ریشه های ژئوپلیتیکی تنش اخیر در روابط ايران- جمهوري آذربايجان

فاصله گيری ما از آذربايجان مي تواند با تقويت ريشه های صهيونيسم در آذربايجان موجب شکل گيري بزرگترين شکاف يا حفره ژئوپليتيکي در بستر شطرنج ژئوپليتيک شيعي باشد.
معمولا تنش هاي سياسي محصول روندهاي سياسي متفاوت خصوصاً متضاد حاکم بر سياست داخلي دولت ها و به تبع آن، بروز اختلافات سياسي يا سليقه اي عميق در سياست خارجي متقابل و در همين چارچوب، اصرار و جديت نامعقول دولت ها در سياست هايي است که معمولاً به صورت احساسي و کاملاً نادرست اتخاذ ميشوند؛ به گونه اي که در چنين وضعيتي معمولاً منافع راهبردي و تعلقات ژئوپليتيکي مشترک طرفين کاملاً ناديده گرفته مي شوند. در حال حاضر، نمود يک چنين وضعيتي را به راحتي مي توان در بستر تنش هاي سياسي بوجود آمده در مناسبات ايران - جمهوري آذربايجان مشاهده کرد. در واقع سير اخبار منفي در روابط ايران و جمهوري آذربايجان در ماه هاي گذشته تا اندازه اي صعودي بوده است که در حال حاضر روند مناسبات طرفين کاملاً تحت تأثير جو بوجود آمده مي باشد.
در اين بين، هر چند در يک طرف ماجرا، رويکرد سياست خارجي دولتمردان جمهوري آذربايجان در قبال جمهوري اسلامي ايران از ماهيت کاملاً تخريبي و خصومت آميز برخوردار بوده است، در اين سوي ماجرا هم رويکرد چندان مناسبي از سوي جمهوري اسلامي ايران که حاوي راه حلي براي برون رفت از وضعيت فعلي باشد، مشاهده نشده است. چيزي که بر پيچيدگي موضوع افزوده نوع موضعگيري برخي از شخصيتهاي حقوقي و نظامی ايراني در قبال تحولات داخلي و سياست خارجي اخير آذربايجان است که تأثير بسزايي در تشديد تنشهاي بين تهران - باکو داشته است.
در واقع به نظر ميرسد اين واکنشها نه تنها بر تنش میان دو کشور افزایش خواهد داد بلکه بديهی است اينگونه رفتارها از سوی طرفين موجب سردي بيشتر مناسبات فيمابين، ازدست رفتن فرصت ها و سوء استفاده کشورهایی چون اسرائيل و آمريکا خواهد شد. واقعيت آن است که سواي هويت ديني مشترک (هويت تشيع) بين ايراني ها و آذربايجاني ها دولت جمهوري آذربايجان در مقابل هويت شيعي و ايدئولوژي محور دولت ايران با هويت لائيک و ناسيوناليسم ترکي شناخته مي شود. اين موضوع باعث شده است نوعي ذهنيت منفي خصومت آميز ژئوپليتيکي بر سياست ملي تهران - باکو در مقابل يکديگر حاکم باشد.
اين ذهنيت منفي خصومت آميز ژئوپليتيکي از ماهيت کاملاً پيچيده اي برخوردار است. در اين بين، از يک طرف باکو ادعا دارد سياست هاي حمايتي ايران از هويت طلبان ديني و احزاب مخالف دولت آذربايجان، مناسبات عميق ايران با ارمنستان و عدم همراهي قاطع ايران از شيعيان آذربايجان در مقابل سياست هاي اشغالگري ارمني ها در قره باغ و سرزمين هاي پيراموني و نيز نوعي نگرش تحقيرآميز نسبت به استقلال آذربايجان از سوي برخي از ايراني ها که هنوز سرزمين هاي ماوراء ارس را جزئي از خاک ايران قلمداد مي کنند و يا نگاه از بالا به پايين از سوي تهران در خصوص ماهيت مناسبات باکو با اسرائيل و غرب بزرگ ترين تهديد براي موجوديت دولت مستقل جمهوري آذربايجان محسوب مي شود.
در مقابل، تهران نيز بر اين اعتقاد است حضور و نفوذ روزافزون اسرائيلي ها و غربي ها در جمهوري آذربايجان، انعکاس ناسيوناليسم ترکي باکو در بخش شمال غرب ايران، اسلام ستيزي و ممنوعيت فعاليت آزاد اسلام گرايان (شکل گيري پاشنه آشيل شطرنج ژئوپليتيک شيعي در جمهوري آذربايجان) کاملاً با منافع و امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران در تضاد است. در حقيقت، اين ادعاها و ديگر ادعاهاي موجود درباره فعاليت گروه هاي مخالف ايران در خاک جمهوري آذربايجان باعث شده است نوعي ذهنيت کاملاً منفي بر روند و ماهيت مناسبات طرفين حاکم باشد؛ ذهنيتي که نمود واقعي آن را مي توان در تنش ها و چالش هاي سياسي اخير بين تهران - باکو مشاهده کرد.
