فین‌تک یا فناوری مالی(Financial technology) اصطلاحی است که به کاربرد نوآورانه فناوری در ارائه خدمات مالی اطلاق می‌شود. شرکت‌های فعال در این حوزه عمدتا استارت‌آپ‌هایی هستند که با رویکردی جدید در ارائه خدمات، روش‌های سنتی را به چالش کشیده و در بستر رو به گسترش اینترنت، در حال بر عهده گرفتن نقش‌های پررنگ‌تری در بازار مالی هستند. در ایران نیز به واسطه شرایط و ضوابط، همچنین محیط محدودی که بر حوزه مسائل مالی حاکم است، تقاضای بسیاری برای خدمات نوآورانه و فناورانه مالی احساس می‌شود. تجربیات جهانی در این زمینه به وضوح نشان می‌دهد که رشد این‌گونه شرکت‌ها در سال‌های آینده نیز ادامه پیدا خواهد کرد. بر اساس تحقیقی که در دسامبر 2015 در چند کشور، پیرامون نقش فین‌تک در افزایش رضایت مصرف‌کنندگان در صنعت مالی انجام شد، این میزان حدود ۸ درصد بیشتر از بانکداری سنتی بوده است. 

مکانیسم  نظارت بانک مرکزی
 ناصر حکیمی- معاون فناوری‌های نوین بانک مرکزی

منبع: تجارت فردا

بانک مرکزی به‌عنوان رگولاتوری در حوزه نظام پرداخت و بانکداری وظیفه نظارت بر شرکت‌های فین‌تک را که در حوزه بازار پول فعالیت می‌کنند، بر عهده دارد. فین‌تک‌هایی که در حوزه‌های دیگر فعالیت می‌کنند، متناسب با فعالیتشان نهاد رگولاتور همان حوزه بر آنها نظارت می‌کند. مثلا در بازار سرمایه این سازمان بورس است که باید بر فین‌تک‌های بورسی نظارت داشته باشد. آنچه مشخص است رگولاتوری به‌جای آنکه به فعالیت فین‌تک‌ها قالب دهد، باید خودش را در قالب قرار دهد. یعنی اینکه چارچوب‌ها و خطوط قرمز فعالیت فین‌تک‌ها در هر حوزه‌ای که فعالیت می‌کنند باید ازسوی نهاد رگولاتوری مشخص شود.رویکرد بانک مرکزی در حوزه نظام پرداخت دیگر مجوز‌محوری نیست.

 

به همین جهت هم به دنبال آن نیستیم که به شرکت‌های PSP مجوز به مفهومی که در گذشته و به‌طور سنتی وجود داشته، بدهیم. اکنون 12 شرکت PSP از بانک مرکزی مجوز دارند. این مجوزها به‌قدری بزرگ و کلی هستند که ادامه این مسیر به صلاح نیست. باید این مجوزها را شکست و پیش رفت. به‌طور مثال مجوز ارائه خدمات پرداخت ممکن است به سه یا چهار مجوز یا چارچوب تقسیم‌بندی شود که به معنای افزایش مجوز نیست، بلکه هدف مدرن کردن و کنار گذاشتن تفکر سنتی در این عرصه است. با توجه به رل‌های موجود در این عرصه الزامات را مشخص می‌کنیم و تاکید صرف بر دادن یک مجوز کلی دیگر نخواهیم داشت. در این صورت بازار باز و رقابتی خواهد شد و هم شرکت‌های پرداخت با هم رقابت خواهند کرد و هم فین‌تک‌ها راحت‌تر می‌توانند در این فضا کار کنند.

همچنین قرار نیست که بانک مرکزی در حوزه تکنولوژی و نوآوری پیشگام شود و نباید در این عرصه وارد شود. تاسیس شرکت یا سازمان مستقل در این زمینه به معنی مداخله در امور و مدیریت شرکت‌های خصوصی در عرصه تکنولوژی است. مدیران دولتی نمی‌توانند برای مدیران بخش خصوصی تصمیم بگیرند. بانک مرکزی به هیچ‌وجه نباید وارد این عرصه‌ها شود. تاکید می‌کنم در بانک مرکزی هیچ برنامه‌ای برای اینکه سازمان یا شرکتی راه‌اندازی شود تا برای فین‌تک‌ها تصمیم‌گیری کند یا راه و چاه نشان دهد، نداریم. ما با فین‌تک‌ها تعامل داریم و تنها از آنها می‌خواهیم مسائل، مشکلات و موانعی را که بر سر راه دارند با ما مطرح کنند و در حوزه‌هایی که خط قرمز بانک مرکزی است از آنها می‌خواهیم وارد آن حوزه نشوند.

