ایران، روسیه و ترانس خزر
طرح اوليه خط ‌لوله ترانس خزر، بيش از 10 سال پيش با حمايت آمريكا، به عنوان رقيبي براي مسير ايران و روسيه مطرح شد كه بر اساس آن، بخشي از گاز تركمنستان و كشورهاي آسياي مركزي از بستر درياي خزر به اروپا منتقل خواهد شد. طول این خط لوله گاز حدود 2 هزار كيلومتر است و در صورت اجرا بايد از عمق حدود 300 متري درياي خزر عبور كند. اين خط لوله در واقع قسمتي از خط لوله انتقال گاز «ناباكو» است كه از حمايت اتحاديه اروپا و آمريكا برخوردار است. شورای اروپا شهریور ماه گذشته به كميسيون انرژي اين اتحاديه اجازه آغاز مذاكرات سه‌جانبه با عشق‌آباد و باكو براي امضاي توافقنامه‌اي به منظور اجراي اين طرح را داد و دولت آمریکا نیز حمایت خود را از این طرح و اصل تنوع‌بخشی به صدور حامل‌های انرژی ترکمنستان اعلام کرد.
اما روسیه از همان ابتدای مطرح شدن این طرح توسط شورای امنیت و همکاری اروپا تا امروز مخالف آن بوده است.[1] ظاهراً مخالفت روسيه به دلیل احتمال نشت گاز از اين خط لوله است که با توجه به بسته بودن این آبگير و درجه بالاي فعاليت زلزله‌اي در آن، تشدید می‌شود. در پيشنويس كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر نیز ماده‌اي درباره احداث خطوط انتقال نفت و گاز وجود دارد كه بر اساس آن بايد پنج كشور ساحلي اين دريا مشتركاً درباره ابعاد زيست‌محيطي چنين طرح‌هايي تصميم‌گيري كنند.[2] همچنین پنج كشور ساحلي درياي خزر توافق كردند که همه مسائل مربوط به فعاليت در اين دريا فقط توسط كشورهاي ساحلي حل شود و اين موضوع در بيانيه اجلاس دوم سران درياي خزر در تهران در سال 2007 و اجلاس سوم سران در باكو نیز آمده است. البته مخالفت روسیه دلایل دیگری نیز دارد. در حال حاضر روسيه يک چهارم گاز اروپا را تامین می‌کند و از سوي ديگر 7 عضو اتحاديه اروپا به گاز روسيه وابستگي ندارند. حال اگر گاز ترکمنستان بدون عبور از روسيه و از طریق آذربايجان به اروپا صادر شود، انحصار روسیه در فروش گاز به اروپا از بین می‌رود. تمايل روسیه به كنترل انرژي منطقه با دولتی کردن بخش اعظم سهام شرکت­هایی همچون "لوک اویل"، "گازپروم" و "سیب نفت" و انعقاد قراردادهای متعدد با کشورهای منطقه آشكار مي‌شود.[3] دیگر اینکه حفاظت از امنیت این خط لوله ممكن است پای كشورهای بیگانه را به خزر باز كند.
ایران نیز از همان ابتدا با احداث خط لوله‌ در خزر مخالفت و اعلام كرد كه نگراني روسيه درباره این طرح را درك مي‌كند و آن را برخلاف مصالح زيست‌محيطي درياي خزر و مغاير با مسووليت هر يك از پنج كشور ساحلي آن در قبال حل مشترك مسايل اين پهنه آبي می‌داند.[4] البته دلیل اصلی مخالفت ایران نیز می‌تواند دور ماندن از منافع ناشی از انتقال منابع نفت و گاز خزر از طریق خاک خود باشد. با این حال نگرانی از ورود نیروهای بیگانه برای ایران نیز وجود دارد.

