نیرومند بودن، ضامن امنیت ملی روسیه

نويسنده: ولاديمير پوتين
ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور منتخب مردم روسیه که تا چندی دیگر زمام امور را در این کشور به دست خواهد گرفت، برخلاف رویه سابق در این کشور، برنامه های آتی خود را نه در سخنرانی ها و پیام های تبلیغاتی، بلکه با انتشار هفت مقاله تشریح کرد. ششمین مقاله او به بحث امنیت داخلی و نگرانی های روسیه از تهدیدها در این زمینه اختصاص دارد که شمایی کلی از راهبرد امنیتی پوتین که همانا راهبرد امنیتی روسیه طی سال های آتی خواهد بود را به دست می دهد.
جهان در حال تغییر است. فرآیندهای استحاله فراگيري که در دنيا جریان دارد، دربرگیرنده خطرات گوناگونی است که گاهی قابل پیشبینی نيستند. در شرایط تکانهای جهانی اقتصادی و تحولات پرشتاب دیگر، همیشه وسوسه حل و فصل مسایل بعضي كشورها به حساب دیگران از راه فشار و زور ايجاد میشود. تصادفی نیست که هم اکنون صداهایی شنیده میشود که گویا بزودی این مسأله مطرح خواهد شد که منابع طبيعي حائز اهمیت جهانی بايد از حوزه حاکمیت ملی خارج شود.
ما تأکید میکنیم که حتی الامکان فرضی، طرح این مسأله در حق روسیه نباید وجود داشته باشد. این بدان معناست که ما نباید کسی را با ضعف و ناتواني خود به وسوسه بیاندازیم. ما بر همین اساس تحت هیچ شرایطی از توان بازدارندگی راهبردی امتناع نکرده و آن را تقویت خواهیم کرد، زیرا همین توان نظاميکه ما داریم، در مرحله بسیار دشوار سالهای دهه 1990 به ما کمک کرد، حاکمیت دولتی خود را حفظ کنیم که در آن زمان هیچ استدلال وزین مادی دیگر در دست ما نبود. ما باید به این واقعیت اعتراف نماييم.
بدیهی است که اگر ما نتوانیم از روسیه دفاع کنیم، قادر نخواهیم شد مواضع و نفوذ بین المللی خود را تقویت کرده و اقتصاد و نهادهای دمکراتیک را توسعه دهیم. اگر خطرات مناقشات احتمالی را محاسبه نکرده و استقلال نظامی و فنی خود را تأمین نکنیم و اگر به عنوان اقدام غاییِ واکنش به چالشهای مختلف، پاسخ مناسب و شایسته نظامی ندهيم، به هیچ یک از اهداف خود نمیرسیم. ما برنامههای بیسابقه توسعه نیروهای مسلح و نوسازی صنایع دفاعی روسیه را تأیید و اجرا میکنیم. در مجموع طی ده سال آینده به این هدف حدود 23 تریلیون روبل اختصاص مییابد.
از شما پنهان نمیكنم که درباره ابعاد و به موقع بودن این تخصيصهاي مالی گسترده بحثهای زیادی صورت گرفت. اعتقاد دارم که این بودجه جوابگوی منابع و امکانات کشور است. از همه مهمتر این است که نمیتوان حل مسایل ایجاد نیروهای مسلح نیرومند و تکمیل توان دفاعی کشور را به تعویق انداخت. ما به فکر نظامی کردن بودجه روسیه نیستیم. در واقع پولی که الآن در نظر گرفتیم، «بازپرداخت حسابهای» سالهایی است که نیروهای مسلح روسیه با کمبود مزمن تأمین مالی روبرو شده و انواع جدید تسلیحات را تقریباً دریافت نمیکردند در حالی که کشورهای دیگر توانمندی نظامی خود را پیگیرانه افزایش میدادند.
ما تأکید میکنیم که حتی الامکان فرضی، طرح این مسأله در حق روسیه نباید وجود داشته باشد. این بدان معناست که ما نباید کسی را با ضعف و ناتواني خود به وسوسه بیاندازیم. ما بر همین اساس تحت هیچ شرایطی از توان بازدارندگی راهبردی امتناع نکرده و آن را تقویت خواهیم کرد، زیرا همین توان نظاميکه ما داریم، در مرحله بسیار دشوار سالهای دهه 1990 به ما کمک کرد، حاکمیت دولتی خود را حفظ کنیم که در آن زمان هیچ استدلال وزین مادی دیگر در دست ما نبود. ما باید به این واقعیت اعتراف نماييم.
بدیهی است که اگر ما نتوانیم از روسیه دفاع کنیم، قادر نخواهیم شد مواضع و نفوذ بین المللی خود را تقویت کرده و اقتصاد و نهادهای دمکراتیک را توسعه دهیم. اگر خطرات مناقشات احتمالی را محاسبه نکرده و استقلال نظامی و فنی خود را تأمین نکنیم و اگر به عنوان اقدام غاییِ واکنش به چالشهای مختلف، پاسخ مناسب و شایسته نظامی ندهيم، به هیچ یک از اهداف خود نمیرسیم. ما برنامههای بیسابقه توسعه نیروهای مسلح و نوسازی صنایع دفاعی روسیه را تأیید و اجرا میکنیم. در مجموع طی ده سال آینده به این هدف حدود 23 تریلیون روبل اختصاص مییابد.
از شما پنهان نمیكنم که درباره ابعاد و به موقع بودن این تخصيصهاي مالی گسترده بحثهای زیادی صورت گرفت. اعتقاد دارم که این بودجه جوابگوی منابع و امکانات کشور است. از همه مهمتر این است که نمیتوان حل مسایل ایجاد نیروهای مسلح نیرومند و تکمیل توان دفاعی کشور را به تعویق انداخت. ما به فکر نظامی کردن بودجه روسیه نیستیم. در واقع پولی که الآن در نظر گرفتیم، «بازپرداخت حسابهای» سالهایی است که نیروهای مسلح روسیه با کمبود مزمن تأمین مالی روبرو شده و انواع جدید تسلیحات را تقریباً دریافت نمیکردند در حالی که کشورهای دیگر توانمندی نظامی خود را پیگیرانه افزایش میدادند.
دفاع هوشمند در برابر خطرات جدید
ما به مکانیزمهای واکنش تنها به خطرات موجود نیاز نداریم بلکه باید به آن سوی «افق» نگریسته و چگونگی خطرات 50-30 سال آینده را ارزیابی کنیم. این هدف جدی است که نیازمند به كارگيري همه امکانات علوم نظامی و غیرنظامی و طراحی اسلوب پیشبینی صحیح است تا روشن شود كه ارتش روسیه به چه نوع تسلیحات احتیاج خواهد داشت و اینکه صنایع دفاعی ما باید واجد کدام شرایط باشد. در واقع باید موجبات طراحي سامانه اصولاً جدید هوشمند تحلیل نظامی و برنامه ریزی راهبردی، تهيه «نسخه»های آماده و اجرای سریع آنها توسط نهادهای نظامی را فراهم کرد.
ما به مکانیزمهای واکنش تنها به خطرات موجود نیاز نداریم بلکه باید به آن سوی «افق» نگریسته و چگونگی خطرات 50-30 سال آینده را ارزیابی کنیم. این هدف جدی است که نیازمند به كارگيري همه امکانات علوم نظامی و غیرنظامی و طراحی اسلوب پیشبینی صحیح است تا روشن شود كه ارتش روسیه به چه نوع تسلیحات احتیاج خواهد داشت و اینکه صنایع دفاعی ما باید واجد کدام شرایط باشد. در واقع باید موجبات طراحي سامانه اصولاً جدید هوشمند تحلیل نظامی و برنامه ریزی راهبردی، تهيه «نسخه»های آماده و اجرای سریع آنها توسط نهادهای نظامی را فراهم کرد.
عصر آینده برای ما چه چیزی دارد؟
احتمال بروز جنگ جهانی قدرتهای هستهای علیه همدیگر چندان بالا نیست زیرا این جنگ به معنی پایان تمدن بشری خواهد بود. تا زمانی که «باروت» نیروهای راهبردی هستهای که با کار و زحمت عظیم پدران ما ساخته شد، «خشک» باقی بماند و آمادگي اين نيروها حفظ شود، کسی جرأت نخواهد کرد به تجاوز گسترده علیه کشورمان دست بزند.
ولی باید این واقعیت را در نظر داشت که پیشرفت علمی – فنی در زمینههای مختلف اعم از ظهور نمونههای جدید تسلیحات و وسایل فنی نظامی تا فناوریهای ارتباطات و اطلاعرسانی، باعث تغییرات کیفی در چگونگی مبارزه مسلحانه گردیده است. به موازات ورود گسترده سلاحهای فوق العاده دقیق غیر هستهای با برد بلند به رده تسلیحات، این نوع تسلیحات بیش از پیش به وسیله رسیدن به پیروزی قاطعانه بر دشمن از جمله در مناقشه جهانی تبدیل خواهد گردید.
امکانات نظامی کشورها در فضای کیهانی، در زمینه مقابله اطلاعاتی و به خصوص در فضای سایبرنتیک از اهمیت بزرگ و چه بسا تعیین کنندهای برخوردار است. در آینده دورتر سلاحهای مبتنی بر اصول جدید فیزیکی (اشعهای، ژئوفیزیکی، ژنتیک و روانی- جسمی) ساخته خواهد شد. همه اینها اجازه میدهند که نه تنها سلاحهای هستهای بلکه سلاحهای جدید به ابزار رسیدن به اهداف سیاسی و راهبردی تبدیل گردند. چنین سامانههای تسلیحاتی از نظر نتیجه کاربرد با سلاحهای هستهای قابل مقایسه است ولی از نظر سیاسی و نظامی بیشتر «قابل قبول» محسوب میشوند.
بنابراین، نقش توازن راهبردی نیروهای هستهای در بازدارندگی از تجاوز و بی نظمی کاهش خواهد یافت. ما شاهد بروز جنگهای جدید منطقهای و محلی هستیم. مناطق بیثباتی به وجود میآیند و هرج و مرج در آنجا به طور مصنوعی تحریک شده و هدایت میگردد. ما شاهد تلاشهای هدفمند در جهت تحریک این مناقشات در نزدیکی مرزهای روسیه و متحدان مان هستیم. میبینیم که اصول بنیادین حقوق بینالملل بیارزش شده است، به خصوص در حوزه امنیت بینالمللی.
روسیه در این شرایط نمیتواند فقط به روشهای دیپلماتیک و اقتصادی جهت رفع تضادها و حل مناقشات متوسل شود. ما با هدف توسعه توان نظامی در چارچوب راهبرد بازدارندگی و در سطح کفایت دفاعی روبرو میشویم. نیروهای مسلح، سرویسهای ویژه و سایر ساختارهای نظامی و انتظامی باید برای واکنش سریع به این چالشها آمادگی داشته باشند. این لازمه آن است که روسیه احساس امنیت کند و کشورهای دیگر در مجامع مختلف بینالمللی حرف روسیه را گوش کنند.
ما باید همراه با متحدان خود امکانات سازمان پیمان امنیت دستهجمعی و از جمله نیروهای جمعی واکنش سریع را تقویت کنیم. این سازمان آماده است تا نقش خود را به عنوان ضامن ثبات در فضای اورآسیایی را ایفا نماید. توسعه سریع نیروهای مسلح، صنایع اتمی و فضایی، صنایع دفاعی، آموزش نظامی، علوم اساسی نظامی و برنامههای پژوهشی کاربردی، مهمترین اولویت سیاست دولتی روسیه در آینده باقی خواهند ماند.
روسیه در این شرایط نمیتواند فقط به روشهای دیپلماتیک و اقتصادی جهت رفع تضادها و حل مناقشات متوسل شود. ما با هدف توسعه توان نظامی در چارچوب راهبرد بازدارندگی و در سطح کفایت دفاعی روبرو میشویم. نیروهای مسلح، سرویسهای ویژه و سایر ساختارهای نظامی و انتظامی باید برای واکنش سریع به این چالشها آمادگی داشته باشند. این لازمه آن است که روسیه احساس امنیت کند و کشورهای دیگر در مجامع مختلف بینالمللی حرف روسیه را گوش کنند.