بازتعریف بانکداری سنتی
 شهاب جوانمردی- عضو هیات مدیره نظام صنفی رایانه‌ای تهران

با رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات در دنیا، تمامی صنایع به شکلی درگیر یا دچار تغییر شدند. صنعت بانکداری اگرچه از پیش‌قراولان پذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات برای اتوماسیون فرآیندهای کار خود بود،‌اما در تغییر و بازتعریف ماهیت خود با بهره‌گیری از نوآوری‌ها و توانمندسازهای ICT، با تعلل، محافظه‌کاری، تردید و گاه بدبینی برخورد کرده است. البته باید پذیرفت که رویکردهای محافظه‌کارانه‌ نظام بانکی‌ و مالی بیشتر ناشی از انتظاری است که تمامی ذی‌نفعان اعم از دولت،‌ حکومت، بنگاه‌های اقتصادی کوچک و بزرگ و مردم از این نظام برای ارائه‌ خدمات امن،‌ بدون ریسک و مطمئن دارند. اما این رویکرد ساختاری دیوان‌سالار، ضوابطی غیرمنعطف را با خود به همراه داشته است. ساختاری که نه با رخدادهای تازه‌ دنیا مواجهه‌ مناسبی داشته و نه حتی نیازمندی‌های سنتی و همیشگی کشور را به کمال پاسخ‌ گفته است.

 

اما تغییر، اجتناب‌ناپذیر است. با رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات، این فناوری که ابتدا،‌ تنها تسهیل‌گر فرآیندهای دستی صنعت مالی و بانکداری بود،‌ به توانمندسازی برای تغییر ماهیت و ساختار و مدل‌های کسب و کاری این صنعت بدل شد. فین‌تک،‌ نامی است که برای این بخش جدید حوزه‌ مالی و صنعت بانکداری استفاده می‌شود. فین‌تک و استارت‌آپ‌های این حوزه در جهان سوم با کشورهای توسعه‌یافته رویکردهای متفاوت و نقاط اثرگذاری مختلفی را انتخاب کرده‌اند. در کشورهای توسعه‌یافته در سال‌های گذشته، با توجه به رشد شبکه‌های پرداخت و نفوذ بانکداری، ‌رویکرد فین‌تک بیشتر به ارائه‌ خدمات بهتر یا ارزان‌تر در صنعت پرداخت، سیستم‌های پردازش و تحلیل اطلاعات و مشاوره‌ مالی به‌صورت شخصی‌سازی‌شده متمرکز بوده است. در سال‌های اخیر، بخشی از توان و تمرکز بازیگران این عرصه معطوف به اقتصاد اشتراکی و ظرفیت‌های بی‌بدیل این حوزه شده است. ظرفیت‌هایی که پیش از این،‌ امکان دسترسی و استحصال آنها وجود نداشت. اما فناوری اطلاعات و ارتباطات مسوول توانمندسازی برای استفاده از فرصت‌های این حوزه شد. تمامی فعالیت‌های اشتراکی مانند جمع‌سپاری مالی و وام‌های اشتراکی، بخش‌هایی کوچک از این حوزه هستند.