سناريوهاي احتمالي از جانب روسیه
روسیه امیدوار بود که مهم­ترین تأمین‌کننده‌ي گاز طبیعی اروپا از طریق خط لوله‌ي «جريان آبي» باشد. بنابراين از زمان امضای توافقنامه‌ي شورای امنیت و همکاری اروپا درباره ترانس خزر این کشور سعی در تضعیف توجیه اقتصادی این پروژه‌ها نمود. شرکت "گازپروم" در دسامبر 1999 پس از دو سال چانه‌زنی در مورد خرید گاز ترکمنستان به قیمت هر هزار متر مکعب 36 دلار و خرید مقدار زیادی از گاز ترکمنستان در سال 2000، با این کشور به توافق رسید.[5] در ضمن روسیه توافقنامه‌ای با ترکیه جهت فروش گاز و احداث خط لوله از زیر بستر دریای سیاه منعقد کرد.[6] با مطرح شدن مجدد این طرح، مدودیف رئیس‌جمهور روسیه در سفر به ترکمنستان در مهرماه سال جاری تلاش كرد با دادن امتيازاتي مثل افزايش ميزان خريد گاز تركمنستان و در عين حال كاهش قيمت گاز براي اين جمهوري مانع اجرای ترانس خزر شود؛ اگرچه احتمال کمی وجود دارد كه اين امتيازات باعث شود تركمنستان از همكاري با اين طرح صرف‌نظر كند.[7] به‌ویژه بعد از ماجرای انفجار در خط لوله گاز ترکمنستان به روسیه، ترکمنستان تلاش کرد در این مرحله بازار خود را بر روی کشورهای چین و ایران باز کند. البته روسیه هنوز هم بزرگترین خریدار گاز ترکمنستان است و در سال ۲۰۰۹ حدود ۵ میلیارد دلار از ترکمنستان گاز خریداری کرده است. در تاریخ ۱۶ اکتبر نیز شرکت روسی "ایترا" خط لوله گاز "قاراقوم‌یی‌لانلی" را راه‌اندازی کرد.[8] روسیه همچنین اعلام کرد که گازپروم آماده است گاز آذربايجان را به هر ميزاني كه باشد، خريداري كند.[9] ضمن اینکه اختلافات موجود بين تركمنستان و آذربايجان بر سر حوزه‌هاي گازي مورد مناقشه بين اين دو كشور در درياي خزر نیز ممکن است مانع پیشرفت مذاکرات درباره این طرح شود.[10]
برخی کارشناسان روسیه نیز استفاده از زور را مطرح می‌کنند و معتقدند روسيه بايد با قاطعيت به این طرح واکنش نشان دهد و حتی بحث حملات هوایی علیه ترکمنستان و آذربایجان را مطرح می‌کنند.[11] البته ‌اتحادیه ‌اروپا ‌در واكنش به تهدیدات روسیه ‌هشدار ‌داد که ‌اگر ‌روسیه مانع ‌‌ساخت ‌خط ‌لوله ‌خزر ‌شود، اجازه نمی‌دهند این کشور «جریان ‌جنوبی» ‌را ‌بسازد ‌و ‌کمیسیون ‌اروپایی نیز ‌با ‌تشدید ‌مقررات ‌داخلی، ‌بازار ‌گاز ‌اروپا ‌را بر روي روسيه تنگ ‌خواهد ‌کرد.[12]
البته عملگرایی روسیه احتمالاً راه حل سومی برای این مشکل دارد. اساس این تحلیل آن است که سياست خارجي روسيه تا حد زيادي با مسائل اقتصادي به‌ويژه منافع شركت­هاي بزرگ پيوند خورده است و یکی از اهداف روسیه در خصوص مسائل انرژی منطقه تشویق کمپانی­های نفت و گاز روسیه برای کسب حداکثر مشارکت ممکن در پروژه­های قابل دسترس است.[13] برای مثال سیاست روسیه در مخالفت با تقسیم خزر تا سال 1996 ادامه داشت. اما فشار شرکت‌های نفتی و البته منافع ناشی از مشارکت در قراردادهای نفتی منطقه موجب تغییر موضع روسیه گردید. شرکت لوک اویل در سال 1994 با یک شرکت آذربایجانی برای گسترش منابع نفت خزر به توافق رسید و در مارس 1996 نیز به‌طور مشترک با «شورون» و «موبیل» در کنسرسیومی برای تأسیس خطوط لولۀ نفت از میادین تنگیز در قزاقستان تا بندر نووروسیسک در روسیه شرکت نمود.[14] در ماجرای قرارداد کنسرسیوم غربی و مخالفت روسیه در سال 1373 نیز پس از واگذاری ده درصد سهام کنسرسیوم به شرکت گازپروم، روسیه دست از اعتراض برداشت. در این ماجرا جمهوری آذربایجان به همراه شرکت­های نفتی غربی کنسرسیومی تشکیل داد که روسیه نیز توانست در آن سهمی به دست آورد. 5 درصد از سهم 20 درصدی آذربایجان نیز برای ایران در نظر گرفته شده بود که به دليل مخالفت آمریکا و انگلیس به ایران واگذار نشد.[15]