ما باید همراه با متحدان خود امکانات سازمان پیمان امنیت دستهجمعی و از جمله نیروهای جمعی واکنش سریع را تقویت کنیم. این سازمان آماده است تا نقش خود را به عنوان ضامن ثبات در فضای اورآسیایی را ایفا نماید. توسعه سریع نیروهای مسلح، صنایع اتمی و فضایی، صنایع دفاعی، آموزش نظامی، علوم اساسی نظامی و برنامههای پژوهشی کاربردی، مهمترین اولویت سیاست دولتی روسیه در آینده باقی خواهند ماند.
ارتش، روسیه را نجات داد
فروپاشی کشور واحد سابق و تکانهای شدید اقتصادی و اجتماعی سالهای 1990 به نهادهای دولتی لطمه زدند. ارتش ما هم آزمایشات سختی را پشت سر گذاشت. آموزش رزمی تقریباً قطع شده بود. واحدهای رده اول راهبردی با شتاب ناروا از اروپای شرقی به «بیابان برهوت» عقب کشیده میشد. در حالی که برای ساخت شهرکهای نظامی و آباد کردن آنها پول نبود، واحدهای آماده و دارای ترکیب کامل نفرات منحل میشدند.
افسران طی ماهها حقوق دریافت نميکردند. پنهان نکنیم که گاهی حتی در زمینه تغذیه نفرات مشکلات بروز میکرد. دهها هزار نفر از نظامیان استعفا میدادند. در آن زمان تعداد ژنرالها، سرهنگها و سرگردها از ستوانها و سروانها بیشتر بود. کارخانههای صنایع دفاعی تعطیل شده و متخصصین ارزنده انگشت شمار خود را از دست میدادند.
ضربه اطلاعاتی نیرومندی به نیروهای مسلح وارد آمد. بعضی شخصیتهای اجتماعی نمیتوانستند روزی راحت زندگی کنند تا ارتش را لگد نزنند و آن را تحقیر نکنند. آنها به مفاهیمی چون سوگند، وظیفه، خدمت به میهن، میهندوستی و تاریخ جنگی ملت اهانت مینمودند. این کار را حمایت اخلاقی و خیانت واقعی محسوب کرده و میکنم.
هرگز نباید فراموش کنیم کشورمان تا چه اندازه مدیون سربازان و افسرانی است که در سالهای دشوار 1990 با وجود همه مشکلات ارتش را حفظ کرده و در مواقع بحرانی آمادگی رزمی یگانهای نظامی را تأمین نمودند و در صورت لزوم – در شمال قفقاز، تاجیکستان و کانونهای دیگر مناقشات - میجنگیدند. آنها روح و حیثیت ارتش، تمامیت و حاکمیت روسیه و امنیت شهروندان کشور را حفظ نموده و اجازه ندادند که کسی کشورمان را تحقیر کرده و از رده خارج بکند.
ولی اشتباهاتی که در جریان چند دور اصلاحات ناپیوسته و عمدتاً ناظر بر کاهش مکانیکی نیروهای مسلح بود، برای ما گران تمام شد. در سال 1999 که دستههای تروریسم بین المللی تجاوز بیپرده به روسیه را آغاز نمودند، ما با وضعیت فاجعهباری روبرو شدیم. مجبور شدیم گروه 66 هزار نفری نیروها را از دستهها و گروهانهای ترکیبی تشکیل دهیم که نظامیان از مناطق مختلف کشور بدان جلب میشدند. در آن زمان 1 میلیون و 360 هزار نفر رسماً در نیروهای مسلح روسیه خدمت میکردند ولی واحدهای دارای ترکیب کامل نفرات و آماده برای اجرای مأموریتهای نظامی تقریباً وجود نداشتند.
ولی ارتش از عهده وظیفه خود بر آمد. افسران، درجهداران و سربازان ما، اين شهروندان که برای آنها سوگند وفاداری به میهن ارزش بیشتری داشت تا سلامتی و بهروزی شخصی، وظیفه خود را ایفا نمودند. ولی مهمتر از همه این است که دولت و جامعه بالاخره این واقعیت ساده را فهمیدند که نیروهای مسلح برای ما ارزش دارد. باید ارتش خود را تقویت کنیم تا مجبور نشویم ارتش بیگانه را تغذیه کرده یا به اسارت اشرار و تروریسم بینالمللی بیفتیم.
ما کار خود را از مسایل مبرم شروع کردیم. نظام ضمانتهای اساسي اجتماعی برای نظامیان را احیا کردیم، تأخیر شرمآور پرداخت حقوق را برطرف نمودیم. سال به سال سهم هزینههای توسعه ارتش و نیروی دریایی را بالا میبردیم. ولی زمانی بود که ما حتی برای نیازهای مبرم پول نداشتیم. سال 2002 را به خاطر میآورم که رئیس ستاد کل - طبیعتاً تحت فشار شرایط اقتصادي آن زمان - پیشنهاد کرد محل استقرار زیردریاییهای راهبردی در شبه جزیره کامچاتکا را منحل نماید که ما در این صورت حضور نیروهای هستهای خود در اقیانوس آرام را هم از دست میدادیم. من این تصمیم را رد کردم. در حالی که بودجه از امکانات کافی برخوردار نبود، از شرکتهای خصوصی کمک خواستم. و الآن میخواهم از آنها قدردانی نمایم.
فروپاشی کشور واحد سابق و تکانهای شدید اقتصادی و اجتماعی سالهای 1990 به نهادهای دولتی لطمه زدند. ارتش ما هم آزمایشات سختی را پشت سر گذاشت. آموزش رزمی تقریباً قطع شده بود. واحدهای رده اول راهبردی با شتاب ناروا از اروپای شرقی به «بیابان برهوت» عقب کشیده میشد. در حالی که برای ساخت شهرکهای نظامی و آباد کردن آنها پول نبود، واحدهای آماده و دارای ترکیب کامل نفرات منحل میشدند.
افسران طی ماهها حقوق دریافت نميکردند. پنهان نکنیم که گاهی حتی در زمینه تغذیه نفرات مشکلات بروز میکرد. دهها هزار نفر از نظامیان استعفا میدادند. در آن زمان تعداد ژنرالها، سرهنگها و سرگردها از ستوانها و سروانها بیشتر بود. کارخانههای صنایع دفاعی تعطیل شده و متخصصین ارزنده انگشت شمار خود را از دست میدادند.
ضربه اطلاعاتی نیرومندی به نیروهای مسلح وارد آمد. بعضی شخصیتهای اجتماعی نمیتوانستند روزی راحت زندگی کنند تا ارتش را لگد نزنند و آن را تحقیر نکنند. آنها به مفاهیمی چون سوگند، وظیفه، خدمت به میهن، میهندوستی و تاریخ جنگی ملت اهانت مینمودند. این کار را حمایت اخلاقی و خیانت واقعی محسوب کرده و میکنم.
هرگز نباید فراموش کنیم کشورمان تا چه اندازه مدیون سربازان و افسرانی است که در سالهای دشوار 1990 با وجود همه مشکلات ارتش را حفظ کرده و در مواقع بحرانی آمادگی رزمی یگانهای نظامی را تأمین نمودند و در صورت لزوم – در شمال قفقاز، تاجیکستان و کانونهای دیگر مناقشات - میجنگیدند. آنها روح و حیثیت ارتش، تمامیت و حاکمیت روسیه و امنیت شهروندان کشور را حفظ نموده و اجازه ندادند که کسی کشورمان را تحقیر کرده و از رده خارج بکند.
ولی اشتباهاتی که در جریان چند دور اصلاحات ناپیوسته و عمدتاً ناظر بر کاهش مکانیکی نیروهای مسلح بود، برای ما گران تمام شد. در سال 1999 که دستههای تروریسم بین المللی تجاوز بیپرده به روسیه را آغاز نمودند، ما با وضعیت فاجعهباری روبرو شدیم. مجبور شدیم گروه 66 هزار نفری نیروها را از دستهها و گروهانهای ترکیبی تشکیل دهیم که نظامیان از مناطق مختلف کشور بدان جلب میشدند. در آن زمان 1 میلیون و 360 هزار نفر رسماً در نیروهای مسلح روسیه خدمت میکردند ولی واحدهای دارای ترکیب کامل نفرات و آماده برای اجرای مأموریتهای نظامی تقریباً وجود نداشتند.
ولی ارتش از عهده وظیفه خود بر آمد. افسران، درجهداران و سربازان ما، اين شهروندان که برای آنها سوگند وفاداری به میهن ارزش بیشتری داشت تا سلامتی و بهروزی شخصی، وظیفه خود را ایفا نمودند. ولی مهمتر از همه این است که دولت و جامعه بالاخره این واقعیت ساده را فهمیدند که نیروهای مسلح برای ما ارزش دارد. باید ارتش خود را تقویت کنیم تا مجبور نشویم ارتش بیگانه را تغذیه کرده یا به اسارت اشرار و تروریسم بینالمللی بیفتیم.
ما کار خود را از مسایل مبرم شروع کردیم. نظام ضمانتهای اساسي اجتماعی برای نظامیان را احیا کردیم، تأخیر شرمآور پرداخت حقوق را برطرف نمودیم. سال به سال سهم هزینههای توسعه ارتش و نیروی دریایی را بالا میبردیم. ولی زمانی بود که ما حتی برای نیازهای مبرم پول نداشتیم. سال 2002 را به خاطر میآورم که رئیس ستاد کل - طبیعتاً تحت فشار شرایط اقتصادي آن زمان - پیشنهاد کرد محل استقرار زیردریاییهای راهبردی در شبه جزیره کامچاتکا را منحل نماید که ما در این صورت حضور نیروهای هستهای خود در اقیانوس آرام را هم از دست میدادیم. من این تصمیم را رد کردم. در حالی که بودجه از امکانات کافی برخوردار نبود، از شرکتهای خصوصی کمک خواستم. و الآن میخواهم از آنها قدردانی نمایم.
شرکتهای «سورگوت نفتگاز» و «تی ان کا» بدون تفكر و تأمل زياد پول لازم برای آغاز بازسازی آن پایگاه را واگذار نمودند. بعد از آن بودجه دولتي هم وارد عمل شد. و حالا ما در بندر «ویلیوچینسک» پایگاه واجد شرایط معاصر را داریم که بزودی زیردریاییهای جدید از نوع«بورَی» وارد آن خواهند شد. در همه محورهای راهبردی واحدهای دارای آمادگی دائمی تشکیل شده از نظامیان استخدامی حرفهای تشکیل گردیدهاند. گروههای مستقل نیروها ایجاد شدند.
چنین گروهی در ماه اوت سال 2008 عملیات اجبار گرجستان به صلح را انجام داده و از ملتهای اوستیای جنوبی و آبخازی دفاع نمود. ولی تجربه همه سالهای گذشته ثابت کرده بود که توان بالقوه توسعه ساختار نظامی که ما از اتحاد شوروی به ارث بردیم، ته کشیده است. این ساختار به چه صورت بود؟ هزارها پایگاه نگهداری مهمات، انبارها و زرادخانههای زیاد، ستادهای فراوان و واحدهای فاقد نفرات. به عبارت دیگر، همه امکانات برای تشکیل ارتش چندین میلیونی قرن گذشته وجود داشت.
اشباع کردن این ساختار قدیمی از انسانها و تسلیحات معنی نداشت زیرا ما برای این کار نه منابع مالی داشتیم و نه منابع انسانی. اصل کار این است که آن ساختار واجد شرایط جاری و مقتضيات معاصر نبود. اگر چیزی را تغییر نداده و به اصلاحات ناتمام بسنده کرده بودیم، میتوانستیم توان نظامی خود و کارآیی نیروهای مسلح را از دست بدهیم. تنها راه حلی که وجود داشت، تشکیل ارتش جدید، ارتش پر تحرک و دارای آمادگی رزمی دائمی بود. این یک روند بسیار دشوار است که دهها هزار نفر در آن شرکت میکنند.
اشباع کردن این ساختار قدیمی از انسانها و تسلیحات معنی نداشت زیرا ما برای این کار نه منابع مالی داشتیم و نه منابع انسانی. اصل کار این است که آن ساختار واجد شرایط جاری و مقتضيات معاصر نبود. اگر چیزی را تغییر نداده و به اصلاحات ناتمام بسنده کرده بودیم، میتوانستیم توان نظامی خود و کارآیی نیروهای مسلح را از دست بدهیم. تنها راه حلی که وجود داشت، تشکیل ارتش جدید، ارتش پر تحرک و دارای آمادگی رزمی دائمی بود. این یک روند بسیار دشوار است که دهها هزار نفر در آن شرکت میکنند.