در کشورهای در حال توسعه، شرایط به گونه‌ دیگری است. درآمدهای اندک،‌ زیرساخت‌های نامناسب، قدیمی و محلی و هزینه‌های خدمات بانکی و مالی در کنار شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر این کشورها باعث شده تا بسیاری از افراد توانایی استفاده از خدمات بانکداری فعلی را نداشته باشند. Unbanked یا «بی‌بانک» به افراد بالغی اطلاق می‌شود که هیچ حساب بانکی ندارند و هیچ‌گونه خدمات بانکی دریافت نمی‌کنند. بر اساس آمارهای بانک جهانی نزدیک 2 میلیارد نفر در دنیا «بی‌بانک» هستند. مهم‌ترین رویکرد فین‌تک‌ در این کشورها، ‌ایجاد دسترسی به خدمات مالی، بانکی و پرداخت برای افراد بی‌بانک است. ارائه‌ خدمات بانکداری و پرداخت بر بستر شبکه‌های موبایلی، اولین قدم‌های این حوزه در کشورهای در حال توسعه بود که با سیستم‌های رمیتنس و ارسال پول و اعتبار از مهاجران به موطن آنها همراه بود. داستان فین‌تک در ایران را با کمتر کشوری در منطقه می‌توان محک زد. از سویی شبکه‌های بانکداری و پرداخت ایران در طول زمان به خاطر شرایط ویژه‌ کشور،‌ تحریم‌ها و نیازمندی‌های اختصاصی به‌صورتی محلی و تقریبا مستقل از کشورهای دیگر جهان رشد کرد. از سوی دیگر،‌ زیرساخت‌های کشور نسبت به کشورهای در حال توسعه رشدیافته‌تر و گسترده‌تر است. به این ترتیب،‌ شبکه‌های پرداخت و نظام بانکی ایران، نفوذ بسیار بالایی در جامعه دارند و بخش بسیار بزرگی از تراکنش‌های مالی به‌صورت برخط انجام می‌شود. اگرچه به خاطر دوری از سیستم‌ها و شبکه‌های جهانی، زیرساخت‌ها و خدمات رایج مالی در ایران چندان توسعه‌یافته نیست. در حال حاضر استارت‌آپ‌های فین‌تک در ایران با دو چالش اصلی مواجه هستند. نخست: کارمزدهای تراکنش نامناسب که هم هزینه‌های بسیاری به بانک‌ها و سایر بازیگران این عرصه وارد می‌کند و هم مجال رشد، ‌توسعه و ارائه‌ خدمات جدید را می‌گیرد و مدل‌های کسب و کاری رایج این حوزه را امکان‌ناپذیر می‌کند. اکنون با ادامه‌ این روند، افق بلندتری برای نظام پرداخت کشور متصور نیست و می‌توان پذیرفت که رشد صنعت پرداخت کشور به سقف خود رسیده و متوقف خواهد شد.

دومین چالش فین‌تک در ایران، قانون‌گذاری و رگولاتوری است. شروع حرکت این حوزه در ایران با خلأهای قانونی روبه‌رو بود. با رشد خدمات و ابعاد این حوزه و گذار از دوران جنینی، فین‌تک هم مانند هر مفهوم تازه‌ای متولیان متعدد، موازی و متضادی یافت که وجه اشتراک تمامی آنها، رویکرد سلبی و تلاش برای ایجاد و صدور مجوزهای جدید برای هر فعالیتی در این حوزه بود. دست‌اندازها و موانعی تازه جلوی سرعت گرفتن این حرکت نوپا را گرفت تا استارت‌آپ‌های فین‌تک نتوانند رشد و سرعت خود در کشورهای دیگر را در ایران نیز تکرار کنند. می‌توان به ضرس قاطع گفت که قانون‌گذاری در این حوزه نیازمند بازنگری بسیار جدی بر اساس بازیگران تازه و دنیای آینده و با رویکرد متفاوت تسهیل‌گری و هدایت به سمت اولویت‌های توسعه‌ کشور است. آینده‌ فین‌تک در دنیا تا حدی نامشخص،‌ اما بسیار روشن و امیدوارکننده است. در سال‌های آینده ضمن تکامل خدمات استارت‌آپ‌های فین‌تک در حوزه‌های فعلی، تمرکز و رقابت بسیار شدیدی در حوزه‌ زنجیره‌ بلوک‌ها (Block chain)، خدمات غیرمتمرکز مبتنی بر زنجیره‌ بلوک‌ها، اینترنت اشیا و پرداخت‌های ماشین به ماشین و البته اقتصاد اشتراکی بین بازیگران و استارت‌آپ‌های حوزه‌ فین‌تک شکل خواهد گرفت. همه‌ اینها در کنار هم، صنعت بانکداری و خدمات مالی را به سمتی می‌برد که استارت‌آپ‌های فین‌تک (که اگرچه نوپا هستند، اما ابعاد مالی و اثرگذاری آنها در حد غول‌های فناوری و خدمات مالی است) به تدریج جایگزین بانک‌های سنتی می‌شوند.

