گفتگو با ماشااله شاکری، سفیر پیشین ایران در پاکستان
فرزاد رمضانی بونش
 
یکشنبه 29 فروردین 1395
 
 

اخیرا نارندرا مودی، نخست وزیر هند برای گفت‌‌وگو با مقامات عربستان سعودی در زمینه‌‌های متعدد، به عربستان سعودی سفر کرد. برخی سفر نخست وزیر هند به عربستان را نشانه‌ای از یک تغییر استراتژی در رفتار سیاسی هند در خاورمیانه و راستای ارتقای جایگاه سیاسی هند در خاورمیانه دانسته و برخی بر تاثیر آن بر پیوندهای استراتژیک میان عربستان و پاکستان توجه کرده‌اند. گفتگوی زیر در همین زمینه است.

مهم‌ترین انگیزه هندی و عربستان از توجه به گسترش روابط چیست؟
البته این توجه، توجهی دوجانبه است، یعنی هم از سوی هند به سمت عربستان و هم از عربستان به سمت هند می‌باشد. به این دلیل که هند یکی از کشورهایی است که سیاست خاورمیانه‌ای این کشور سیاست محتاطانه‌ای بوده است. از بعد از این که استقلال پیدا کرد تا اوایل دهه 90 میلادی، نوعی همگرایی با کشورهای عربی داشت و به دلیل این که نیازمند منابع انرژی کشورهای اسلامی بود، سعی کرد روابط نزدیکی را با این کشورها داشته باشد. در سال‌های اخیر هند به دلیل توسعه اقتصادی مناسب و رشد اقتصادی خوبی که پیدا کرده است، احتیاج به منابع انرژی این کشور نسبت به کشورهای اسلامی بالاتر رفته است. به طوری که عربستان بیش از یک میلیون بشکه در روز برای هند نفت عرضه می‌کند. این موضوع در مورد ایران و امارات نیز به همین ترتیب است و برای هند نفت صادر می‌کنند. چنانچه هند حدود هشت ماه پیش سفری به ابوظبی داشت و در امارات با مقامات اماراتی به تفاهم‌های خیلی خوبی رسید تا این که مقدار سرمایه‌گذاری اماراتی‌ها در کشور هند را تا سقف 75 میلیارد دلار تعیین کردند. در رابطه با عربستان هم ملک عبدالله در سال 2006 شخصا به عنوان مهمان ویژه از دهلی نو بازدید داشت. در سال 2010 نخست وزیر هند آقای مان موهان سینگ بازدیدی از ریاض داشت و اخیرا مودی از ریاض بازدید کرد. بنابراین در روابط اخیر دو کشور، گرچه فواصلی در این روابط به وجود آمده است؛ ولی بی‌سابقه نیست. از نظر عربستان هم به دلیل تحولاتی که در منطقه ایجاد شده است و عربستان به شدت درگیر سلسله منازعات منطقه‌ای شده است، داشتن کشورهایی که بتواند با آن‌ها روابطش را مستحکم کند جزء نیازهای ضروری عربستان است. از سمت دیگر اگر نیازهای متقابل هند و عربستان را بررسی کنیم، وجود چند میلیون کارگر هندی در عربستان است که این کارگرها در رده‌های مختلف از کارگر ساده تا مقامات بانکی عربستان، هتل‌داری در عربستان را پوشش می‌دهند و رقم قابل توجهی از درآمد به سمت هند سرازیر می‌شود. این امر یکی از منابع درآمدی هند است که آقای مودی روی آن حساب کرده است. به علاوه این‌که جدا از نیازها و مسائل اقتصادی، دو کشور سند همکاری امنیتی را نیز امضا کرده‌اند که طبیعتا این سند همکاری سلسله اهداف مشترکی را دارد که البته من فکر می‌کنم دغدغه‌های هند از محل تولید و صدور تروریسم مقداری دغدغه‌های متفاوتی نسبت به عربستان دارد.