اشتباهات، ناراحتیها و ادعاها انتقادی در این زمینه اجتنابناپذیر است. ما شاهد واکنش تند اجتماعی از جمله در محیط ارتشی شدیم. دهها نفر اصلاحات نظامی را اجرا مینمايند. در واقع، یک نهاد بسیار پیچیده که در داخل آن معایب فراوانی وجود دارد، تغییر مینماید. اشتباهات، زیادهرویهای مجریان امر، کار ضعیف اطلاع رسانی، فقدان کانالهای ارتباطات متقابل و فقدان دلسوزي در اجرای دستور العملها از جمله مشکلات آشکار اصلاحاتی است که همچنان ادامه دارد. وظیفه ماست که این مشکلات را تشخيص داده و تصمیمات خود را تصحیح نماییم ولی در عین حال از منطق عمومی بازسازی سیستمی نیروهای مسلح منحرف نشویم.
تا کنون چه کاری انجام شده است؟
در ارتش ما واحدها با نفرات زیر حد مطلوب باقی نمانده است. در نیروی زمینی بیش از 100 تیپ عموميو تیپ ويژه تشکیل شده است. این یگانهای نظامی از همه نفرات و تسلیحات لازم برخوردارند. آنها ظرف یک ساعت بعد از دریافت دستور میتوانند وارد عمل شوند. بیست و چهار ساعت برای انتقال آنها به صحنه بالقوه عملیات جنگی لازم است. در گذشته واحدهای ارتشی برای آمادگی جهت اجرای وظایف رزمی 5 روز وقت لازم داشتند. استقرار و مجهز کردن همه نیروهای مسلح بر اساس موازین زمان جنگ حدود یک سال طول میکشید. و این در حالی است که در حال حاضر اکثر مناقشات مسلحانه از چند ساعت تا چند روز طول میکشد.
چرا تیپ به عنوان واحد اساسی تاکتیکی انتخاب شد؟ قبل از همه با عنایت به تجربه کشورمان در جنگهای افغانستان و عملیات دیگر که آنجا نه هنگها و لشگرها بلکه گروههای سیار تهاجمی با پشتیبانی نیروی هوایی و وسایل دیگر، کارایی زیادی از خود نشان دادند. تیپ جدید که نفرات آن از لشگر کمتر است، از توانمندی ضربتی بالایی برخوردار است. امکانات آن در زمینه توپخانه، وسایل پدافند هوایی، کار اکتشافی و ارتباطی بیشتر شده است. تیپ قادر است به صورت مستقل یا در چارچوب یگانهای دیگر فعالیت کند. احتمال میدهم که کیفیت تیپها همه جا به سطح عالی نرسیده باشد ولي ما باید در آینده نزدیک به استانداردهای لازم برسیم.
ارتش روسیه از وظایف غیر ضروری اقتصادی و معیشتی خود رها میشود. سربازان در حد ناچيز از آموزش رزمی منحرف میشوند. در شرایطی که خدمت وظیفه فقط 12 ماه طول میکشد، این تنها وسیله تبدیل کردن سرباز وظیفه به رزمنده واقعی است. سربازان و افسران باید به کار مستقیم خود یعنی آمادگی فشرده و آموزش رزمی بپردازند که این امر بر انضباط و نظم حقوقی در نیروهای مسلح اثر مثبت گذاشته و اعتبار خدمت وظیفه را بالا خواهد برد.
اصلاحات جدی نظام آموزش نظامی در جریان است. 10 مرکز بزرگ علمی – آموزشی تشکیل میشوند که همه آنها در سلسله مراتب شدید عمودی قرار گرفته و به افسران اجازه میدهند مطابق با چگونگی خدمت و سطح حرفهای خود را بالا ببرند. ما در این زمینه از سنتهای خود و عرف جهانی استفاده میکنیم. نظریه مؤثر نظامی و نظامی - فنی بدون توسعه پژوهشهای نظامی طراحی نمیشود و ساختارهای ستاد کل نمیتوانند به طور موثر کار کنند.
در ارتش ما واحدها با نفرات زیر حد مطلوب باقی نمانده است. در نیروی زمینی بیش از 100 تیپ عموميو تیپ ويژه تشکیل شده است. این یگانهای نظامی از همه نفرات و تسلیحات لازم برخوردارند. آنها ظرف یک ساعت بعد از دریافت دستور میتوانند وارد عمل شوند. بیست و چهار ساعت برای انتقال آنها به صحنه بالقوه عملیات جنگی لازم است. در گذشته واحدهای ارتشی برای آمادگی جهت اجرای وظایف رزمی 5 روز وقت لازم داشتند. استقرار و مجهز کردن همه نیروهای مسلح بر اساس موازین زمان جنگ حدود یک سال طول میکشید. و این در حالی است که در حال حاضر اکثر مناقشات مسلحانه از چند ساعت تا چند روز طول میکشد.
چرا تیپ به عنوان واحد اساسی تاکتیکی انتخاب شد؟ قبل از همه با عنایت به تجربه کشورمان در جنگهای افغانستان و عملیات دیگر که آنجا نه هنگها و لشگرها بلکه گروههای سیار تهاجمی با پشتیبانی نیروی هوایی و وسایل دیگر، کارایی زیادی از خود نشان دادند. تیپ جدید که نفرات آن از لشگر کمتر است، از توانمندی ضربتی بالایی برخوردار است. امکانات آن در زمینه توپخانه، وسایل پدافند هوایی، کار اکتشافی و ارتباطی بیشتر شده است. تیپ قادر است به صورت مستقل یا در چارچوب یگانهای دیگر فعالیت کند. احتمال میدهم که کیفیت تیپها همه جا به سطح عالی نرسیده باشد ولي ما باید در آینده نزدیک به استانداردهای لازم برسیم.
ارتش روسیه از وظایف غیر ضروری اقتصادی و معیشتی خود رها میشود. سربازان در حد ناچيز از آموزش رزمی منحرف میشوند. در شرایطی که خدمت وظیفه فقط 12 ماه طول میکشد، این تنها وسیله تبدیل کردن سرباز وظیفه به رزمنده واقعی است. سربازان و افسران باید به کار مستقیم خود یعنی آمادگی فشرده و آموزش رزمی بپردازند که این امر بر انضباط و نظم حقوقی در نیروهای مسلح اثر مثبت گذاشته و اعتبار خدمت وظیفه را بالا خواهد برد.
اصلاحات جدی نظام آموزش نظامی در جریان است. 10 مرکز بزرگ علمی – آموزشی تشکیل میشوند که همه آنها در سلسله مراتب شدید عمودی قرار گرفته و به افسران اجازه میدهند مطابق با چگونگی خدمت و سطح حرفهای خود را بالا ببرند. ما در این زمینه از سنتهای خود و عرف جهانی استفاده میکنیم. نظریه مؤثر نظامی و نظامی - فنی بدون توسعه پژوهشهای نظامی طراحی نمیشود و ساختارهای ستاد کل نمیتوانند به طور موثر کار کنند.
ما باید اعتبار و كارآيي از دست رفته انستیتوهای پژوهشی نظامی را احیا کرده و همگرایی آنها را با نظام در حال توسعه آموزش نظامی تأمین کنیم که همین کار در بخشهای غیرنظامی اقتصاد مشاهده میشود. علم نظامی باید بر طراحی اهداف صنایع دفاعی اثر اساسی بگذارد. ساختارهای تخصصی خریدها و بخشهای وزارت دفاع که مسئول سفارش دولتی هستند، باید شرایط فنی ساخت سلاحها و برنامهریزی مشخصات تسلیحات را به عمل آورند.
بدون تردید، توسعه سالم پژوهشهای نظامی بدون مشارکت با علم غیرنظامی و بدون استفاده از توان دانشگاههای و مراکز علمی دولتی ميسر نیست. دانشمندان باید از اطلاعات کافی درباره وضعیت جاری و چشمانداز توسعه ارتش و سیستمهای تسلیحاتی برخوردار باشند تا بتوانند پژوهشهای خود را با توجه به کاربرد آینده طراحی نمایند. گفتنی است که نهادهای اداری نیروهای مسلح دو برابر کاهش یافته است.
بدون تردید، توسعه سالم پژوهشهای نظامی بدون مشارکت با علم غیرنظامی و بدون استفاده از توان دانشگاههای و مراکز علمی دولتی ميسر نیست. دانشمندان باید از اطلاعات کافی درباره وضعیت جاری و چشمانداز توسعه ارتش و سیستمهای تسلیحاتی برخوردار باشند تا بتوانند پژوهشهای خود را با توجه به کاربرد آینده طراحی نمایند. گفتنی است که نهادهای اداری نیروهای مسلح دو برابر کاهش یافته است.
چهار ناحیه نظامی بزرگ غربی، جنوبی، مرکزی و شرقي تشکیل شده و نیروی هوایی، پدافند هوایی و نیروی دریایی مربوطه در اختیار آنها گذاشته شده است. در واقع، فرماندهیهای عملیاتی و راهبردی تشکیل شدهاند. از 1 دسامبر سال 2011 نیروی پدافند هوایی – فضایی که رسته جدید نیروهاست، وارد عمل میشود. در ترکیب نیروی هوایی هفت پایگاه بزرگ هوایی با زیرساخت نیرومند ایجاد شدهاند. شبکه فرودگاهها نوسازی میشود.
طی 4 سال اخیر، برای اولین بار بعد از 20 سال، 28 فرودگاه نظامی مورد تعمیر اساسی قرار گرفتند. قرار است در سال جاری 12 فرودگاه نظامی دیگر تعمیر شوند. امکانات سامانه هشدار از حمله موشکی افزایش قابل توجهی یافته است. رادارهای جدید در مناطق لنینگراد (سن پترزبورگ) و کالینینگراد و در آرماویر راهاندازی شده و آزمایشات رادار ایرکوتستك آغاز گردیده است. همه تیپهای پدافند هوایی – فضایی به سامانه اتوماتیک «اونیورسال – 1اس» مجهز شدهاند. همچنین مجموعه کامل ماهوارههای «گلوناس» در مدار فضایی زمین قرار گرفته است.
پایداری و کفایت قسمتهای زمینی، دریایی و هوایی نیروهای راهبردی روسیه تأمین گردیده است. سهم سامانههای مدرن موشکی زمینپایه طی چهار سال اخیر از 13 تا 25% افزایش یافته است. روند مجهز کردن 10 هنگ موشکی دیگر به سامانههای راهبردی «توپول-ام» و «یارس» ادامه خواهد یافت. در نیروی هوایی دوربرد ناوگان هواپیماهای راهبردی موشکبر «توپولف-160» و «توپولف-95-ام-اس» به طور کامل حفظ شده است که در حال حاضر به روز آوری این هواپیماها جریان دارد.
پایداری و کفایت قسمتهای زمینی، دریایی و هوایی نیروهای راهبردی روسیه تأمین گردیده است. سهم سامانههای مدرن موشکی زمینپایه طی چهار سال اخیر از 13 تا 25% افزایش یافته است. روند مجهز کردن 10 هنگ موشکی دیگر به سامانههای راهبردی «توپول-ام» و «یارس» ادامه خواهد یافت. در نیروی هوایی دوربرد ناوگان هواپیماهای راهبردی موشکبر «توپولف-160» و «توپولف-95-ام-اس» به طور کامل حفظ شده است که در حال حاضر به روز آوری این هواپیماها جریان دارد.
موشک بالدار جدید برد بلند مخصوصاً برای این هواپیماهای راهبردی طراحی شده و به رده تسلیحات ملحق گردیده است. از سال 2007 پروازهای هواپیماهای راهبردی دوباره به صورت منظم در مناطق گشت رزمی برگزار میشود. طراحی مجتمع مدرن برای هواپیمایی دوربرد آغاز گردیده است. زیردریاییهای راهبردی موشکبر جدید از نوع «بوری» به کشیک رزمی پرداختهاند. زیردریاییها از این نوع به نامهای «یوری دالگوروکی» و «آلکساندر نفسکی» هماکنون مرحله آزمایشات دولتی را طی میکنند. نیروی دریایی روسیه حضور خود را در مناطق راهبردی اقیانوس جهانی و از جمله در مدیترانه از سر گرفته است. این نمایش پرچم روسیه به عرف دائمی تبدیل خواهد شد.