آینده‌ فین‌تک در ایران، همانند گذشته‌ آن، متاثر از روندهای جهانی،‌ اما به شکلی متفاوت از آن پیش خواهد رفت. نسل بعدی مشتریان خدمات مالی و بانکی، انتظارات بسیار متفاوتی خواهند داشت. مراجعه به شعبه حتی برای افتتاح حساب برای آنها بی‌معنی خواهد بود و پرداخت را نه به‌عنوان فرآیندی مجزا، که متجانس و آمیخته با اتفاقات روزمره و ابزارها و گجت‌های خود خواهند خواست. اما به نظر می‌رسد آینده‌ فین‌تک در ایران به جای جایگزینی با بانک‌ها، به سمت هم‌زیستی، مشارکت و انتفاع دوجانبه و البته ناگزیر پيش خواهد رفت. بانک‌ها برای ارائه‌ خدمات مناسب، جذب و نگهداشت مشتریان خود، ناچار به پذیرش این بازیگر جدید و تعریف روابط جدیدی در این حوزه هستند. از سوی دیگر، استارت‌آپ‌های فین‌تک برای کاهش مشکلات قانونی خود، ایجاد دسترسی بهتر به مشتریان، شبکه‌های پرداخت و مالی و داده‌های مرتبط، بهترین راه را همکاری با بانک‌ها و نهادهای مالی خواهند دانست. می‌توان گفت مهم‌ترین دارایی بانک‌ها، ‌اعتماد مشتریان و مردم به آنهاست و این، بزرگ‌ترین نیاز استارت‌آپ‌های فین‌تک خواهد بود. از این‌رو، بانک‌ها با بازتعریف خود، به ارائه‌ پلت‌فرم مناسب برای تعامل با استارت‌آپ‌های فین‌تک خواهند پرداخت و با استفاده از مجوزها و ابزارهای مالی، توان مالی خود و همچنین اعتماد مشتریان، اعتبارسنجی، تضامین مالی، خدمات و ابزارهای مالی، زمینه‌ لازم برای فعالیت استارت‌آپ‌های فین‌تک را فراهم می‌کنند. به اين‌شكل، تولید و ارائه‌ خدمات جدید را به استارت‌آپ‌هاي فين‌تك واگذار خواهند کرد. پيش‌بيني مي‌شود كه امنیت، هویت‌ به‌عنوان سرویس (Identity as a Service - IDaaS) و اهلیت‌سنجی، مهم‌ترين زمينه‌هاي كاري استارت‌آپ‌هاي فين‌تك ايراني در آينده خواهد بود.

اتصال به اقتصاد جهانی، امری ناگزیر است. اما باید برای آن خود را آماده کنیم. اگر به دانش و فناوری روز مسلح نشده باشیم، اقتصاد ایران در این میان هضم و نابود می‌شود. شاید تلاش برای آمادگی بیشتر برای اتصال به اقتصاد جهانی با مفهوم اقتصاد مقاومتی سازگاری بیشتری داشته باشد تا تلاش برای جدايي از آن. فين‌تك –همانند بسياري از حوزه‌هاي نوپاي ديگر- فرصتي بسيار مناسب براي ايجاد هم‌ترازي ايران در مقياس جهاني با روندهاي نوين اقتصاد جهاني است. در اين مسير،‌ بانک‌ها با بازآفرینی خود و ارائه‌ پلت‌فرم‌های مناسب و استارت‌آپ‌های فین‌تک با بازطراحی مدل‌های کسب و کاری خود و ارائه‌ خدمات مناسب، مهم‌ترین اقدامات اجرایی را انجام خواهند داد. اما تمامی تلاش‌ها بدون تغییر نگاه و رویکرد سلبی متولیان متعدد و نهادهای قانون‌گذار و تسهیل‌گری و هدایت به جای ایجاد ضوابط و مجوزهای جدید راه زیادی پیش نخواهد برد.

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4151 تاریخ چاپ:1396/07/01 بازدید:122بار کد خبر: DEN-1117376
رقابت بر سر هاب منطقه
 نیما امیرشکاری- عضو هیات علمی و مدیر گروه بانکداری الکترونیک پژوهشکده بانک مرکزی

زمانی که صنایع به انتهای مرزهای رقابت نزدیک می‌شوند به تدریج صاحبان کسب و کار، سودآوری و ادامه حیات کسب و کار خود را در مواجهه با ریسک می‌بینند. در چنین شرایطی تنها راه برون‌رفت از مخاطرات، نوآوری و کشف بازارهای جدید است. صنعت مالی کشور در دوره‌ای به‌سر می‌برد که مرزهای رقابت میان بانک‌ها به حداقل خود در چند سال اخیر رسیده و استمرار این صنعت به شیوه سنتی خود دیگر نمی‌تواند مشکل‌گشا باشد. از سوی دیگر نه‌تنها در ایران، بلکه در تمام کره‌خاکی، بانک‌ها سمبلی از بوروکراسی، لختی سازمانی و محافظه‌کاری در به‌کارگیری شیوه‌های نوین هستند. پس چاره چیست؟ آیا بشر امروز می‌تواند بدون بانک‌های کنونی زندگی کند؟ آیا نیازهای جدید افراد و کسب و کارها به خدمات مالی از طریق بانک‌های سنتی قابل‌ارائه خواهد بود؟

 

راهکار بین‌المللی برای پرسش‌هایی از این قبیل، نیاز به حضور برهم‌زنندگان است. برهم زنندگان شرکت‌های نوپا و چابکی هستند که نیازهای روز مشتریان را به درستی درک کرده و از نوآوری برای خلق راهکارهایی جهت رفع‌نیاز به مطلوب‌ترین وجه استفاده می‌کنند. کارآفرینانی که از طریق بازمهندسی نیازهای مشتریان و بدون‌توجه به محدودیت‌های سنتی و روش‌های قدیمی اقدام به بازآفرینی اکوسیستم می‌کنند تا بتوانند شرایط برد- بردی را برای مشتری و کسب و کار رقم بزنند.

