آیا روابط ایران و اروپا برای روز مباداست؟

برجام نقطه عطفی در تاریخ سیاست خارجی ایران به شمار می‌آید. آنقدر که می‌ شود سیاست خارجی ایران را به قبل از برجام و پس از برجام تقسیم کرد. به اذعان قریب به اتفاق کارشناسان حوزه سیاست خارجی ایران، دال مرکزی چنین توافق تاریخی‌ای آن بود که در صورت وجود اراده و جدیت، می‌ توان پیچیده‌ ترین مناقشات بین‌ المللی را در سایه مذاکره حل و فصل کرد.

اما تاثیراتی که برجام گذاشت، فقط هم به حوزه هسته‌ ای محدود نشد. چه این‌ که اتفاق بی‌ سابقه‌ ای که در مذاکرات منتهی به برجام رخ داد، این نکته بود که برای اولین بار پس از انقلاب، ایران و آمریکا به صورت علنی در سطح وزرای خارجه با یکدیگر گفت‌ و گو کردند. روابط ظریف و کری تا آن حد نزدیک شد که حتی توانست برخی بحران‌ های دوجانبه میانه ایران و آمریکا را نیز حل و فصل کند.

از همین‌ روست که اکنون در بسیاری از محافل این موضوع مطرح است که در صورت موفقیت اجرای برجام، گفت‌ و گو و تعامل میان ایران و آمریکا به دیگر حوزه‌ ها نیز تسری خواهد یافت. چه اینکه در حال حاضر نشانه‌ های فراوانی از همکاری میان ایران و آمریکا در بحران‌ هایی چون عراق و سوریه دیده می‌ شود.

حتی کار تا به آنجا رسیده است که در برخی اندیشکده‌ های آمریکایی این گزاره در حال تقویت شدن است که «ایران می‌ تواند بهترین شریک آمریکا در خاورمیانه باشد.»

به نظر می‌ رسد اکنون تصور عمومی کارشناسان مسائل بین‌ الملل بر این است که مقصود اعلام نشده سیاستگذاران اصلی ایران و آمریکا آن است که آرام‌ آرام و بدون اینکه واکنش شدید نیروهای مخالف داخلی را برانگیزند، روند عادی‌ سازی روابط دو کشور پیگیری شود.

اما فضای پسابرجام به همین جا هم ختم نمی‌ شود. در روزهای گذشته به نظر می‌رسد که ایران و اروپا می‌ خواهند روند عادی‌ سازی روابط خود را با جدیت بیشتری دنبال کنند. در همین رابطه می‌ توان به تصویب قطعنامه عادی‌ سازی روابط ایران و اروپا در پارلمان اروپا اشاره کرد.

چنین قطعنامه‌ ای گرچه به تمام و کمال باب میل سیاستمداران ایرانی واقع نشده است، اما از مجموعه اظهارنظرها بر می‌آید که آن‌ ها از چنین قطعنامه‌ ای خرسند هستند. این قطعنامه و قول و قرارهایی که مقامات ایران و اروپا برای مذاکرات حقوق بشری طی چند هفته آینده گذاشته‌ اند، نشان از جدیت دو طرف در عادی‌ سازی روابط دارد.

سوال مشخص اما آن است که این جدیت طرفین از چیست؟ آیا مقصود ایران از تعامل با اروپا، تنها ناشی از فضای پسابرجام است؟ یا انگیزه‌ های دیگری بر آن مترتب است؟ در پاسخ به این سوال، به نظر می‌رسد عامل انتخابات آمریکا در این زمینه قابل تامل است. چه اینکه در منظر مقامات ایران آن‌ چنان که رئیس جمهور روحانی گفت «انتخابات آمریکا انتخاب میان بد و بدتر است.»

در یک طرف ترامپ قرار دارد که بارها و بارها از پاره کردن برجام سخن گفته است و در سوی دیگر کلینتون است که گرچه مدافع برجام است، اما نزدیکی‌ های فراوانی به لابی‌ های اسرائیلی دارد و البته مواضعی سرسختانه‌ تر از باراک اوباما در حوزه توان موشکی ایران و سیاست‌ های منطقه‌ ای.

در چنین وضعیتی است که مقامات ایرانی دریافته‌ اند تا زمان دارند، لازم است به بهبود و عادی‌ سازی روابط خود با اروپا همت گمارند تا از چنین رابطه‌ ای در موقع لزوم و در صورت فشارهای آمریکا، بشود بهره گرفت. چنین مسئله‌ ای وقتی بهتر درک می‌ شود که بدانیم در مذاکرات منتهی به برجام، کشوری که بیشترین سنگ‌ اندازی را در این مسیر داشت، فرانسه بود. سیاستمداران ایرانی دریافته‌ اند همه تخم مرغ‌ های خود را در سبد آمریکا نگذارند. چه؛ معلوم نیست پس از اوباما چه بر سر سیاست آمریکا بیاید.

 از: مجید مسعودی

منبع: روزنامه همدلی، شماره چهارشنبه پنجم آبان 1395