اهداف دهساله آینده
ما تجدید گسترده و جامع تسلیحات نیروهای مسلح و سایر ساختارهای نظامی و انتظامی را که امنیت کشور را تأمین میکنند، آغاز کردهایم. نیروهای هستهای، پدافند هوایی – فضایی، سامانه ارتباطات، اطلاعات و مدیریت، مبارزه رادیو الکترونیکی، طراحی پهپادها و سامانههای ضربتی روبوتی، هواپیماهای مدرن باری، سامانههای دفاع انفرادی از سرباز در حال نبرد، سلاحهای فوق العاده دقیق و وسایل مبارزه با این نوع سلاحها، از جمله اولویتهای ما هستند.
نظام آمادگی ارگانهای مدیریت و نیروها باید از کیفیت و فشردگی بیشتر برخوردار شده و حالت فراگيری کسب نماید. تشکیل گروههای مؤثر رستههای مخالف نیروها مورد توجه ویژهای قرار خواهد گرفت. یگانهای نظامی باید برای اجرای وظایف در میدان نبرد آماده باشند. تخصصین ما باید ایدئولوژی آیندهدار توسعه انواع و رستههای نیروها را تعیین کرده و اهداف نیروها را در نظریات مربوطه تعیین نمایند. ولی حتی از الآن روشن است که نقش و اهمیت نیروهای بازدارندگی هستهای در چارچوب نیروهای مسلح کاهش نخواهد یافت.
ما تجدید گسترده و جامع تسلیحات نیروهای مسلح و سایر ساختارهای نظامی و انتظامی را که امنیت کشور را تأمین میکنند، آغاز کردهایم. نیروهای هستهای، پدافند هوایی – فضایی، سامانه ارتباطات، اطلاعات و مدیریت، مبارزه رادیو الکترونیکی، طراحی پهپادها و سامانههای ضربتی روبوتی، هواپیماهای مدرن باری، سامانههای دفاع انفرادی از سرباز در حال نبرد، سلاحهای فوق العاده دقیق و وسایل مبارزه با این نوع سلاحها، از جمله اولویتهای ما هستند.
نظام آمادگی ارگانهای مدیریت و نیروها باید از کیفیت و فشردگی بیشتر برخوردار شده و حالت فراگيری کسب نماید. تشکیل گروههای مؤثر رستههای مخالف نیروها مورد توجه ویژهای قرار خواهد گرفت. یگانهای نظامی باید برای اجرای وظایف در میدان نبرد آماده باشند. تخصصین ما باید ایدئولوژی آیندهدار توسعه انواع و رستههای نیروها را تعیین کرده و اهداف نیروها را در نظریات مربوطه تعیین نمایند. ولی حتی از الآن روشن است که نقش و اهمیت نیروهای بازدارندگی هستهای در چارچوب نیروهای مسلح کاهش نخواهد یافت.
در هر حال، تا زمانی که ما صاحب انواع جدید اسلحه نسل جدید نشویم، این واقعیت انکار ناپذیر است. همانطور که من در فوق اشاره کردم، سلاحهای فوق العاده دقیق قادرند به اهدافی برسند که برای نیروهای بازدارندگی هستهای مطرح میشود. در آینده نزدیک اهمیت نیروی دریایی، نیروی هوایی و پدافند هوایی فضایی افزایش چشمگیری خواهد یافت. نیروی هوایی بیش از 600 فروند جنگنده از جمله جنگندههای شکاری نسل پنجم را دریافت خواهد نمود.
زمان، برداشتن گامهای قاطعانه در جهت تقویت نظام واحد پدافند هوایی فضایی کشور را ايجاب ميكند که سیاست ایالات متحده و ناتو در زمینه استقرار پدافند ضد موشکی ما را به همین امر سوق میدهد. ایجاد سامانه بسیار پرهزینه و نه چندان مؤثر پدافند ضد موشکی یا ایجاد توانمندی عبور از هر سامانه ضد موشکی و دفاع از توان روسی ضربه مقابله به مثل، دو گزینه ضمانت حفظ موازنه جهانی نیروهاست که راه دوم کارآیی بیشتری دارد.
زمان، برداشتن گامهای قاطعانه در جهت تقویت نظام واحد پدافند هوایی فضایی کشور را ايجاب ميكند که سیاست ایالات متحده و ناتو در زمینه استقرار پدافند ضد موشکی ما را به همین امر سوق میدهد. ایجاد سامانه بسیار پرهزینه و نه چندان مؤثر پدافند ضد موشکی یا ایجاد توانمندی عبور از هر سامانه ضد موشکی و دفاع از توان روسی ضربه مقابله به مثل، دو گزینه ضمانت حفظ موازنه جهانی نیروهاست که راه دوم کارآیی بیشتری دارد.
نیروی هستهای راهبردی و ساختارهای پدافند هوایی –فضایی همین هدف را دنبال میکند. در این زمینه »زياده روي در میهن دوستی» قابل تصور نيست. پاسخ نظامی – فنی روسیه به سپر جهانی موشکی آمریکا و بخش اروپایی آن، پاسخی مؤثر و نامتقارن و تماماً جوابگوی گامهای ایالات متحده در زمینه پدافند ضد موشکی خواهد بود. هدف ما، احیای کامل نیروی دریایی اقیانوسی به خصوص در شمال و در خاور دور است. فعالیتی که قدرتهای نظامی اساسی جهان پیرامون مناطق قطب شمال شروع کردهاند، روسیه را با هدف تأمین منافع ملی خود روبرو میکند.
طی ده سال آینده بیش از 400 موشک جدید بالیستیک قارهپیمای زمینپایه و دریاپایه، 8 زیردریایی موشکبر راهبردی، حدود 20 زیردریایی چندین منظوره، بیش از 50 ناو رزمی، حدود 100 جهاز فضایی نظامی، بیش از 600 هواپیمای مدرن و از جمله جنگندههای نسل پنجم، بیش از یک هزار بالگرد، 28 هنگ سامانههای موشکی ضد هوایی اس-400، 38 مجموعه سامانههای موشکی ضد هوایی «ویتیاز»، 10 تیپ سامانه موشکی «اسکندر ام»، بیش از 2300 دستگاه تانک مدرن، حدود 2 هزار سامانه توپخانه خودرو و بیش از 17 هزار دستگاه خودروي نظامی در اختیار نیروهای مسلح قرار خواهد گرفت.
طی ده سال آینده بیش از 400 موشک جدید بالیستیک قارهپیمای زمینپایه و دریاپایه، 8 زیردریایی موشکبر راهبردی، حدود 20 زیردریایی چندین منظوره، بیش از 50 ناو رزمی، حدود 100 جهاز فضایی نظامی، بیش از 600 هواپیمای مدرن و از جمله جنگندههای نسل پنجم، بیش از یک هزار بالگرد، 28 هنگ سامانههای موشکی ضد هوایی اس-400، 38 مجموعه سامانههای موشکی ضد هوایی «ویتیاز»، 10 تیپ سامانه موشکی «اسکندر ام»، بیش از 2300 دستگاه تانک مدرن، حدود 2 هزار سامانه توپخانه خودرو و بیش از 17 هزار دستگاه خودروي نظامی در اختیار نیروهای مسلح قرار خواهد گرفت.
تا کنون بیش از 250 واحد نظامی و از جمله 30 گروه هواپیمایی به استفاده از تسلیحات جدید پرداختهاند. تا سال 2020 سهم تسلیحات جدید در نیروهای مسلح باید حد اقل 70% باشد. سامانههای تسلیحاتی باقی مانده مورد به روزآوری عمیق قرار خواهند گرفت. بنابراین، هدف ما طی ده سال آینده، مبتنی کردن ساختار جدید نیروهای مسلح بر تسلیحات جدید است. این تسلیحات باید سریعتر از سامانههای مربوطه دشمن بالقوه تیراندازی کرده و واکنش از خود نشان دهند.
چهره اجتماعی ارتش
ارتش معاصر قبل از همه شامل انسانهای متخصص و آماده برای خدمت و کاربرد پیشرفته ترین سامانههای تسلیحاتی است. کارشناسان ارتشی باید از دانش عمیق و سطح بالای عمومی آموزشی و فرهنگی برخوردار باشند. شرایط کنونی برای هر افسر و سرباز امروزی به طور قابل توجهی ارتقا یافته است. نظامیان باید از بسته کامل ضمانتهای اجتماعی برخوردار باشند که باید با ابعاد عظیم مسئولیت آنها مطابقت داشته باشد.
ارتش معاصر قبل از همه شامل انسانهای متخصص و آماده برای خدمت و کاربرد پیشرفته ترین سامانههای تسلیحاتی است. کارشناسان ارتشی باید از دانش عمیق و سطح بالای عمومی آموزشی و فرهنگی برخوردار باشند. شرایط کنونی برای هر افسر و سرباز امروزی به طور قابل توجهی ارتقا یافته است. نظامیان باید از بسته کامل ضمانتهای اجتماعی برخوردار باشند که باید با ابعاد عظیم مسئولیت آنها مطابقت داشته باشد.
بسته اجتماعی شامل خدمات بهداشتی، استفاده از استراحتگاهها، بیمه، حقوق شایسته بازنشستگی و امکان استخدام بعد از پایان خدمت ميباشد. حقوق نظامیان باید برابر و حتی بالاتر از دستمزدی باشد که متخصصین حرفهای در شاخههای اساسی اقتصاد دریافت میکنند. در سال 2007 تصمیم درباره بازسازی و افزایش قابل توجه حقوق نظامیان و حقوق بازنشستگی نظامیان گرفته شد. در مرحله اول، در سال 2009 آزمایش گستردهای برای افزایش دستمزد نظامیانی انجام گرفت که مسئولیت بزرگی در قبال تأمین قابلیت دفاعی کشور بر دوش آنها نهاده شده است.
از 1 ژانویه سال 2012 گام بعدی برداشته و دستمزد نظامیان تقریباً سه برابر افزایش یافت. اکنون نیروهای مسلح به عنوان کارفرما میتواند با بخشهای دیگر رقابت بکند. این امر اوضاع را به صورت اصولی تغییر داده و انگیزههای مکملی برای خدمت نظامی به وجود میآورد. باید افزود که از 1 ژانویه سال 2012 دستمزد در سیستم وزارت کشور افزایش یافته و از 1 ژانویه سال 2013 قرار است رشد قابل توجه دستمزد کارکنان نهادهای انتظامی و سرویسهای ویژه دیگر صورت بگیرد.
از 1 ژانویه سال 2012 گام بعدی برداشته و دستمزد نظامیان تقریباً سه برابر افزایش یافت. اکنون نیروهای مسلح به عنوان کارفرما میتواند با بخشهای دیگر رقابت بکند. این امر اوضاع را به صورت اصولی تغییر داده و انگیزههای مکملی برای خدمت نظامی به وجود میآورد. باید افزود که از 1 ژانویه سال 2012 دستمزد در سیستم وزارت کشور افزایش یافته و از 1 ژانویه سال 2013 قرار است رشد قابل توجه دستمزد کارکنان نهادهای انتظامی و سرویسهای ویژه دیگر صورت بگیرد.
از 1 ژانویه سال جاری حقوق بازنشستگی همه نظامیان اعم از نهادی که در آن خدمت کرده باشند، به میزان 1.6 برابر افزایش یافته است. در آینده حقوق بازنشستگی هر سال افزایش خواهد یافت و افزایش آن حد اقل 2% بالاتر از نرخ تورم خواهد بود. همچنین قرار است گواهی نامه ویژه تحصیلی معرفی شود که فرد نظامی بلافاصله بعد از استعفا از نیروهای مسلح میتواند با استفاده از آن دوره آموزشی یا دانشافزایی را در هر موسسه آموزشی کشور طی نماید. مایلم به طور خاصی به مسأله مسکن اشاره کنم.