در صنعت مالی نیز فین‌تک‌ها با همین هدف در سال‌های اخیر در کنار بانک‌های بزرگ متولد شده‌ و توانسته‌اند طی کمتر از پنج سال 50 میلیارد دلار سرمایه جذب کنند. بدیهی است که کشورهایی مانند ایالات‌متحده و انگلستان پرچمداران این قبیل سرمایه‌گذاری‌ها باشند، اما نمی‌توان از سرمایه‌گذاری‌هایی که در آسیا و اروپا شده نیز غافل بود. در سال 2016 پایگاه اصلی فین‌تک دنیا در لندن با بازاری به بزرگی 6 میلیارد پوند بود که حدود 60 هزار نفر در فین‌تک‌های این شهر مشغول فعالیت بودند. نیویورک و کالیفرنیا به ترتیب با بازارهای 8/ 4 و 3/ 4 میلیارد پوندی در رتبه‌های دوم و سوم و کشورهای آلمان، استرالیا، هنگ‌کنگ و سنگاپور در رتبه‌های بعد بودند. به گفته کارشناسان، با وجود اینکه ایالات‌متحده تلاش زیادی برای تبدیل‌شدن به پایگاه فین‌تک دنیا را داشته، اما جدایی مرکز فناوری (سیلیکون‌ولی) و مرکز مالی (وال‌استریت در نیویورک) آمریکا باعث شده تا در تقابل با شهر لندن که هم مرکز فناوری و هم مرکز مالی است، نتواند موفق باشد.

فقط در سه ماه ابتدای سال 2017، 7/ 2 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در فین‌تک‌ها به پشتوانه سرمایه‌گذاران خطرپذیر اتفاق افتاده که از این میان 826 میلیون دلار آن در آسیا، 667 میلیون دلار در اروپا و 1/ 1 میلیارد دلار آن در آمریکا بوده است. اگر به وضعیت منطقه خاورمیانه نگاه کنیم، دو کشور عربستان و امارات مدعیان اصلی سرمایه‌گذاری در فین‌تک هستند؛ هرچند سایر کشورهای منطقه از جمله بحرین و ایران نیز ادعاهایی نسبت به تبدیل شدن به پایگاه اصلی فین‌تک در این ناحیه را داشته‌اند. عربستان در افق 2030 خود رهایی از اعتیاد به درآمدهای نفتی را از طریق نوآوری برنامه‌ریزی کرده و در شرف راه‌اندازی سازمانی جدید برای نظارت بر شرکت‌های کوچک و متوسط است که از آن طریق فرهنگ کارآفرینی در صنایع مختلف را تقویت کند. همچنین این کشور قصد دارد به پایگاه اصلی فین‌تک‌های اسلامی نیز مبدل شود، جایی که بانکداری اسلامی و قواعد اسلام با نوآوری درهم آمیخته و خدمات مالی جدیدی برای مشتریان بازارهای اسلامی خلق می‌کند.

آن‌سوی خلیج فارس، دولت امارات متحده عربی نیز در دو شهر اصلی دبی و ابوظبی سرمایه‌گذاری‌های کلانی برای فراهم کردن شرایط رشد فین‌تک‌ها و همچنین نوآوری در بانک‌ها انجام داده است. دولت این کشور به‌تازگی از طریق ادغام دو بانک بزرگ در یک بانک 135 میلیارد دلاری با ماموریت ایجاد فضای اقتصادی امارات برای ایده‌های نوین، نشان داده که در حمایت خود از نوآوری جدی‌تر از سایر کشورهای منطقه است. مرکز مالی بین‌المللی دبی (DIFC) نیز به کمک شرکت بین‌المللی Accenture در سال 2015 اقدام به راه‌اندازی اولین شتاب‌دهنده فین‌تک کرد که دسترسی به بیش از 1700 موسسه مالی و خدمات حرفه‌ای مالی در دبی را برای استارت‌آپ‌ها میسر می‌سازد.

