آیا دیپلماسی جای نظامی گری می نشیند؟
نشست مقدماتی کنفرانس امنیتی مونیخ در تهران؛
تهران-ایرنا- بحران ها در خاورمیانه در حالی پنجمین سال خود را پشت سر می گذارد که روند تحولات این منطقه نشان داد رویکرد تهاجمی عربستان در قبال این تحولات تنها به گسترش بحران انجامیده و با برگزاری نشست مقدماتی کنفرانس امنیتی مونیخ در تهران نگاه ها به رویکرد دیپلماتیک و تعاملی ایران معطوف شده است.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، امروز شنبه (بیست و پنجم مهرماه) تهران میزبان نشست مقدماتی کنفرانس امنیتی مونیخ است. این نشست یک روزه که در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه برگزار می شود، نخستین نشست مونیخ است که در طول 52 سال برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ در یک کشور خاورمیانه یی برگزار می شود.
کنفرانس امنیتی مونیخ علاوه بر اجلاس سالانه که در شهر مونیخ آلمان برگزار می شود، جلساتی نیز به صورت مرتب درباره ی موضوعات مهم منطقه یی و بین المللی در مناطق مختلف جهان برگزار می کند. نشست مونیخ در تهران از جمله ی این جلسات است.
در نشست تهران علاوه بر «فرانک اشتاین مایر» وزیر امور خارجه ی آلمان، 60 میهمان عالی رتبه ی دیگر از جمله «ابراهیم جعفری» وزیر امور خارجه ی عراق، «جبران باسیل» وزیر امور خارجه ی لبنان، «هلگا اشمید» معاون مسوول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا، «صلاح الدین ربانی» وزیر امور خارجه ی افغانستان، «نیچروان بارزانی» نخست وزیر کردستان عراق، «رمزی عزالدین رمزی» جانشین نماینده ی ویژه سازمان ملل در امور سوریه، «الیزابت گوی کو» رییس کمیسیون روابط خارجی مجلس فرانسه و «نوربرت روتگن» رییس کمیسیون روابط خارجی مجلس آلمان، حضور دارند.
بررسی آخرین تحولات خاورمیانه از جمله تحولات سوریه، عراق، یمن و راه های مقابله با تروریسم از مهم ترین موضوعات این نشست است. نشست امنیتی مونیخ در تهران بهانه یی شد تا در یادداشتی کوتاه و با نگاهی به وضعیت امنیتی و بحران های کنونی در خاورمیانه، برتری رویکرد دیپلماتیک ایران در مقابل رویکرد نظامی عربستان سعودی نسبت به تحولات منطقه را مورد بررسی قرار دهیم.
خاورمیانه روزهای پر آشوبی را سپری می کند و برآوردها نشان می دهد تا مدت ها امید بهبود و بازگشت امنیت به این منطقه را نمی توان متصور بود. با نگاهی دقیق به بحران های کنونی خاورمیانه می توان چندین گونه بازیگر را شناسایی کرد که برخی عامل ثبات، برخی ایجاد کننده بی ثباتی و برخی دیگر در صدد دامن زدن به بی ثباتی های پیش آمده در راستای بهره برداری منفعت طلبانه از آن هستند.
این بازیگران را می توان در 2 سطح کلی بازیگران ملی و بازیگران غیر ملی تقسیم کرد. بازیگران ملی شامل کشورها می شود که در 2 سطح منطقه یی و فرامنطقه یی تقسیم بندی می شوند و بازیگران غیر ملی را می توان در قالب گروه های تروریستی تعریف کرد که در پی ایجاد بی ثباتی هر چه بیشتر و جذب نیروهای بیشتر برای پیگیری اهداف تکفیری خود هستند.
آن چه مشخص است این که گروه های تروریستی-تکفیری به عنوان بازیگران غیر ملی در شرایطی رشد کردند که برخی کشورها با تشدید بحران های داخلی کشورهای درگیر خیزش های عربی تلاش کردند اهداف منفعت طلبانه ی منطقه یی خود را دنبال کنند. در این فضا بود که برخی گروه های تروریستی تلاش کردند از بی ثباتی پیش آمده بهره برداری کنند و خلاهای حاکمیتی را پر کنند. بنابراین می توان گفت، گروه های تروریستی در شرایط خلا حاکمیتی در برخی کشورهای منطقه شکل گرفته اند و بهترین راهکار مقابله با آن ها نیز در سطح دولت ها باید جست و جو شود.