این مسأله طی سالهای زیادی تقریباً حل نمیشد. در سالهای 1990 هر سال در بهترین فرصت از محل همه منابع تأمین مالی 8-6 هزار منزل يا گواهی مسکن ارائه میشد. در موارد زیادی نظامیان بدون مسکن به خدمت پایان میدادند. آنها را در نوبت دریافت مسکن در سطح شهر میگنجاندند که انتظار مسکن در این نوبت بسیار طولانی بود. بیایید یادآوری کنیم ما در آغاز کار خود چه وضعیتی داشتیم. از سال 2000 میزان واگذاری مسکن افزایش یافته و هر سال این رقم به 25 هزار منزل رسید. ولی معلوم بود که یک تحول اصولی باید صورت بگیرد که میتوانست فقط با تمرکز امکانات مالی و سازمانی دولت پدید آید.
برنامه ریاست جمهوری »15+15» که در سالهای 2007-2006 اجرا شد، گام اول در این جهت بود. در چارچوب این برنامه به نظامیان فوراً حدود 20 هزار منزل مکمل در مناطقی داده شد که آنجا مسأله مسکن بسیار حاد بود. در سالهای 2011-2008 تنها برای نظامیان وزارت دفاع حدود 140 هزار منزل برای سکونت دائمی و 46 هزار به عنوان منزل خدمت ساخته و خریده شد. این کار بی سابقه است. ما حتی در شرایط بحران به این کار پول اختصاص میدادیم. ولی با وجود اینکه این برنامه گسترده تر از برنامههای اولیه بود، این مسأله هنوز حل نشده است.
باید علل حل نشدن مسأله را صادقانه بیان کرد. اولاً، فهرستهای افسران نیازمند مسکن در وزارت دفاع خوب تنظیم نمیشد. ثانیاً، کاهش نیروهای مسلح با امکانات واگذاری مسکن هماهنگ نشده بود. وظیفه ماست که این وضع را اصلاح کنیم. باید در سالهای 2013-2012 برای نظامیان مسکن دائمی را به طور کامل تأمین کرد. تا سال 2014 ایجاد بنیاد معاصر مسکن خدمت را تکمیل خواهیم نمود. در این صورت مسأله »جاویدان» مسکن نظامیان حل خواهد شد.
برنامه ریاست جمهوری »15+15» که در سالهای 2007-2006 اجرا شد، گام اول در این جهت بود. در چارچوب این برنامه به نظامیان فوراً حدود 20 هزار منزل مکمل در مناطقی داده شد که آنجا مسأله مسکن بسیار حاد بود. در سالهای 2011-2008 تنها برای نظامیان وزارت دفاع حدود 140 هزار منزل برای سکونت دائمی و 46 هزار به عنوان منزل خدمت ساخته و خریده شد. این کار بی سابقه است. ما حتی در شرایط بحران به این کار پول اختصاص میدادیم. ولی با وجود اینکه این برنامه گسترده تر از برنامههای اولیه بود، این مسأله هنوز حل نشده است.
باید علل حل نشدن مسأله را صادقانه بیان کرد. اولاً، فهرستهای افسران نیازمند مسکن در وزارت دفاع خوب تنظیم نمیشد. ثانیاً، کاهش نیروهای مسلح با امکانات واگذاری مسکن هماهنگ نشده بود. وظیفه ماست که این وضع را اصلاح کنیم. باید در سالهای 2013-2012 برای نظامیان مسکن دائمی را به طور کامل تأمین کرد. تا سال 2014 ایجاد بنیاد معاصر مسکن خدمت را تکمیل خواهیم نمود. در این صورت مسأله »جاویدان» مسکن نظامیان حل خواهد شد.
تا پایان سال 2012 همه نظامیانی که در سالهای 1990 بدون دریافت مسکن از خدمت استعفا داده بودند، صاحب مسکن خواهند شد. در حال حاضر تعداد آنها بیش از 20 هزار نفر است. نظامیانی که بعد از سال 2007 قرارداد خدمت بستند، به صورت برنامه ریزی شده در چارچوب سامانه وامهای مسکن این مسأله را حل خواهند کرد. تعداد شرکت کنندگان این سیستم از حد 180 هزار نفر گذشته و تا کنون بیش از 20 هزار منزل خریده شده است.
مسأله مهم دیگر، تکلیف شهرکهای نظامی است که آنجا هزاران نفر زندگی میکنند. آنها عمدتاً نظامیان سابق و خانوادههای آنها، بازنشستگان و متخصصین غیرنظامی هستند که دهها سال از عمر خود را وقف ارتش کشورمان کردند. درست نیست که این شهرکها و قصبهها با همه مشکلات خود از بیلان وزارت دفاع برداشته شده و بر دوش مقامات محلی گذاشته شوند. سیاهه برداری هرچه دقیقتر دارایی غیر منقول نیروهای مسلح لازم است که باید دراختیار مقامات غیرنظامی گذاشته شود.
مسأله مهم دیگر، تکلیف شهرکهای نظامی است که آنجا هزاران نفر زندگی میکنند. آنها عمدتاً نظامیان سابق و خانوادههای آنها، بازنشستگان و متخصصین غیرنظامی هستند که دهها سال از عمر خود را وقف ارتش کشورمان کردند. درست نیست که این شهرکها و قصبهها با همه مشکلات خود از بیلان وزارت دفاع برداشته شده و بر دوش مقامات محلی گذاشته شوند. سیاهه برداری هرچه دقیقتر دارایی غیر منقول نیروهای مسلح لازم است که باید دراختیار مقامات غیرنظامی گذاشته شود.
به عبارت دیگر، وزارت دفاع باید مجتمعهای مسکونی، کودکستانها و تأسیسات خدمات شهری را به صورت تعمیر شده و قابل استفاده و نیز با منابع مالی برای نگهداری جاری در اختیار مقامات محلی بگذارد. تغییرات جدی در سیستم تکمیل نیروهای مسلح در پیش است. در حال حاضر در ارتش 220 هزار افسر و 186 هزار نفر سرباز و گروهبان بر اساس قرارداد استخدام خدمت میکنند. قرار است طی 5 سال آینده هر سال 50 هزار نفر بر اساس قرارداد استخدام شده و گروهبان، استوار و متخصص استفاده از وسایل فنی شوند.
گزینش این افراد بسیار سختگیرانه و چندین مرحلهای خواهد بود. مارشال ژوکوف میگفت: »من و گروهبانها فرمانده ارتش هستیم». گروهبانها، گرده و پايه ارتش هستند. نظم، انضباط و آموزش سالم رزمی به آنها وابسته است. افراد واحد شرایط فیزیکی، اخلاقی و آموزشی باید در این مقامها خدمت کنند. نه تنها درجهداران بلکه همه سربازانی که بر اساس قرارداد خدمت میکنند، در مراکز ویژه آموزشی و مدارس گروهبانها آموزش خواهند دید.
قرار است تا سال 2017، از یک میليون نفر نظامی، 700 هزار نفر حرفهای باشند (افسران، دانشجویان دانشگاههای نظامی، گروهبانها و سربازان استخدامی). تا سال 2020 تعداد سربازان وظیفه تا 145 هزار نفر کاهش خواهد یافت. منطق اصلاحات به وضوح نشان میدهد که هدف ما، تشکیل ارتش کاملاً حرفهای است. از سوی دیگر، باید فهمید که ارتش حرفهای، ارتش پرهزینهای است. حفظ نظام مختلط تکمیل ارتش تا آینده قابل پیشبینی، راه سازش بین اهداف تعیین شده و امکانات جاری کشور است.
ولی خدمت وظیفه هم باید از نظر کیفی تغییر کند که این یکی از شرایط الزامی اصلاحات نظامی است. پلیس نظامی به منظور تأمین نظم و انضباط در واحدهای نظامی تشکیل میشود. طبیعی است که سازمانهای اجتماعی پیشکسوتان، سازمانهای دینی و حقوق بشر باید در تربیت نظامیان، حمایت از حقوق و منافع آنها، تأمین جو سالم در ارتش شرکت نمایند. لازم میدانم که نهاد روحانیت نظامی در سطح شایستهای گذاشته شود. در سالهای آینده در هر یک از واحدهای نظامی کشیشهای ارتشی باید ظاهر شوند.
همه ما میفهمیم که نظام وظیفه کنونی با یک نوع نابرابری اجتماعی توأم است. عمدتاً جوانان از خانوادههای فقیر روستایی و کارگری، کسانی که وارد دانشگاه نشده و معافیت ندارند، به خدمت احضار میشوند. ما باید اعتبار خدمت وظیفه را بالا ببریم که این خدمت از »وظیفه» به »امتیاز» تبدیل گردد. پایان خدمت باید به سربازان اجازه دهد برای ادامه تحصیل وارد بهترین دانشگاهها شوند. آنها باید به حساب دولت امکان دانشافزایی برای امتحانات حرفهای را کسب کنند.
گزینش این افراد بسیار سختگیرانه و چندین مرحلهای خواهد بود. مارشال ژوکوف میگفت: »من و گروهبانها فرمانده ارتش هستیم». گروهبانها، گرده و پايه ارتش هستند. نظم، انضباط و آموزش سالم رزمی به آنها وابسته است. افراد واحد شرایط فیزیکی، اخلاقی و آموزشی باید در این مقامها خدمت کنند. نه تنها درجهداران بلکه همه سربازانی که بر اساس قرارداد خدمت میکنند، در مراکز ویژه آموزشی و مدارس گروهبانها آموزش خواهند دید.
قرار است تا سال 2017، از یک میليون نفر نظامی، 700 هزار نفر حرفهای باشند (افسران، دانشجویان دانشگاههای نظامی، گروهبانها و سربازان استخدامی). تا سال 2020 تعداد سربازان وظیفه تا 145 هزار نفر کاهش خواهد یافت. منطق اصلاحات به وضوح نشان میدهد که هدف ما، تشکیل ارتش کاملاً حرفهای است. از سوی دیگر، باید فهمید که ارتش حرفهای، ارتش پرهزینهای است. حفظ نظام مختلط تکمیل ارتش تا آینده قابل پیشبینی، راه سازش بین اهداف تعیین شده و امکانات جاری کشور است.
ولی خدمت وظیفه هم باید از نظر کیفی تغییر کند که این یکی از شرایط الزامی اصلاحات نظامی است. پلیس نظامی به منظور تأمین نظم و انضباط در واحدهای نظامی تشکیل میشود. طبیعی است که سازمانهای اجتماعی پیشکسوتان، سازمانهای دینی و حقوق بشر باید در تربیت نظامیان، حمایت از حقوق و منافع آنها، تأمین جو سالم در ارتش شرکت نمایند. لازم میدانم که نهاد روحانیت نظامی در سطح شایستهای گذاشته شود. در سالهای آینده در هر یک از واحدهای نظامی کشیشهای ارتشی باید ظاهر شوند.
همه ما میفهمیم که نظام وظیفه کنونی با یک نوع نابرابری اجتماعی توأم است. عمدتاً جوانان از خانوادههای فقیر روستایی و کارگری، کسانی که وارد دانشگاه نشده و معافیت ندارند، به خدمت احضار میشوند. ما باید اعتبار خدمت وظیفه را بالا ببریم که این خدمت از »وظیفه» به »امتیاز» تبدیل گردد. پایان خدمت باید به سربازان اجازه دهد برای ادامه تحصیل وارد بهترین دانشگاهها شوند. آنها باید به حساب دولت امکان دانشافزایی برای امتحانات حرفهای را کسب کنند.
فارغالتحصیلان دانشگاهها بعد از پایان خدمت وظیفه میتوانند برای ادامه تحصیل در بهترین مدارس بازرگانی داخلی و خارجی بورس دریافت کنند. همچنین امتیازات برای پذیرش به خدمت دولتی مدنی باید در نظر گرفته شود. آنها باید به نیروی احتیاطی کادرهای مدیریتی ملحق شوند. به عبارت دیگر، ارتش باید نقش سنتی »آسانسور اجتماعی» را به خود بازگرداند. باید در آینده درباره خدمت »نیروی احتیاطی آموزش دیده» هم فکر کنیم. این نیرو که در کشورهای زیادی وجود دارد، باید به طور منظم در اردوهای آموزش نظامی شرکت کرده و آماده باشند به صفوف ارتش ملحق شوند.