نکته قابل توجه دیگر، موقعیت ژئوپلیتیکی جمهوري آذربايجان در شطرنج ژئواستراتژيکي جهان سياست است. از این لحاظ که گاهي ممکن است مجاورت يک محور ژئوپليتيکي با همسايه اي که بازيگر ژئواستراتژيکي محسوب مي شود نتايج و تبعات سياسي مهمي براي آن بازيگر در پي داشته باشد. اين موضوع در مورد ماهيت مناسبات بين ايران - جمهوري آذربايجان نيز کاملاً صدق مي کند. طبق اين ديدگاه، ذهنيت منفي طرفين از يکديگر در چارچوب اين نظم ژئوپليتيکي (آذربايجان محور ژئوپليتيکي مکمل ژئواستراتژي غرب- ايران بازيگري ژئواستراتژيک در مقابل غرب)، بزرگ ترين تهديد در مقابل مناسبات ايران - جمهوري آذربايجان محسوب مي شود.
همچنين از ديد ژئوپليتيکي، چون جمهوري آذربايجان فاقد استقلال تاريخي است و دولت ملي آن هنوز در مرحله جوانی قرار دارد و به نوعي خود را در انزواي ژئوپليتيکي ميبيند (آذربايجان از سوي شمال 'روسيه' و غرب 'ارمنستان' احساس تهديد دارد و به ويژه از سوي شرق 'دريا' و جنوب 'ايران' احساس کمک و مساعدت قاطع نمي بيند)، بنابراين تکيه گاه بقاي خود را در خارج از منطقه جستجو مي کند. بر این اساس درصدد است پيوندهاي نظامي و اقتصادي خو را به ويژه با اسرائيل و آمريکا که رقيب يا مخالفان اصلي دولت هاي تهديد کننده آذربايجان محسوب مي شوند، تقويت نمايد. در واقع اين موضوع بدين معني است که دولت جمهوري آذربايجان به دليل سوابق تاريخي نسبت به مسکو و تا اندازه اي تهران بدگمان است و طبيعي است تا مادامي که اين بدگماني حاکم باشد ماهيت مناسبات در بستر تنش ها و چالش هاي سياسي کاملاً سينوسي خواهد بود.
به طور کلی به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران بهتر است این موضوع را مورد توجه قرار دهد که هر چه قدر در زمينه بهبود مناسبات با آذربايجان کوتاهي شود، زمينه براي حضور قدرتمند اسرائيل در منطقه مهيا خواهد شد. در چنين وضعيتی اين جمهوري قطعاً به دالان استراتژيک اسرائيل در قفقاز تبديل خواهد شد و به تبع منافع و امنیت ملی ایران را مورد تهدید قرار خواهد داد. به عبارت دیگر فاصله گيری ما از آذبايجان مي تواند با تقويت ريشه های صهيونيسم در آذربايجان موجب شکل گيري بزرگترين شکاف يا حفره ژئوپليتيکي در بستر شطرنج ژئوپليتيک شيعي باشد و اين موضوع به هيچ وجه نمي تواند به نفع ايران باشد. علاوه بر این از ديد روانشناسی ژئوپليتيکی، بر حسب پيوندهای عميق بين جامعه ايران و جمهوری آذربايجان، می توان اين جمهوری را به نوعی بازوی استراتژيکی ايران در بطن جغرافياي سی.آی.اس در نظر گرفت که بدون شک، برآيند تعميق مناسبات سياسی- اقتصادی طرفين می تواند زمينه را برای اتصال ايران به بازارهای سی.آی.اس هموارتر نمايد. بر این اساس حضور هر چه بیشتر اسراییل در منطقه منافع ایران را از لحاظ اقتصادی نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بنابراین، واقعيت بسيار مهمي که دستگاه ديپلماسي طرفين نبايستي از آن غفلت بکنند، آن است که عادي ساختن مناسبات بين تهران - باکو از تنش ها و چالش هاي سياسي يا زدودن غبار بي اعتمادي از مناسبات طرفين، قبل از همه مستلزم رعايت احترام متقابل در قبال استقلال و منزلت بين المللي هر يک از طرفين است. در واقع ايران و آذربايجان ميتوانند حداقل در گام نخست، اجازه دهند تا با اتخاذ سياست هاي مسالمت آميز و تأکيد بر اعتماد متقابل، غبار کنوني در روابط فرو نشيند و پس از آن در چارچوب مکانيزم ديپلماسی و گفتگوهای متقابل درباره حل و فصل جدي موانع موجود تصميم بگيرند. در حقیقت واکنش ها بايستی طوری باشد که هر دو کشور نگراني هاي يکديگر را رفع کنند تا همکاري ها را بر بنيان منافع مشترک تقويت نموده و به مرور اختلاف ها را مرتفع سازند.
منبع:http://fa.merc.ir/Home.aspx