به عبارتی دیگر، تا زمانی که فضاهای خلا موجود در برخی کشورها پر نشوند و دولت های ضعیف تقویت نگردند، بحران های کنونی در منطقه ادامه می یابد. این امر نیز تنها زمانی به وقوع می پیوندد که کشورهای منطقه به جای دامن زدن به بحران و تضعیف هر چه بیشتر حاکمیت دولت های درگیر بحران، با گفت و گوی سیاسی سعی در حل بحران های پیش رو داشته باشند.
بنابراین، پیش برد اهداف سیاست خارجی با تکیه بر نظامی گری بیش از آن که امنیت زا و تامین کننده منافع ملی کشورها باشد، امنیت زدا و هزینه بر است. این مساله زمانی روشن تر می شود که به 2 نمونه ی اصلی 2 الگوی مبتنی بر دیپلماسی و گفت و گوی سیاسی و الگوی مبتنی بر تهاجم نظامی و پیامدهای رفتاری آن ها در قبال تحولات منطقه توجه داشته باشیم که در صدر آن ها ایران و عربستان سعودی قرار دارند؛ ایران شاخص الگوی مبتنی بر دیپلماسی منطقه یی و عربستان شاخص الگوی مبتنی بر تهاجم منطقه یی.
نگاهی بر دستاوردهای این 2 گونه الگو در بحران های کنونی خاورمیانه اهمیت و کارایی آن ها را بهتر نشان می دهد.
عربستان از همان آغاز تحولات موسوم به خیزش های عربی تمام تلاش خود را برای ناکام گذاشتن این تحولات با تکیه بر رویکرد مقابله جویانه به کار برد. آغاز این رویکرد عربستان را باید در تحولات بحرین جست و جو کرد که این کشور با لشکرکشی نظامی به سرکوب معترضان بحرینی پرداخت و با ارایه ی کمک های گوناگون به دولت بحرین، فضای سیاسی این کشور را به بن بست کشاند.
پس از آن ما شاهد دخالت گسترده ی عربستان در امور داخلی سوریه هستیم. عربستان با پشتیبانی از گروه های ترویستی در سوریه موجب شد بحران داخلی در این کشور به یک بحران منطقه یی تبدیل شود که شعله های آن به عراق و حتی لبنان نیز سرایت کرد. در پی همین پشتیبانی های عربستان از گروه های تروریستی بود که داعش شکل گرفت و توانست بخش های بزرگی از مناطق سنی نشین عراق را زیر کنترل خود در آورد.
اما این پایان ماجرا نیست. عربستان همچنان سیاست پشتیبانی از گروه های تروریست در سوریه را ادامه می دهد و با تقسیم بندی تروریست ها به میانه رو و افراطی، تلاش دارد این اقدام خود را توجیه کند. این امر منجر به این شده است که تروریست ها از گوشه و کنار جهان به سوریه سرازیر شوند و نه تنها امنیت این کشور، بلکه امنیت کل منطقه را مختل کنند.
اوج سیاست تهاجمی عربستان را باید در یمن دید. این کشور با حمله ی نظامی به یمن تلاش دارد دولت مورد نظر خود را در یمن بر سر کار آورد و از این راه سلطه ی خود بر یمن را حفظ کند.
حملات جنگنده های سعودی به یمن نزدیک به هفت ماه است که ادامه دارد و علاوه بر این که ده ها هزار کشته و زخمی و صدها هزار آواره بر جای گذاشته است، تمامی زیرساخت های اقتصادی، حمل و نقل، بهداشتی، سیاسی، امنیتی این کشور را نابود کرده است. پیامد حاصل از این ویرانی ها نیز چیزی جز گسترش بیشتر گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش در یمن نبوده است.
بنابراین می توان گفت، سیاست تهاجمی عربستان یک پای اصلی بحران های کنونی در خاورمیانه است و به جای این که به بهبود جایگاه منطقه یی این کشور منجر شود، به کاهش بیش از پیش مقبولیت سیاست های منطقه یی آن و افزایش ناکارآمدی ها و مخالفت های داخلی انجامیده است.
در نقطه ی مقابل سیاست تهاجمی عربستان، سیاست مبتنی بر دیپلماسی و گفت و گوی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که تلاش دارد با تکیه بر گفت و گو، نه تنها مناسبات با قدرت های بزرگ فرامنطقه یی را بهبود بخشد، بلکه با ایجاد یک مجمع گفت و گوی منطقه یی، بحران های منطقه یی موجود را با تکیه بر گفت و گوی میان کشورهای منطقه حل و فصل کند.
