن نمیکاهد؛ زیرا این تصمیم اقتصاد ایران را بیش از پیش آسیبپذیرتر میکند و بسیاری از کسب و کارها را در معرض خطر قرار میدهد. استارتآپهای ایرانی نیز بهعنوان دستهای از کسب و کارها که در طول چند سال اخیر تازه شکل گرفتهاند، احتمالا از عواقب این تصمیم مصون نخواهند ماند؛ اما مساله خروج ترامپ از برجام چه تاثیری بر اکوسیستم استارتآپی خواهد داشت و آیا این تصمیم را میتوان تهدیدی برای تامین منابع انسانی استارتآپها به شمار آورد؟
تامین منابع انسانی استارتآپها به چه معنا است؟
برای آنکه از تاثیر تصمیم ترامپ بر تامین منابع انسانی استارتآپها آگاه شویم، در ابتدا لازم است آشنایی اولیهای با مفهوم تامین منابع انسانی استارتآپها داشته باشیم. در تمام استارتآپها «تیم» حرف اول را میزند؛ با ارزشترین دارایی یک استارتآپ. منایع انسانی استارتآپها هستند که از «هیچ»، کسب و کاری را میسازند و به اصطلاح از نقطه صفر به یک میرسند. اگرچه منابع انسانی مفهومی فراتر از تیم دارد، اما بخش عمده آن حداقل برای اکوسیستم استارتآپی ایران که همچنان نابالغ است ناظر به همین موضوع است؛ به عبارت دیگر تمام بدنه انسانی درگیر در یک استارتآپ اعم از تیمهای اصلی، تیمهای مکمل و افراد همکار همگی جزو منابع انسانی یک استارتآپ محسوب میشوند.
آیا تامین منابع انسانی استارتآپها با تحریمها مرتبط است؟
وقتی از منابع انسانی یک استارتآپ صحبت میکنیم، تنها منظورمان تعدادی از افراد که در یک استارتآپ فعالیت میکنند، نیست؛ بلکه این عبارت اشاره به یک فرآیند دارد که طی آن افراد سرجای خود سازماندهی شده و به کار گرفته میشوند. با توجه به اینکه این افراد همگی بر اساس نیازها و اهدافی دور هم جمع شدهاند، عبارت منابع انسانی نیز وجوه دیگری پیدا میکند. برای نمونه مسائلی مانند حقوق و دستمزد، بیمه، جذب نیروهای انسانی و آموزش همگی زیرشاخههایی از موضوع منابع انسانی محسوب میشوند و این مسائل با تغییر وضعیت اقتصاد، میتوانند دستخوش تغییر قرار بگیرند. اقتصاد یکی از وجوه اصلی منابع انسانی هر استارتآپ است و در کنار آن به وجوه دیگری مانند توانمندی و آموزش نیز باید توجه کرد. با در نظر گرفتن این مساله و با توجه به ارتباط تحریمها با این دو مقوله به ویژه در زمینه اقتصاد میتوان گفت که منابع انسانی استارتآپها ارتباط نسبتا قابل توجهی با تحریمها دارد و بسته به شرایط میتواند تحت تاثیر آنها قرار گیرد. بر اساس اولویتهای اقتصادی دولتمردان در زمان تحریم و امکان کاهش شتاب حمایت از استارتآپها از بعد مالی، انتظار میرود در سایر ابعاد به استارتآپها کمکهای بیشتری فراهم شود.