در شرایطی که موسسات مالی سنتی در دنیا با تهدیدهای جدی کسب و کار روبه‌رو هستند، طبیعی است که سیاست‌های کلان دولت‌ها به سمت نوآوری حرکت می‌کند و دولت‌هایی که شرایط بهتری برای ظهور و رشد فین‌تک‌ها فراهم آورند، قطعا از اقبال بیشتری برای برون‌رفت از مخاطرات برخوردارند. خوشبختانه مطالعات اخیر نشان می‌دهد بانک‌ها نیز به سوی پذیرش فین‌تک‌ها و همزیستی با آنها در حرکت هستند و هرچند چالش‌هایی در پیش است، اما آنچنان که گزارش PWC نشان می‌دهد، روند کلی به سوی شراکت بانک‌ها و فین‌تک‌ها در سه تا پنج سال آینده است، به‌طوری که 82 درصد از بانک‌ها از برنامه خود برای شراکت با فین‌تک‌ها در سال‌های آتی گفته‌ و سود سالانه موردانتظار در این شراکت‌ها را به‌طور متوسط 20 درصد پیش‌بینی کرده‌اند.

به اعتقاد کارشناسان، پذیرش نوآوری در میان جوامع ریشه در فرهنگ و ساختارهای حکومتی دارد. به این ترتیب می‌توان دولت‌ها را با توجه به میزان فراهم کردن بسترهای پذیرش فین‌تک رتبه‌بندی کرد. فین‌تک‌ها و در گفتار جامع‌تر، نوآوران، بنا به طبیعت ذاتی خود در ساختارهای موجود به سادگی نمی‌گنجند و لازم است از طریق راهنمایی مناسب، انعطاف در قوانین و پرهیز از برخوردهای قهری مورد هدایت قرار گیرند و این موضوع را کشورهای حامی فین تک به خوبی درک کرده‌اند. زمانی که هدف‌گذاری بالاتر در جهت تقویت صنعت مالی به‌عنوان خط‌مشی دولت‌ها صورت می‌گیرد، ایجاد بستر رشد و ظهور فین‌تک‌ها علاوه بر سرمایه‌گذاری نیازمند تدبیر، همسویی نهادهای اقتصادی، مشوق‌ها و انعطاف قوانین است.

در کشور ما نیز همزمان با تب فین‌تک در دنیا، اقدامات مشابهی شکل گرفت و استارت‌آپ‌های مالی متعددی پدیدار شدند که به کشف نیازهای مشتریان و ارائه راهکارهای خلاقانه پرداختند. پیش‌بینی می‌شد با شناختی که از وضعیت کنونی موسسات مالی و نظام اقتصادی کشور وجود دارد، دولت و بانک مرکزی حمایت از فین‌تک‌ها و ایجاد بازارهای جدید را در اولویت‌های خود قرار دهند که البته تلاش‌هایی نیز در این‌خصوص شد اما عدم همسویی نهادهای حاکمیت از یکسو و تاخیر در درک ماهیت نوآورانه فین‌تک‌ها و بسترسازی از سوی دیگر منجر به رشد کند این حوزه و کمبود سرمایه‌گذاری در این بازار شده است. بازارهایی که آمار جذب سرمایه خطرپذیر آن در دنیا سالانه به بیش از 50 میلیارد دلار می‌رسد، در کشور ما طبق آمار غیررسمی زیر 1000 میلیارد ریال معادل 25 میلیون دلار است. به‌علاوه برخوردهای قهری از جمله فیلترینگ، عدم رسیدگی به درخواست‌های صنفی فین‌تک‌ها، خواسته‌های غیرمعقول از جانب حاکمیت و تمامیت‌خواهی بازیگران سنتی در مجموع مانع رشد این صنعت در ایران شده است. به‌نظر می‌رسد لازم باشد کارگروه ویژه‌ای برای این منظور تشکیل شده و به تدریج برای رفع این موانع و توسعه زیرساخت‌های پذیرش نوآوری در صنعت مالی اقدام کند.