چالش‌های گسترش روابط دو کشور در حوزه‌های امنیتی، سیاسی و منطقه‌ای، چه مسائلی است؟
در حال حاضر بسیاری از تحلیلگران چه در منطقه و چه در شبه قاره و خارج از آن، معتقدند که سلفی‌گری و پیدایش اندیشه‌های ستیزه‌گر سلفی‌گری از دو آبشخور از سمت کشور عربستان در حال تغذیه شدن است، یک آبشخور فکری و اعتقادی است که در واقع مدرسه‌های تولیدکننده این فکر عمدتا بر عربستان هستند و آثار آن‌ها در سایر کشورها از جمله پاکستان هم دیده می‌شود. دوم، منابع مالی تامین‌کننده این اندیشه است (خیلی از کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله عربستان ادعا می‌کنند که دولت در زمینه منابع مالی دست ندارد) اما این منابع مالی از هر جایی که باشد از منشا این کشورها به سمت کشورهای منطقه و داخل هند و پاکستان سرازیر می‌شود و به اندیشه سلفی ستیزه‌گر نابردبار کمک می‌کند. در واقع آنچه که هندی‌ها در پاکستان و افغانستان و از جمله در داخل هند این احساس خطر می‌کنند. بنابراین دغدغه هندی که 200 میلیون هم جمعیت مسلمان دارد و با کشور 200 میلیونی پاکستان و کشور 180 میلیونی مانند بنگلادش مرز مشترک دارد. این‌ها نکاتی است که هند را از منظر توسعه سلفیت نابردبار و ناشکیبا نگران می‌کند.

به نگاه بسیاری گسترش روابط هند و عربستان در نگاه اول به نوعی بر پاکستان فشار وارد می‌کند، تا چه حدی گسترش این روابط فشاری را بر پاکستان متحمل می‌کند؟
هندی‌ها هیچ وقت منتظر و معطل کشور دیگری برای گسترش روابط نمی‌مانند و روابط کشور هند با کشورهای اسلامی و عربی سابقه تاریخی دارد. در سال‌های اخیر هم رفت و آمدها وجود داشته است. دوم این که من فکر می‌کنم، هند آنچنان مقتدر هست که بتواند روابط خود را هم با ریاض و هم با تهران تنظیم کند و شواهد نشان می‌دهد، مودی برنامه‌ای برای سفر به تل‌آویو هم در سال جاری دارد. بنابراین هند آن قدر در خود قدرت می‌بیند که روابط خود را مستقل از خواسته و دل‌نگرانی‌های این سه کشور به نحوی که خود صلاح می‌بیند، تنظیم کند. از این منظر روابط دهلی نو با ریاض هم روابط انفعالی از رابطه اسلام‌آباد و ریاض تلقی نمی‌شود و یک رابطه مستقل است، اما ممکن است مورد رضایت و خشنودی در اسلام‌آباد واقع نشود.

آیا ممکن است گسترش زیاد روابط هند و عربستان به‌ویژه از نگاه عربستان به نوعی فشار بسیار زیادی بر روابط پاکستان وارد کند یا خیر؟
پاکستان باید در دنیای واقعی سیاست‌ها موقعیت خود را ارزیابی کند و بر اساس آن جهت‌گیری‌های سیاسی خود را جهت بدهد. این که کشوری به متحد پاکستان نزدیک شود، به مفهوم دور شدن اسلام‌آباد از آن متحد نیست و می‌تواند این‌گونه نباشد. اما اگر یک دیپلماسی پویا در این میدان نقش بازی کند، می‌تواند به آن مفهوم هم ترجمه شود.

اگر نگاهی به آینده روابط هند و عربستان داشته باشیم، چه عواملی بر آینده روابط دو کشور تاثیرگذار است؟
موضوع اول نیاز هند به منابع انرژی است و موضوع دوم نقش عربستان در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی است، سوم سیطره عربستان بر اراده کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس است که در همه این موارد، هند دارای منافعی است. بنابراین، داشتن رای موافق ریاض برای هند از این نظر بسیار با اهمیت است. ضمن این‌که عربستان مقر سازمان همکاری اسلامی است و 57 کشور اسلامی هم عضو این سازمان هستند و هند از منظر سیاسی ارزش جایگاه عربستان را مورد شناسایی قرار داده است. سومین موضوع هم دغدغه خاطر هر دو کشور از آنچه که اسم آن را توسعه تروریسم می‌گذارند است. البته اگر دغدغه‌های دو کشور بر هم منطبق باشد، آنچه که هندی‌ها به عنوان توسعه تروریسم از آن نگران هستند، عربستان هم نسبت به آن نگران است. اما این به مفهوم سیاست‌های واقعی هر دو کشور نیست. اما آنچه که به عنوان بیانیه صادر شده است، دو کشور در این مورد هم خود را با یکدیگر دارای حوزه مشترک می‌دانند.