در حال حاضر نظریه مشخص نیروی احتیاطی نیروهای مسلح روسیه وجود دارد که تشکیل آن و بررسی باز و آشکار نظریه مربوطه، هدف ما برای آینده نزدیک است. باید به طور خاصی به قزاقها اشاره کنم. میلیونها نفر از هموطنان ما خود را عضو این قشر میدانند. قزاقها به لحاظ تاریخی در خدمت دولت روسیه بوده و از مرزهای آن پاسداری کرده و در لشکرکشیهای ارتش روسیه شرکت مینمودند. بعد از انقلاب سال 1917 قزاقها را مورد تصفیههای خشن و در واقع قتل عام قرار دادند. ولی آنها باقی مانده و فرهنگ و سنتهای خود را حفظ نمودند.
هدف دولت است که قزاقها را به خدمت نظامی و تربیت میهن دوستانه نسل جوان جلب نماید. بدیهی است که ارتش ما باید حرفهای شود و کادر حرفهای باید اساس ارتش روسیه را تشکیل دهند. ولی ما نمیتوانیم مفهوم «وظیفه افتخاری نظامی» مردان را لغو کنیم. آنها باید آماده باشند که در صورت بروز خطر برای دفاع از میهن برخیزند. تربیت نظامی و وطنپرستانه دانشآموزان، توسعه ورزشهای کاربردی نظامی و تمام تربیت بدنی باید به سطح جدیدی ارتقا یابد.
خدمت وظیفه فقط یک سال طول میکشد که سرباز باید در آموزش رزمی تمرکز کند. بنابراین، او باید با بدن ورزیده، آب دیده و ترجیحاً، آگاه به روشهای اساسی استفاده از وسایل حمل و نقل و فناوریهای اطلاع رسانی، به نیروهای مسلح ملحق شود. در این رابطه انجمن حمایت از ارتش و نیروی دریایی »دوساآف» اهمیت فراوانی دارد. مقامات فدرال، منطقهای و شهری باید از این سازمان پشتیبانی نمایند.
تشریک مساعی ساختارهای دولتی و اجتماعی لازم است که در این رابطه از اندیشه تشکیل انجمن داوطلبانه جبهه مردمی برای حمایت از ارتش، نیروی دریایی و صنایع دفاعی استقبال میکنم. اهداف ما در زمینه دفاع و امنیت ملی بدون ایجاد انگیزههای بالای اخلاقی نزد نظامیان و کارکنان صنایع دفاعی حاصل نخواهد شد. بدون احترام جامعه روسی به نیروهای مسلح و خدمت نظامی این اهداف حاصل نمیشود.
درباره شرایط جدید برای صنایع دفاعی روسیه
صنایع دفاعی، مایه افتخار ماست که در آن نیرومندترین توان فکری و علمی – فنی متمرکز شده است. ولي ما نباید از مسایل موجود چشم بپوشیم. مراکز و واحدهای صنعتی دفاعی طی 30 سال اخیر چند دور نوسازی را رد نموده و در آنها شرکت نكردند. وظیفه ما این است که طی ده سال آینده این عقب ماندگی را جبران کنیم. باید برتری فنی خود را در تمام طیف فناوریهای نظامی به خود باز گردانیم. یکبار دیگر تأکید میکنم که ما ضمن تجدید تسلیحات ارتش روسیه بر صنایع و علم نظامی داخلی تکیه خواهیم کرد.
چند مسأله به هم بسته باید حل شوند: افزایش چندین برابر تولید تسلیحات مدرن، تأمین پیشرفت علمی و فنی برای آینده، طراحی و تسلط بر فناوریهای حساس برای تولید محصولات مرغوب نظامی و ایجاد تولیدات انواع آیندهدار تسلیحات بر مبنای فناوریهای جدید. همچنین ظرفیتهای لازم برای برگزاری آزمایشهای علمی و آزمایش محصولات فنی باید ساخته، بازسازی و مجهز شود.
در حال حاضر روسیه با اقتصاد جهانی همگرایی کرده و برای گفتگو با همه شرکای خود از جمله درباره مسایل دفاعی و در زمینه همکاری نظامی فنی باز است. ولی مطالعه تجربه و گرایشهای کشورهای خارجی بدان معني نیست که روسیه از الگوی فعالیت دیگران تقلید کرده و از اتکا بر نیروی داخلی امتناع کند. بر عکس، ما باید به منظور تأمین توسعه پایداری اجتماعی و اقتصادی کشور و امنیت دولت، بهترین دستاوردهای دیگران را اقتباس کرده ولی در عین حال استقلال فناوریهاي نظامی و علم روسیه را افزایش دهیم.
در این رابطه مایلم درباره موضوع حساس خرید جنگافزار خارجی صحبت کنم. تجربه جهانی نشان داده است که همه صادر کنندگان اساسی در بازار تسلیحات، همزمان خودشان خریداران بعضی مواد، فناوریها و سامانههای تسلیحاتی هستند. آنها بدین وسیله مسایل آنی دفاعی خود را حل کرده و - پنهان نکنیم – تولید کنندگان داخلی را تشویق و ترغیب مینمایند.
بین خریدن تسلیحات و فناوریها برای ساخت سلاحهای خود و خریدن برای امتناع از تولید داخلی فرق اصولی وجود دارد. اعتقاد دارم که خرید »نقطهای» جنگافزار و تجهیزات نظامی نمیتوان جایگزین تولید داخلی انواع مختلف تسلیحات را بگیرد. خرید جنگ افزار از خارج فقط اساس به دست آوردن فناوریها و دانش را تشکیل میدهد. این امر در تاریخ کشورمان تازگی ندارد. تعدادی از تانکهای شوروی سالهای 1930 بر اساس تانکهای آمریکایی و انگلیسی تولید میشدند. بعد از آن متخصصین ما با استفاده زا تجربه کسب شده، تانک ت34 را ساختند که بهترین تانک جنگ جهانی دوم شناخته شد.
ما به منظور ارتقای واقعی سطح قابلیت دفاعی کشور به پیشرفته ترین تسلیحات احتیاج داریم و نه به خرج میلیاردها و تریلیونها روبل از اختصاصات مالی دولتی. درست نیست که ارتش به بازار فروش تسلیحات و فناوریهای منسوخ و از رده خارج شده اي تبدیل شود که هزينه طراحی آنها به حساب دولت پرداخت شده باشد. ما بر همین اساس برای کارخانههای دفاعی و دفاتر طراحی خود شرایط شدیدی تعیین کرده و توسعه رقابت را تشویق میکنیم و در به روز آوری صنایع دفاعی و ایجاد پیشرفتهای تکنولوژیکی مبالغ زیادی سرمایه گذاری میکنیم.
واحدهای صنایع دفاعی باید در تولید انبوه سلاحهای مرغوب داخلی با بهترین مشخصات تاکتیکی و فنی تمرکز کنند. این سلاحها باید واجد شرایط امروزی و آینده باشد. تنها جدیدترین انواع تسلیحات و تجهیزات نظامی به روسیه اجازه خواهد داد مواضع خود را در بازارهای جهانی تسلیحات حفظ کند. در این بازارها کشورهایی برنده میشوند که پیشرفتهترین فرآوردهها را عرضه مینمایند.
واکنش تنها به چالشها و خطرات امروزی به معنی عقب ماندگی همیشگی است. ما باید با بذل همه تلاشهای خود به برتری فنی و سازمانی بر دشمن بالقوه دست یابیم. اهداف صنایع دفاعی باید بر اساس همین معیار شدید مطرح شود. در این صورت واحدهای این صنایع میتوانند به برنامهریزی بلندمدت دست زده و منابع خود را به نوسازی فنی، طراحی الگوها و انواع جدید تسلیحات اختصاص دهند. مراکز و موسسات علمی برای توسعه علوم اساسی و کاربردی در حوزه نظامی و حوزههای مجاور، انگیزه جدیدی کسب خواهند کرد.
ما که در زمینه بازسازی ارتش پیشرفت زیادی کردهایم، باید در اصول طراحی و اجرای برنامه دولتی تسلیحات هم بازنگری کنیم. تصمیم گرفتیم سفارش دفاعی دولتی را برای نه یک سال بلکه همزمان 5-3 و حتی 7 سال اعلام کنیم تا واحدهای صنایع دفاعی بتوانند کار منظم خود را تنظیم کنند. ولی تنها این کار کافی نیست.
باید این کار را از مرتبط کردن برنامه ریزی نظامی و تأمین تسلیحات و تجهیزات نظامی و منافع دیگر برای ارتش شروع کرد. همزمان باید درباره مصلحت ایجاد یک دستگاه واحد دولتی فکر کنیم که مسئول توزیع و کنترل اجرای قراردادهای دفاعی باشد. این دستگاه باید مسئول اجرای سفارش دفاعی برای همه نهادهای کشور باشد. بعد از آنکه سفارش دولتی توسط دولت تأیید شد، میتوان فقط در حد ناچیزی آن را اصلاح کرد.
ولی نباید فراموش كرد که قیمت خرید تسلیحات باید عادلانه و کافی برای نه تنها جبران هزینههای کارخانه بلکه سرمایه گذاری در توسعه و به روزآوری و جلب و آمادگی نیروی کار کافی باشد. یک مسأله دیگر آن است که واحدهای صنعتی و مؤسسات آموزشی صنایع دفاعی که از پایگاه واحد دادهها برخوردار نیستند، در موارد زیادی چند بار همان طرحهای علمی را اجرا میکنند. فهرست جامع و پایگاههای دادههای واحد و نیز مکانیزم واحد قیمتگذاری فرآوردهای صنایع دفاعی باید طراحی شود.
همگرایی و مشارکت عمیق بین شرکتهای مختلف و همسان سازی ظرفیتهای تولیدی باید توسعه یابد. همزمان با خرید تسلیحات از محل بودجه دولتی، باید رقابت بین شرکتها را تشویق کرد. رقابت بر سر کیفیت بهتر به خصوص در سطح اندیشهها و پژوهشها باید تشویق شود. ولی در مرحله ساخت کالاهای نهایی باید طرح برنده را ترجیح داد تا سیستمهای مشابه تسلیحاتی توسط چند شرکت ساخته نشوند. صنایع دفاعی روسیه نمیتواند به طور آرام دنبال دیگران برود بلکه باید پیشرفت کند تا ما به مخترعین و تولید کنندگان برتر تبدیل شویم.
به منظور دستیابی به رهبری فنی جهانی در زمینه ساخت تسلیحات باید چرخه کامل صنعتی از ساخت الگو و طرح اولیه تا تولید انبوه، استفاده از تسلیحات در نیروهای مسلح و تبدیل و اضمحلال بعدی سلاحهای از رده خارج شده را احیا کرد. کمبود انگیزههای برای تربیت طراحان اندیشههای پیشرفته، مفقود شدن ارتباط بین دانشگاهها، مراکز پژوهشی صنایع مربوطه و واحدهای صنایع دفاعی باعث عقبماندگی در زمینه پژوهشهای نظامی – صنعتی، ویرانی مکاتب علمی و صنایع مبتنی بر دستاوردهای علمی میشود. این سیستم نمیتواند خود به خود ساخته شود و دولت حق ندارد فقط به ارائه سفارشها و برگزاری مناقصهها بسنده نماید. دولت باید طرحهای پیشرفته و گروههایي را جستجو کند که بتوانند طرحهای خود را اجرا نمایند. در این زمینه باید از ابتکارات گروههای علاقهمندان جوان هم استفاده کرد.
در همه کشورهایی که صنایع دفاعی توسعه یافتهای دارند، پژوهشهای دفاعی هم یکی از نیروهای نیرومند محرکه توسعه نوآوریها بوده است. همین پژوهشها با پشتیبانی مستمر دولتی، بسیاری از فناوریهای پیشرفته را که در بخش غیرنظامی به عنوان طرحهای زیانآور رد میشوند، در بخش دفاعی میتوانند توسعه یابند و به مرحله اجرای عملی برسند. فقط بعد از عملی شدن این اندیشهها در بخش صنایع دفاعی، صنایع غیرنظامی هم میتواند از آنها بهره بگیرد.
ما به ساختارهای به روز شدهای احتیاج داریم که نقش »دلال» در روابط بین محافل نظامی، صنعتی، علمی و سیاسی را بازی کنند، بهترین نوآوریهای ملی را کشف کنند و طرحهای مبتکرانه را بدون فرآیندهای بوروکراتیک به مرحله اجرا برسانند. در حال حاضر بهترین الگوی تشکیل این نهادها مورد طراحی و آزمایش قرار میگیرد تا در آینده نزدیک این نهادها در عمل تشکیل شوند.