4 جذابیت فناوری جدید
 محمد احمدی- مدیر عامل اسمارت آپ 

مشاور و مدرس سرمایه‌گذاری

شرکت‌های تکنولوژی محور به طرز دلهره‌آوری عرصه را بر شرکت‌های سنتی تنگ کرده‌اند. برای درک این مساله کافی است نگاهی به ترکیب 10شرکت بزرگ S&P500 در طول زمان بیندازیم. کمتر از 30 سال قبل و در سال 1990، شرکت‌هایی همچون اکسون موبیل، شل، کوکاکولا، والمارت و جی‌ای در لیست 10 شرکت بزرگ بورسی قرار داشتند. شرکت‌های نفتی و خرده‌فروشی، به‌طور سنتی جزو بزرگترین شرکت‌های آمریکا بوده‌اند. اما در حال حاضر شرکت‌هایی همچون اپل، مایکروسافت، فیس‌بوک، آمازون و آلفابت (شرکت مادر گوگل)، جزو بزرگترین‌ها هستند. رشد آنها در این سال‌ها خیره‌کننده بوده است. آنها جهان را تغییر دادند. به هم زدن (Disruption) وضعیت فعلی، شاید مهم‌ترین ویژگی شرکت‌های نوین باشد. آنها از هر طریقی به دنبال کسب درآمد نیستند. آنها نیامده‌اند که سهمی از بازار قبلی را داشته باشند، هدف و رسالت آنها به هم زدن بازی است. تغییر شیوه بازی، اما به معنای زنگ خطر برای کسب و کارهای سنتی است. کسب و کارهای نوین یا محصولات و خدمات جدیدی ارائه می‌دهند یا محصولات و خدمات قدیمی را به شیوه‌ای نوین ارائه دهند. این مساله تهدیدی است برای کسب و کارهای سنتی. اما توانمندی اصلی کسب و کارهای نوین که چنین رشدی خارق‌العاده را تجربه کرده‌اند، چیست؟ شاید بتوان قدرت یادگیری بالا را مهم‌ترین ویژگی این کسب و کارها دانست.

 

اما این قدرت یادگیری بالا نیز ریشه بر تسلط این شرکت‌ها بر حجم زیادی از داده‌ها دارد. چه کسی می‌تواند منکر حجم عظیمی از داده‌های ارزشمند باشد که در اختیار گوگل، فیس‌بوک، آمازون و... قرار دارد. این داده‌ها به آنها کمک می‌کند که نیازهای مشتریان را بهتر شناخته و محصولات بهتری عرضه کنند. عامل موفقیت تسلا در مقابل خودروسازان سنتی نیز ریشه در همین مساله دارد. آدام جونز از مورگان استنلی، می‌گوید مهم‌ترین رقبای تسلا، نه خودروسازان بلکه شرکت‌های فناوری هستند که سرمایه‌های کلانی نیز در اختیار دارند. شاید همین جمله به خوبی تقابل کسب و کارهای سنتی و مدرن را نشان دهد. در حال حاضر شرکت‌های فناوری به دلیل داشتن پول و اطلاعات (اجزای لازم برای به زانو درآوردن رقبا) می‌توانند به هر صنعتی وارد شده و بازیگران سنتی آن صنعت را از گردونه خارج کنند. بی‌شک یکی از صنایعی که به شدت در معرض چنین تهدیدی قرار دارد، صنعت خدمات مالی است. صنعت مالی نیز از خطر تکنولوژی به دور نیست. مدت‌هاست که این زنگ خطر به صدا درآمده است؛ فین‌تک. فین‌تک به زبان ساده، به استفاده از فناوری‌های نوین در ارائه خدمات مالی اشاره دارد. خدمات پولی مبتنی بر موبایل می‌تواند به تنهایی یک فرصت 3 تریلیون دلاری (حجم پرداخت) در اختیار فعالان قرار دهد.

مدیران ثروت و مشاور بانکی شما می‌تواند در اتخاذ تصمیمات مالی مناسب به شما کمک کند، اما نه به‌طور سنتی، بلکه مبتنی بر هوش مصنوعی و با استفاده از داده‌های مرتبط با شما. اینها فقط نمونه‌هایی از خدمات قابل ارائه از سوی شرکت‌های فین‌تک است. شرکت‌های مالی سنتی این خطر را به خوبی احساس کرده‌اند و به همین دلیل به دنبال ایجاد همکاری‌های استراتژیک با فعالان این حوزه هستند. جالب این است که سرمایه‌گذاری در فین‌تک در حال حرکت از سمت سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VC) به سمت سرمایه‌گذاران سنتی است. این مساله افزایش قابل توجه سرمایه‌گذاری در فین‌تک را به دنبال داشته است. بر اساس داده‌های PWC، سرمایه‌گذاری در فین‌تک، در چهار سال گذشته، سالانه 41 درصد رشد کرده و به بیش از 40 میلیارد دلار رسیده است. جذابیت‌های فین‌تک باعث شده که بسیاری از بزرگان صنایع دیگر نیز به فکر ورود به این حوزه بیفتند. جالب اینکه نوآوری‌های مالی عمدتا از بیرون به صنعت خدمات مالی وارد می‌شوند:

• خرده‌فروشان اینترنتی (E-retailers)، به دلیل دسترسی به حجم بالایی از اطلاعات مشتریان، به دنبال فعالیت در حوزه فین‌تک هستند.