اوج رویکرد دیپلماتیک ایران را باید در گفت و گوی های هسته یی ایران و گروه 1+5 مشاهده کرد که در پایان منجر به شکل گیری توافق شد.
جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز بحران های منطقه یی به ویژه بحران سوریه بر راه حل سیاسی و گفت و گو میان طرف های درگیر تاکید کرده است و با ارایه ی طرح های سیاسی گوناگون و با تکیه بر گفت و گو با بسیاری از رهبران سیاسی تلاش کرده است راه حلی منطقی برای بحران های پیش روی منطقه بیابد.
در بحران های بحرین، سوریه، لبنان، عراق و یمن، ایران بر گفت و گوی بین همه ی طرف های درگیر تاکید داشته و دارد و هرگونه دخالت خارجی را موجب تشدید بی ثباتی ها می داند. در پی همین رویکرد است که پس از تدوین «برجام»، ایران به یکی از قطب های اصلی گفت و گوهای منطقه یی و فرامنطقه یی برای حل بحران پیش رو در خاورمیانه تبدیل شده است.
اهمیت رویکرد دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در حل بحران های منطقه زمانی مشخص تر شد که «باراک اوباما» رییس جمهوری آمریکا نیز در سخنرانی امسال خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر لزوم مشارکت ایران در حل بحران های منطقه خاورمیانه تاکید کرد. این در حالی است که پیش از این آمریکا در همراهی با عربستان مخالف نقش منطقه یی ایران در حل بحران ها بود.
همچنین، تداوم بحران های منطقه و ناکامی عربستان و هم پیمانانش در رسیدن به نتیجه ی مطلوب و سرایت پیامدهای بحران به کل منطقه موجب شده است برخی کشورهای منطقه که پیش از این با رویکردهای مسالمت آمیز ایران مخالفت می کردند، به سوی رویکرد دیپلماتیک ایران روی آورند. در این راستا شیخ «تمیم بن حمد آل ثانی» امیر قطر، در سخنرانی خود در نشست سالیانه ی مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر گفت و گوی مستقیم با ایران تاکید کرد. چند روز پس از سخنرانی امیر قطر، وزیر امور خارجه ی کویت نیز گفت و گو با ایران را از شرایط بازگشت ثبات به منطقه دانست و آمادگی کشورش را برای میزبانی از این گفت و گوها اعلام کرد.
همه ی این ها در حالی است که به دلیل پیامدهای گسترش تروریسم برای امنیت منطقه و جهان، همه ی تلاش ها بر یافتن راه حلی سیاسی با توافق کشورهای درگیر در بحران ها تاکید دارد و رایزنی های گسترده یی چه در سطح منطقه یی و چه در سطح قدرت های فرامنطقه یی برای این منظور در حال انجام است. در این چارچوب صدای مخالفت با سیاست تهاجمی عربستان بیش از پیش به گوش می رسد و به نظر می رسد آمریکا نیز بیش از این مایل به تداوم پشتیبانی از رویکرد نظامی عربستان به ویژه در یمن نیست به گونه یی که اوباما در سخنرانی خود در سازمان ملل بر حل سیاسی مساله ی سوریه و یمن تاکید کرد.
بنابراین می توان گفت، سیاست تهاجمی که عربستان در طول چند سال اخیر در قبال مسایل منطقه در پیش گرفته به تشدید تنش های منطقه یی و گسترش بحران تروریسم منجر شده است و نه تنها امنیت منطقه، بلکه امنیت عربستان را نیز مورد تهدید قرار داده است. به همین دلیل است که اکنون جهان و منطقه به رویکرد دیپلماتیک ایران روی خوش نشان داده است. برگزاری نشست امنیتی مونیخ در تهران و شرکت نمایندگان بیش از 60 کشور و سازمان منطقه یی و بین المللی در این نشست به خوبی نشان از رویکرد مثبت جهان و منطقه به رویکرد سازنده و دیپلماتیک ایران نسبت به تحولات منطقه یی و جهانی دارد و بیانگر برتری رویکرد سازنده ی دیپلماتیک نسبت به رویکرد مخرب نظامی گری است.
*از:مهدی جوکار (گروه پژوهش و تحلیل خبری)