برای تبیین سناریوی نهایی باید نگاهی نیز به رقابت ایران و روسیه در عرصه انرژی داشت که با توجه به جایگاه ژئوپولیتیک ایران افزایش می‌یابد. روسیه به خوبی می‌داند که اگر مخالفت آمریکا نبود ایران بهترین مسیر انتقال انرژی منطقه به شمار می‌رفت. برای مثال دو کشور اگرچه مخالف خط لولۀ باکو ـ جیهان بودند ولی در مورد مسیر نهایی انتقال انرژی اختلاف داشتند. در مورد خط لوله ترانس خزر نیز ایران می‌تواند گاز مورد نیاز ترکیه را با انتقال گاز ترکمنستان از طریق خط لولۀ گاز خود تأمین کند. از طرفی به دلیل ظرفیت­های بالای ایران در زمینۀ منابع و نیز انتقال انرژی و با توجه به کمبود منابع خط لولۀ ناباكو ايران مي‌تواند صادر‌كنندۀ مناسبی محسوب شود، اما تحريم‌‌ها و مخالفت آمریکا مانع از این مشاركت می‌شود. در حالیکه روسیه با وجود تلاش برای پنهان کردن مخالفت خود، برای ناکامی این طرح تلاش بسیاری را صورت داده است.[16] به طور کلی هدف روسیه حفظ انحصار خود بر خطوط انتقال انرژی منطقه است؛ اما ایران به دلايل اقتصادي مايل به عبور مسيرهاي انتقال از خاك خود مي­باشد. یکی از کارشناسان روسی به صراحت به این مساله اشاره می‌‌کند: «ايران به ظاهر به ما کمک مي‌کند ولي در واقع آن‌ها سياست زيرکانه‌تري پياده مي‌کنند. ايران نمي‌خواهد ترکمنستان خط لوله را در بستر دريا بسازد زيرا مايل است خودش ناقل مواد انرژي‌زا از ترکمنستان به ترکيه باشد. اين راه نيز براي ما خطرناک است. ايران در حال حاضر تحت مجازات‌هاي بين‌المللي قرار داشته و از اين تجارت خارج شده است. ترکيه فعلاً جرأت نمي‌کند گاز ترکمنستان را از ايران خريداري کند تا بتواند آن را به اروپا برساند. آمريکا هم مايل است گاز ترکمنستان بدون عبور از روسيه به اروپا رسانده شود؛ ولي در عين حال مايل است ايران را از اين نقشه خارج کند».

نتيجه
اگرچه بررسي مسائل زيست محيطي درياي خزر ارتباط مستقيمي با رژيم حقوقي اين دريا و معاهدات مربوط به آن دارد، اما فقدان يك نظام حقوقي حاكم بر محيط زيست درياي خزر نمي‌تواند توجيه‌كننده نادیده گرفتن محيط زيست این دریا باشد. حتی روسيه که خود در ساير درياها خطوط لوله انتقال گاز احداث مي‌كند، در مورد خط لوله ترانس خزر به بسته بودن خزر اشاره می‌کند. البته ترکمنستان وعده می‌دهد که به کنوانسیون حفظ محیط زیست دریای خزر پای‌بند است و بالاترین استانداردهای بین‏المللی زیست‌محیطی در اجرای طرح رعایت خواهد شد. اما نباید فراموش کرد که سال گذشته نشت نفت در خلیج مکزیک از سکوهای نفتی متعلق به شرکت "بی‌پی" یکی از بزرگترین فجایع زیست‌محیطی جهان را رقم زد؛ شرکتی که یکی از داوطلبان انجام طرح ترانس خزر است.
با در نظر گرفتن همه این مسائل می‌توان تصور کرد که با توجه به اهمیت این موضوع برای روسیه، تهدیدهای این کشور ممکن است مانند ماجرای جنگ با گرجستان جدی باشد؛ جایی که اروپا نیز تنها به میانجی‌گری پرداخت. به‌ویژه آنکه روسيه همچنان 41 درصد گاز وارداتي اروپا را تامين مي‌كند و خط لوله جريان شمالي كه در آبان ماه سال جاري به بهره‌برداري رسيد، با انتقال حجمی برابر 55 ميليارد متر مكعب گاز به اروپا (تقريبا دو برابر ظرفيت خط لوله ناباكو) 10 درصد این انتقال را برعهده دارد. این امر بر وابستگي اروپا به روسیه می‌افزاید و مي‌تواند تاثير بازدارنده بر روي تصميم‌گيري‌هاي اتحاديه اروپا در قبال سياست خارجي روسيه داشته باشد. اما این احتمال نیز وجود دارد که روسیه فقط تبلیغاتی به راه انداخته باشد تا سرمایه‎‌گذاران غربی و ترکمنستان را بترساند.