• شرکت‌های فناوری و اطلاعاتی (ICT and large tech companies) نیز به دلیل قدرت یادگیری بالا و سرعت بیشتر در نوآوری، از کاندیداهای ارائه خدمات فین‌تک هستند.

• موسسات مالی سنتی (Traditional Financial Institutions): این شرکت‌ها می‌توانند بزرگترین قربانی فین‌تک باشند و به همین دلیل نیز فعالیت‌های جدی در این حوزه شروع کرده‌اند.

• شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات زیرساختی مالی(Financial infrastructure companies): این شرکت‌ها نیز باید تغییرات در این صنعت را جدی بگیرند.

• شبکه‌های اجتماعی (Social media/ Internet platforms): دسترسی فوق‌العاده آنها به طیف وسیعی از کاربران، آنها را به یک رقیب جدی در تمامی حوزه‌ها از جمله فین‌تک تبدیل کرده است.

• کسب و کارهای نوپا (Startups): آنها را می‌توان پایه فعالیت‌های فین‌تک به شمار آورد. در حال حاضر بسیاری از آنها به دنبال ارائه خدمات پلت‌فرم به موسسات مالی هستند.

فین‌تک هم اکنون نیز حضور جدی خود در برخی فعالیت‌ها را تثبیت کرده است، مواردی همچون خدمات پرداخت (Payments)، مدیریت امور مالی شخصی (Personal finance)، وام دهی به اشخاص (personal loans)، سپرده‌گذاری (Traditional deposits/ savings accounts)، خدمات بیمه (Insurance).

اما چرا فین‌تک برای مخاطب جذاب است و می‌تواند به‌عنوان رقیبی جدی برای فعالان سنتی مطرح شود. در تحقیقی که در این خصوص انجام شده به موارد زیر (بر حسب اولویت) اشاره شده است:

• خدمات پرداخت: سهولت استفاده، طراحی خلاقانه محصولات، سرعت بالای ارائه خدمات و دسترسی بالا.

• خدمات بانکی: سهولت استفاده، طراحی خلاقانه محصولات، دسترسی بالا و سرعت بالای ارائه خدمات.

• خدمات بیمه: سهولت استفاده، طراحی خلاقانه محصولات، ارائه خدمات برتر، دسترسی بالا.

• مدیریت ثروت: سهولت استفاده، طراحی خلاقانه محصولات، هزینه پایین‌تر، دسترسی بالا.

شرکت‌های فین‌تک، اکوسیستمی خلق می‌کنند که حجم زیادی از داده‌های مرتبط با مشتریان را جمع‌آوری کرده و روابط مبتنی بر اعتماد با مشتریان می‌سازد. موسسات مالی به این نتیجه رسیده‌اند که این اکوسیستم نقش مهمی در آینده آنها بازی می‌کند و به همین دلیل به دنبال ایجاد ارتباط با آن هستند. ایجاد روابط استراتژیک با شرکت‌های فین‌تک، در سال 2017، نسبت به سال قبل، حدود 50 درصد افزایش داشته است. این ارتباطات استراتژیک، خالی از چالش نبوده است. ارتباط بین موسسات مالی بزرگ و سنتی مالی با شرکت‌های فین‌تک که جوان و نسبتا کوچک هستند، چالش‌های زیادی را در پیش داشته است. مسائل مربوط به امنیت اطلاعات، ابهام در قوانین بالاسری، تفاوت‌های فرهنگ سازمانی، تفاوت‌های ریشه‌ای در مدل‌های کسب و کار، عدم انطباق سیستم‌های اطلاعاتی، تفاوت در فرآیندهای عملیاتی، اختلافات عمیق دانشی و مهارتی از جمله مهترین این چالش‌ها هستند. این چالش‌ها را می‌توان در حکم سرعت‌گیرهایی دانست که رشد فین‌تک را تا حدودی کاهش می‌دهد اما مانعی جدی در طی مسیر آن نخواهد بود. آینده از آن فناوری است و فین‌تک هم به‌عنوان یکی از مصداق‌های آن، آینده‌ای روشن در پیش دارد. حتی سنتی‌ترین سرمایه‌گذاران نیز به این درک خواهند رسید که راهی جز سرمایه‌گذاری به منظور یادگیری (invest to learn) ندارند.

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4151