تحریمها چه تاثیراتی بر تامین منابع انسانی استارتآپها دارند؟
این سوال را میتوان به دو صورت پرسید؛ اینکه «تحریمها میتوانند چه تاثیراتی بر تامین منابع انسانی استارتآپها داشته باشند» یا اینکه «تحریمها چه تاثیراتی بر تامین منابع انسانی استارتآپها دارند»؛ در حقیقت سوال اول اشاره به ارتباط کلی تحریمها با تامین منابع انسانی بهصورت بالقوه دارد و سوال دوم ناظر به ارتباط تحریمها با این موضوع در حالت فعلی کشور دارد. در پاسخ به سوال اول میتوان گفت که با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از هزینههای مالی مربوط به منابع انسانی از درآمدهای استارتآپ تامین میشود، به میزانی که درآمدهای استارتآپ وابسته به تحریمها و تبعات آن یعنی افزایش نرخ دلار و تورم باشد، حفظ انسجام منابع انسانی با مشکل روبهرو خواهد شد. همچنین از آنجا که تحریمها فقط شامل توافقهای اقتصادی ایران با سایر کشورها نبوده و مسائل سیاسی را نیز در بر میگیرد، این مساله استفاده از نیروهای توانمند خارجی و انعقاد قراردادهای همکاری با استارتآپها و شرکتهای آن سوی مرز را با چالشهایی روبهرو خواهد ساخت. اهمیت این مساله به ویژه زمانی بیشتر میشود که بدانیم یکی از قطبهای استارتآپی جهان یعنی سیلیکون ولی در آمریکا قرار دارد و ایرانیان بسیاری در آنجا فعالیت میکنند که استفاده از تجارب آنها و حتی مأموریتهای کاری آنها به ایران با مشکلاتی مواجه خواهد بود. در ادامه به پاسخ سوال دوم خواهیم پرداخت.
آیا در شرایط فعلی استارتآپهای ایران تحت تاثیر تحریمها قرار دارند؟
برای پاسخ به این سوال که در حقیقت پاسخ سوال دوم بخش قبل را تشکیل میدهد، باید وضعیت فعلی استارتآپها در زمینه منابع انسانی را بررسی کرد. استارتآپهایی که در حال حاضر در ایران فعالیت میکنند، در طول چند سال اخیر به وجود آمده و رشد کردهاند و سرعت این رشد در چند سال اخیر به دلیل کاهش تحریمها نسبت به دورههای گذشته افزایش یافته است. اگرچه بخشی از این رشد با حمایت دولت و با تزریق بودجه به اکوسیستم استارتآپی صورت گرفته و امری مثبت محسوب میشود، اما باید توجه داشت که در نتیجه آن اکوسیستم استارتآپی ایران تا حدی به دولت وابسته شده و به میزانی که این وابستگی بیشتر شود، با شدت بیشتری در معرض پیامدهای تحریم قرار خواهد گرفت؛ زیرا سمت و سوی اصلی تحریمها معمولا بیشتر به سمت بخشهای دولتی نشانه میرود تا بخشها غیردولتی؛ اما نکتهای که نباید از آن چشم پوشید آن است که بسیاری از استارتآپها در زمینه منابع انسانی بر مبنای توان داخلی شکل گرفته و رشد کردهاند و به همین خاطر ارتباط علمی و آموزشی برجستهای از طریق مجاری رسمی با کشورهای دیگر وجود ندارد؛ بلکه انتقال دانش و تجربه بیشتر از طریق مجاری و افراد غیررسمی و در قالب سمینارها و رویدادها انجام میشود که نقش دولتها نیز در آن بسیار کم است. درست است که استارتآپها ماهیتا مستقل از بخش دولتی هستند؛ اما با شرایط موجود ترغیب افراد خارجی و حتی ایرانیهای مقیم آمریکا برای برقراری ارتباط و حضور موثر کاهش خواهد داشت و البته به دلیل تاثیرگذاری اقتصادی احتمالا آسیبپذیری این بخش از اکوسیستم بیشتر هم خواهد شد. با در نظر گرفتن این مسائل و با توجه به اینکه آمریکا تنها یک کشور خارج شده از برجام است و هنوز سایر کشورهای طرف معامله از توافق خارج نشدهاند، باید همچنان منتظر اقدامات متقابل بود تا بتوان وضعیت نهایی را بهصورت دقیقتر تحلیل نمود.برای جمعبندی، این امر امکان مهاجرت معکوس افراد با دانش و تخصص را کاهش میدهد، احتمال مهاجرت نخبگانی که میلیاردها دلار ارزش دارند را افزایش داده و با کم شدن دسترسی به منابع مالی برای استارتآپها چرخه کلی شامل سرعت یادگیری، سرعت انباشت تخصص و دانش و همچنین سرعت اشتغالزایی استارتآپی را کند خواهد کرد.