اما سناریوی نهایی این است که روسیه احساس کند این طرح بالاخره به سرانجام خواهد رسید و البته با نشانه‌های موجود احتمال ساخت ترانس خزر نیز کم نیست. در این حالت چنانکه قبلا به نمونه‌هایی از آن اشاره کردیم، احساس روسیه به قرار گرفتن در برابر عملانجام شده ممکن است موجب شود که به مشارکت در این طرح ابراز تمایل کند و مطابق معمول از این روش به عنوان اهرمی برای کسب امتیاز استفاده کند. به راه انداختن خط لوله جریان شمالی در ماه‌های اخیر نیز توان چانه‌زنی روسیه را در این فرآیند افزایش خواهد داد. برای روسیه نکته اطمینان‌بخش این است که ایران فعلا نمی‌تواند در هیچ یک از طرح‌های انرژی منطقه مشارکت داشته باشد و روسیه به هر حال حداقلی از منافع این بخش را نصیب خود خواهد کرد.

منابع:
[1]. نگاه کنید به:
· Robert O. Freedman, “Russian -Iranian Relations in The 1990s”, Meria Journal, Volume 4, No.2, (June 2000), Available at: http://meria.idc.ac.il/journal/2000/issue2/jv4n2a5.html
استقبال آذربايجان از مصوبه اتحاديه اروپا درباره مذاكره لوله گاز خزر، ۲۵ شهريور ۱۳۹۰، سایت ایراس،http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=18224
[2]. ايران و روسيه همچنان مخالف خط لوله ترانس خزر، ۲۱ خرداد ۱۳۹۰، سایت ایراس، http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=16318
[3]. برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به:
1- داود کیانی، «آسيب‌شناسي روابط ايران و روسيه»، در: كتاب روابط ايران و روسيه، به كوشش مهدي سنايي و جهانگير كرمي، (تهران، انتشارات مؤسسۀ مطالعات روسيه، آسياي مركزي و قفقاز؛ ايراس، چاپ اول 1387)، صص 256- 255
2- Lena Jonson, Vladimir Putin and Central Asia: The Shaping of Russian Foreign Policy, (New York, I.B.Tauris and Co Ltd, 2004), p 189.
[4]. مخالفت مجدد روسيه با ساخت خط لوله ترانس‌خزر، ۳ مهر ۱۳۹۰، سایت ایراس، http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=18400
[5]. Freedman, Ibid.
[6]. موسی­الرضا وحیدی، «سیاست خارجی روسیه در دریای خزر»، فصلنامۀ مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال نهم، دورۀ سوم، شمارۀ 32، (زمستان 1379)، ص 94.
[7]. تلاش روسيه براي منصرف كردن تركمنستان از طرح «ناباكو»، ۳ دي ۱۳۹۰، سایت ایراس، http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=19796
[8]. سفر مدويدیف به ترکمنستان، ۱ آبان ۱۳۸۹، سایت ایراس، http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=12300
[9]. ايران و روسيه همچنان مخالف خط لوله ترانس خزر، ۲۱ خرداد ۱۳۹۰، سایت ایراس، http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=16318
[10]. تلاش روسيه براي منصرف كردن تركمنستان از طرح «ناباكو»، ۳ دي ۱۳۹۰، سایت ایراس، http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=19796
[11]. اولگا ساموفالووا، ايران و روسيه در مقابل خط لولة ترانس‌خزر، ۲۵ شهريور ۱۳۹۰، سایت ایراس،http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=18237
[12].آلکسی گریواچ، زورآزمایی‌هاي جدید بر سر گاز خزر، ۲۹ مهر ۱۳۹۰، سایت ایراس،http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=18791
[13]. Roy Allison, “Strategic Reassertion in Russia’s Central Asia Policy”, International Affairs, 80, (2004), Available at: http://www3.interscience.wiley.com/cgi-bin/fulltext/118753931/PDFSTART, p 290.
[14]. امیر محمد حاجی یوسفی، سیاست خارجی ایران در پرتو تحوّلات منطقه­ای، (تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، چاپ اول، 1384)، صص 131- 130.
[15].فتح الله دهقان، دریای خزر و امنیت ملی، (تهران: مؤسسۀ فرهنگی هنری بشیر علم و ادب، چاپ اول، 1384)، صص 148 و 160
[16]. كريل مارتينوف، كامرسانت، «امنيت انرژي و جنگ خطوط لوله». شنبه 7 شهريور 1388، سایت ایراس، http://www.iras.ir/Default_view.asp?@=7788&T
نويسنده: فاطمه عطري
منبع: حقایق قفقاز