جدیداً در ملاقات اينجانب با متخصصین فناوریهای اطلاع رسانی و ارتباطی در نووسیبیرسک، دانشگاههای معتبر آمریکایی ذکر شدند که در زمینه سفارشها و طرحهای دفاعی تخصص داشته و اعتبار زیادی کسب نمودهاند. دانشگاههای غیرنظامی روسیه هم باید در اجرای برنامههای به روز آوری صنایع دفاعی شرکت فعالتری بکنند. سفارشهای بزرگ دفاعی قادرند به یک منبع دیگر توسعه دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور تبدیل شوند. گاهی ادعا میکنند که احیای صنایع نظامی، بار سنگینی برای اقتصاد روسیه خواهد شد که سالها پیش سنگینی بار این صنایع اتحاد شوروی را به فروپاشی کشانده بود.
به منظور دستیابی به رهبری فنی جهانی در زمینه ساخت تسلیحات باید چرخه کامل صنعتی از ساخت الگو و طرح اولیه تا تولید انبوه، استفاده از تسلیحات در نیروهای مسلح و تبدیل و اضمحلال بعدی سلاحهای از رده خارج شده را احیا کرد. کمبود انگیزههای برای تربیت طراحان اندیشههای پیشرفته، مفقود شدن ارتباط بین دانشگاهها، مراکز پژوهشی صنایع مربوطه و واحدهای صنایع دفاعی باعث عقبماندگی در زمینه پژوهشهای نظامی – صنعتی، ویرانی مکاتب علمی و صنایع مبتنی بر دستاوردهای علمی میشود. این سیستم نمیتواند خود به خود ساخته شود و دولت حق ندارد فقط به ارائه سفارشها و برگزاری مناقصهها بسنده نماید. دولت باید طرحهای پیشرفته و گروههایي را جستجو کند که بتوانند طرحهای خود را اجرا نمایند. در این زمینه باید از ابتکارات گروههای علاقهمندان جوان هم استفاده کرد.
در همه کشورهایی که صنایع دفاعی توسعه یافتهای دارند، پژوهشهای دفاعی هم یکی از نیروهای نیرومند محرکه توسعه نوآوریها بوده است. همین پژوهشها با پشتیبانی مستمر دولتی، بسیاری از فناوریهای پیشرفته را که در بخش غیرنظامی به عنوان طرحهای زیانآور رد میشوند، در بخش دفاعی میتوانند توسعه یابند و به مرحله اجرای عملی برسند. فقط بعد از عملی شدن این اندیشهها در بخش صنایع دفاعی، صنایع غیرنظامی هم میتواند از آنها بهره بگیرد.
ما به ساختارهای به روز شدهای احتیاج داریم که نقش »دلال» در روابط بین محافل نظامی، صنعتی، علمی و سیاسی را بازی کنند، بهترین نوآوریهای ملی را کشف کنند و طرحهای مبتکرانه را بدون فرآیندهای بوروکراتیک به مرحله اجرا برسانند. در حال حاضر بهترین الگوی تشکیل این نهادها مورد طراحی و آزمایش قرار میگیرد تا در آینده نزدیک این نهادها در عمل تشکیل شوند.
جدیداً در ملاقات اينجانب با متخصصین فناوریهای اطلاع رسانی و ارتباطی در نووسیبیرسک، دانشگاههای معتبر آمریکایی ذکر شدند که در زمینه سفارشها و طرحهای دفاعی تخصص داشته و اعتبار زیادی کسب نمودهاند. دانشگاههای غیرنظامی روسیه هم باید در اجرای برنامههای به روز آوری صنایع دفاعی شرکت فعالتری بکنند. سفارشهای بزرگ دفاعی قادرند به یک منبع دیگر توسعه دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور تبدیل شوند. گاهی ادعا میکنند که احیای صنایع نظامی، بار سنگینی برای اقتصاد روسیه خواهد شد که سالها پیش سنگینی بار این صنایع اتحاد شوروی را به فروپاشی کشانده بود.
ولی این ادعا، اشتباه محض است. اتحاد شوروی به علت سرکوب کردن مبانی طبیعی بازاری اقتصاد و نادیده گرفتن چندین ساله منافع مردم از بین رفت. در آن زمان تلاشهای مأیوسانهای در جهت وادار کردن کشور به کار به عنوان »کارخانه واحد» به عمل آمده بود که نتیجه منطقی آن، از دست دادن امکان اداره امور حتی در بخش دفاعی بود. در آن زمان همزمان چند سامانه تسلیحاتی مشابه نه تنها مورد آزمایش قرار گرفته بلکه در اختیار نیروهای مسلح گذاشته میشدند و نمیتوانستند انتقال فناوریها از بخش دفاعی به بخش غیرنظامی را تنظیم نمایند.
ما نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم. اختصاصات مالی عظیمی که در نوسازی صنایع نظامی و به روزآوری تسلیحات ارتش سرمایه گذاری میشود، باید به موتور محرک به روز آوری تمام اقتصاد تبدیل گردد. این باید انگیزه مهمی برای رشد کیفی باشد که هزینههای دولتی فرصتهای شغلی جدید را ایجاد کرده و ضمن حمایت از تقاضای بازاری، علم داخلی را »تغذیه» میکند. در حقیقت امر، نتیجه این فعالیت باید با برنامههای جاری بهروز آوری مطابقت داشته باشد. ولی صنایع دفاعی میتواند نتیجهای بیشتر از آنچه که ما تا کنون حاصل کردهایم، فراهم نماید.
نوسازی صنایع دفاعی به لکوموتیو نیرومندی تبدیل خواهد شد که توسعه شاخههای مختلف صنایع فلزات، ماشین سازی، شیمیایی و رادیو الکترونیکی و تمام طیف فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی را به دنبال خود خواهد کشید. واحدهای این صنایع هم پول برای نوسازی فناوریهای خود را به دست خواهند آورد و هم راه حلهای جدید تکنولوژیکی. تعداد زیادی از هیأتهای علمی و طراحی ثبات پیدا کرده و در بازار طرحها برای صنایع غیرنظامی حضور دائمی خواهند داشت.
در جهان معاصر تعادل تأثیر متقابل فناوریهای دفاعی و غیر نظامی به وجود آمده است. در بعضی شاخههای صنعتی (مانند ارتباطات، تولید مواد جدید و غیره) فناوریهای غیرنظامی نیروی محرک توسعه سریع تجهیزات نظامی شدهاند در حالی که در زمینههای دیگر (هواپیما سازی و ساخت جهازهای فضایی) طرحهای نظامی به بخشهای غیرنظامی تحرک بخشیدهاند. در این شرایط اصول تبادل اطلاعات بین این دو بخش باید مورد بازنگری قرار گیرد. باید در برخورد قدیمی با حفاظت از اسرار تجدید نظر کرد. ما باید تعداد معدود اسرار واقعی را حفظ کرده و تبادل بخش عمده اطلاعات علمی – فنی را بین همه شرکتهایی که بتوانند از آن استفاده درستی بکنند، تشویق نماییم.
باید تبادل اطلاعات بین بخشهای دفاعی و غیر دفاعی را تشویق کرد. مالکیت معنوی که در بخش دفاعی ایجاد ميشود، باید درست یعني با توجه به توان بالقوه استفاده تجاری از آن در بخش غیرنظامی ارزیابی شود. شرکتهای صنایع دفاعی باید کالاهای غیر نظامی را هم تولید کنند ولی نباید تجربه اسفناک تبدیل صنایع دفاعی را تکرار کنیم که در کارخانههای مهم قابلمه و بیل از فلز ارزنده تیتانیوم تولید میشد. به عنوان نمونه کار مثبت در این زمینه میتوان به راهاندازی تولید اولین هواپیمای مسافربری روسی »سوپرجت» اشاره کرد که ابتدا به صورت دیجیتال طراحی شده بود.
بدیهی است که فعالیت اقتصادی واحدهای صنایع دفاعی باید مورد بررسی عمیقی قرار گیرد. در این بخش حوزههای فعالیت غیرمؤثر اقتصادی به وفور مشاهده میشود. بعضی هزینههای جانبی که به هزارها درصد میرسد، بسیار غیرموثر است. روابط با پیمانکاران بسیار پیچیده است و گاهی شرکت مادر در آستانه ورشکستگی قرار دارد در حالی که شرکتهای وابسته و پیمانکاران آن سود دو سه رقمی (بیش از 100%) دارند.
ما از فساد مالی در صنایع نظامی و نیروهای مسلح جلوگیری به عمل آورده و مقصرین همه تخلفات را به شدت مجازات خواهیم کرد. فساد مالی در زمینه امنیت ملی در واقع مقرون به خیانت به دولت است. فضای بیش از حد بسته در این زمینه باعث کاهش رقابت، رشد شدید قیمتهای محصولات نظامی، دریافت سود کلانی که به نوسازی تولیدات اختصاص نمییابد بلکه به جیب تجار و کارمندان دولت میریزد، گردیده است.
ما نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم. اختصاصات مالی عظیمی که در نوسازی صنایع نظامی و به روزآوری تسلیحات ارتش سرمایه گذاری میشود، باید به موتور محرک به روز آوری تمام اقتصاد تبدیل گردد. این باید انگیزه مهمی برای رشد کیفی باشد که هزینههای دولتی فرصتهای شغلی جدید را ایجاد کرده و ضمن حمایت از تقاضای بازاری، علم داخلی را »تغذیه» میکند. در حقیقت امر، نتیجه این فعالیت باید با برنامههای جاری بهروز آوری مطابقت داشته باشد. ولی صنایع دفاعی میتواند نتیجهای بیشتر از آنچه که ما تا کنون حاصل کردهایم، فراهم نماید.
نوسازی صنایع دفاعی به لکوموتیو نیرومندی تبدیل خواهد شد که توسعه شاخههای مختلف صنایع فلزات، ماشین سازی، شیمیایی و رادیو الکترونیکی و تمام طیف فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی را به دنبال خود خواهد کشید. واحدهای این صنایع هم پول برای نوسازی فناوریهای خود را به دست خواهند آورد و هم راه حلهای جدید تکنولوژیکی. تعداد زیادی از هیأتهای علمی و طراحی ثبات پیدا کرده و در بازار طرحها برای صنایع غیرنظامی حضور دائمی خواهند داشت.
در جهان معاصر تعادل تأثیر متقابل فناوریهای دفاعی و غیر نظامی به وجود آمده است. در بعضی شاخههای صنعتی (مانند ارتباطات، تولید مواد جدید و غیره) فناوریهای غیرنظامی نیروی محرک توسعه سریع تجهیزات نظامی شدهاند در حالی که در زمینههای دیگر (هواپیما سازی و ساخت جهازهای فضایی) طرحهای نظامی به بخشهای غیرنظامی تحرک بخشیدهاند. در این شرایط اصول تبادل اطلاعات بین این دو بخش باید مورد بازنگری قرار گیرد. باید در برخورد قدیمی با حفاظت از اسرار تجدید نظر کرد. ما باید تعداد معدود اسرار واقعی را حفظ کرده و تبادل بخش عمده اطلاعات علمی – فنی را بین همه شرکتهایی که بتوانند از آن استفاده درستی بکنند، تشویق نماییم.
باید تبادل اطلاعات بین بخشهای دفاعی و غیر دفاعی را تشویق کرد. مالکیت معنوی که در بخش دفاعی ایجاد ميشود، باید درست یعني با توجه به توان بالقوه استفاده تجاری از آن در بخش غیرنظامی ارزیابی شود. شرکتهای صنایع دفاعی باید کالاهای غیر نظامی را هم تولید کنند ولی نباید تجربه اسفناک تبدیل صنایع دفاعی را تکرار کنیم که در کارخانههای مهم قابلمه و بیل از فلز ارزنده تیتانیوم تولید میشد. به عنوان نمونه کار مثبت در این زمینه میتوان به راهاندازی تولید اولین هواپیمای مسافربری روسی »سوپرجت» اشاره کرد که ابتدا به صورت دیجیتال طراحی شده بود.
بدیهی است که فعالیت اقتصادی واحدهای صنایع دفاعی باید مورد بررسی عمیقی قرار گیرد. در این بخش حوزههای فعالیت غیرمؤثر اقتصادی به وفور مشاهده میشود. بعضی هزینههای جانبی که به هزارها درصد میرسد، بسیار غیرموثر است. روابط با پیمانکاران بسیار پیچیده است و گاهی شرکت مادر در آستانه ورشکستگی قرار دارد در حالی که شرکتهای وابسته و پیمانکاران آن سود دو سه رقمی (بیش از 100%) دارند.
ما از فساد مالی در صنایع نظامی و نیروهای مسلح جلوگیری به عمل آورده و مقصرین همه تخلفات را به شدت مجازات خواهیم کرد. فساد مالی در زمینه امنیت ملی در واقع مقرون به خیانت به دولت است. فضای بیش از حد بسته در این زمینه باعث کاهش رقابت، رشد شدید قیمتهای محصولات نظامی، دریافت سود کلانی که به نوسازی تولیدات اختصاص نمییابد بلکه به جیب تجار و کارمندان دولت میریزد، گردیده است.
در همه مواردی که منافع ملی حفظ اسرار دولتی را ایجاب نمیکند، باید از برگزاری مناقصههای غیر علنی امتناع کرد. خریدهای دفاعی باید تحت نظارت دقیق اجتماعی قرار بگیرد و مجازاتها در ازای تخلفات در زمنیه سفارش دولتی باید شدت یابد. ما روش واحد فعالیت شرکتهای عمودی را تنظیم خواهیم کرد که »حامیان منافع» و لابيهاي بعضی کارخانهها در رأس آنها قرار نگيرند. باید قالبهای ذهنی نهادی را برطرف کرده و شرکتهای خصوصی و غیرنظامی را به اجرای طرحهای نظامی جلب نمود.
توسعه صنایع دفاعی تنها توسط دولت، از نظر اقتصادی کارآمد نیست و در میان مدت غیرممکن خواهد شد. در این زمینه بايد مشارکت دولتی – خصوصی را توسعه داده و جنبه اجرایی ایجاد شرکتهای جدید دفاعی را تسهیل نمود. شرکتهای خصوصی حاضرند از پول و تجربه خود برای توسعه فناوریهای موجود در بخش نظامی استفاده کنند. اعتقاد داریم که دوباره شاهد تولید کنندگان خصوصی فرآوردههای نظامی خواهیم شد که همین وضع قبل از انقلاب 1917 مشاهده میشد.
همه شرکتهای اساسی تولید کننده جنگافزار در ایالات متحده و اروپا، شرکتهای غیردولتی هستند. نگاه تازه به این بخش و برخورد تجاری با سازماندهی تولید به آنها جان تازهای بخشیده و قدرت رقابت تسلیحات روسی در بازارهای بین المللی را بالا خواهد برد. درست است که در واحدهای خصوصی صنایع دفاعی رژیم خاصی باید برقرار شده و اسرار تولیدی باید رعایت شود. ولی این امر نباید مانع از ایجاد این شرکتها و دسترسی آنها به اجرای سفارشهای دولتی شود. شرکتهای جدید خصوصی میتوانند به کانون پیشرفتهای تکنولوژیکی تبدیل شوند که چهره این صنایع را کاملاً دگرگون سازند.
مسأله این است که سرمایه گذاری خصوصی ما نمیداند کدام امکانات او مورد تقاضای صنایع دفاعی قرار میگیرد و اینکه کجا میتواند امکانات و سرمایه خود را به کار بیاندازند. باید منابع باز اطلاعاتی درباره نیازهای صنایع دفاعی به جلب بخش خصوصی و سرمایهگذاری را به وجود آورد.
نوسازی و به روز آوری واحدهایی که از اتحاد شوروی به ارث ماندهاند، یکی از اهداف ماست. تمام روند تولید باید بهینه سازی شود تا امکان استفاده از فناوریهای پیشرفته فراهم گردد. متخصصین درجه عالی مدیریت و فناوریها از بخش خصوصی باید به این کار جلب شوند. نظارت بر کیفیت محصولات صنایع دفاعی و مخارج در چارچوب سفارش دفاعی دولتی باید شدت یابد. نحوه گزارش دهی مالی در این زمینه باید درست تنظیم شود.
از جمله کارهای مهم دیگر در این زمینه باید به بررسی نیازهای کشور به ظرفیتهای احتیاطی صنایع دفاعی اشاره کرد. نظام موجود در این زمینه واجد مقتضیات زمان نیست زیرا در حال حاضر ظرفیتهای لازم نیست که فقط سلاحها و مهمات قدیمی را به صورت انبوه تولید کنند. تولیدات مدرن قادر به تولید فرآوردهای مرغوب با کیفیت بالا باید اساس صنایع دفاعی و تولیدات احتیاطی دفاعی را تشکیل دهند. این ظرفیتها میتوانند بر اساس کارخانههای فعلی که به نوسازی احتیاج دارند، ايجاد گردند یا از نو ساخته شوند.
طبیعی است که باید اعتبار حرفههای مورد استفاده در صنایع دفاعی را بالا برد. کار معقولانهای خواهد بود چنانچه ضمانتهای اجتماعی و حتی امتیازات مکملی برای کارکنان این بخش در نظر گرفته شود. میانگین دستمزد در واحدهای دولتی صنایع دفاعی، مراکز طراحی و پژوهشی باید با دستمزد افسران ارتش قابل مقایسه باشد.
باید به نظام آموزش و تربیت نیروی جدید در بخش تولید توجه خاصی کرد. واحدهای زیادی با کمبود شدید متخصصین فنی و کارکنان متخصص روبرو شدند که این امر مانع از اجرای به موقع سفارش دولتی و افزایش ظرفیتهای تولیدی میشود. دانشگاههای تخصصی (از جمله برنامههای«کارشناسی کاربردی» آنها) و هنرستانها و نیز موسسات آموزشی فنی عمومی که فارغ التحصیلان آنها در صنایع دفاعی استخدام میشوند، باید در حل و فصل این مسأله نقش کلیدی را بازی کنند.
توسعه صنایع دفاعی تنها توسط دولت، از نظر اقتصادی کارآمد نیست و در میان مدت غیرممکن خواهد شد. در این زمینه بايد مشارکت دولتی – خصوصی را توسعه داده و جنبه اجرایی ایجاد شرکتهای جدید دفاعی را تسهیل نمود. شرکتهای خصوصی حاضرند از پول و تجربه خود برای توسعه فناوریهای موجود در بخش نظامی استفاده کنند. اعتقاد داریم که دوباره شاهد تولید کنندگان خصوصی فرآوردههای نظامی خواهیم شد که همین وضع قبل از انقلاب 1917 مشاهده میشد.
همه شرکتهای اساسی تولید کننده جنگافزار در ایالات متحده و اروپا، شرکتهای غیردولتی هستند. نگاه تازه به این بخش و برخورد تجاری با سازماندهی تولید به آنها جان تازهای بخشیده و قدرت رقابت تسلیحات روسی در بازارهای بین المللی را بالا خواهد برد. درست است که در واحدهای خصوصی صنایع دفاعی رژیم خاصی باید برقرار شده و اسرار تولیدی باید رعایت شود. ولی این امر نباید مانع از ایجاد این شرکتها و دسترسی آنها به اجرای سفارشهای دولتی شود. شرکتهای جدید خصوصی میتوانند به کانون پیشرفتهای تکنولوژیکی تبدیل شوند که چهره این صنایع را کاملاً دگرگون سازند.
مسأله این است که سرمایه گذاری خصوصی ما نمیداند کدام امکانات او مورد تقاضای صنایع دفاعی قرار میگیرد و اینکه کجا میتواند امکانات و سرمایه خود را به کار بیاندازند. باید منابع باز اطلاعاتی درباره نیازهای صنایع دفاعی به جلب بخش خصوصی و سرمایهگذاری را به وجود آورد.
نوسازی و به روز آوری واحدهایی که از اتحاد شوروی به ارث ماندهاند، یکی از اهداف ماست. تمام روند تولید باید بهینه سازی شود تا امکان استفاده از فناوریهای پیشرفته فراهم گردد. متخصصین درجه عالی مدیریت و فناوریها از بخش خصوصی باید به این کار جلب شوند. نظارت بر کیفیت محصولات صنایع دفاعی و مخارج در چارچوب سفارش دفاعی دولتی باید شدت یابد. نحوه گزارش دهی مالی در این زمینه باید درست تنظیم شود.
از جمله کارهای مهم دیگر در این زمینه باید به بررسی نیازهای کشور به ظرفیتهای احتیاطی صنایع دفاعی اشاره کرد. نظام موجود در این زمینه واجد مقتضیات زمان نیست زیرا در حال حاضر ظرفیتهای لازم نیست که فقط سلاحها و مهمات قدیمی را به صورت انبوه تولید کنند. تولیدات مدرن قادر به تولید فرآوردهای مرغوب با کیفیت بالا باید اساس صنایع دفاعی و تولیدات احتیاطی دفاعی را تشکیل دهند. این ظرفیتها میتوانند بر اساس کارخانههای فعلی که به نوسازی احتیاج دارند، ايجاد گردند یا از نو ساخته شوند.
طبیعی است که باید اعتبار حرفههای مورد استفاده در صنایع دفاعی را بالا برد. کار معقولانهای خواهد بود چنانچه ضمانتهای اجتماعی و حتی امتیازات مکملی برای کارکنان این بخش در نظر گرفته شود. میانگین دستمزد در واحدهای دولتی صنایع دفاعی، مراکز طراحی و پژوهشی باید با دستمزد افسران ارتش قابل مقایسه باشد.
باید به نظام آموزش و تربیت نیروی جدید در بخش تولید توجه خاصی کرد. واحدهای زیادی با کمبود شدید متخصصین فنی و کارکنان متخصص روبرو شدند که این امر مانع از اجرای به موقع سفارش دولتی و افزایش ظرفیتهای تولیدی میشود. دانشگاههای تخصصی (از جمله برنامههای«کارشناسی کاربردی» آنها) و هنرستانها و نیز موسسات آموزشی فنی عمومی که فارغ التحصیلان آنها در صنایع دفاعی استخدام میشوند، باید در حل و فصل این مسأله نقش کلیدی را بازی کنند.
اشتغال آنها میتواند بر اساس قراردادهای سه جانبه بین دانشگاه، شرکت و دانشجو تنظیم شود. کار دانشجو در واحد تولیدی مربوطه باید در زمان تحصیل در چارچوب دوره کار آموزی شروع شود. دانشجویان در این صورت علاوه بر کس تجربه تولیدی، دستمزد خوبی به دست آورده و برای تسلط بهتر بر حرفه خود تشویق خواهند شد. بدیهی است که کار در کارخانه باید در برنامههای آموزشی در نظر گرفته شود.
اعتبار حرفههای فنی به تدریج رشد میکند. واحدهای صنایع دفاعی باید به مرکز جلب جوانان بااستعداد تبدیل شده و مانند دوران شوروی به آنها اجازه دهند ابتکارات در زمینه علم و فناوری را به صورت وسیع عملی نمایند. اعتقاد دارم که ما باید کارکنان جوان صنایع دفاعی و دانشجویان دانشگاههای فنی را برای کار آموزی به بهترین آزمایشگاهها، پژوهشگاهها و شرکتهای روسیه و جهان بفرستیم. اداره تجهیزات مدرن مستلزم تخصص بالا، دانش و مهارتهای خوبی و آموزش مستمر را ایجاب میکند. لذا باید از برنامههای دانشافزایی در چارچوب واحدهای تولیدی هم پشتیبانی کرد.
ما ضمن طراحی سیاست دفاعی و به روز آوری نیروهای مسلح کشور باید جدیدترین گرایشات «هنر نظامی» را در نظر بگیریم. عقب ماندگی از این گرایشها به معنی آسیب پذیر کردن خود، کشور و جان سر بازان و افسران است. ما هرگز نباید اجازه دهیم که فاجعه سال 1941 تکرار شود که عدم آمادگی دولت و ارتش برای جنگ با تلفات عظیم انسانی پرداخت شد.
ابعاد بی سابقه برنامههای تسلیحاتی و نوسازی صنایع دفاعی بر جدی بودن نیات ما تأکید میکند. ما میفهمیم که روسیه باید منابع مالی گزافی به اجرای این برنامههای اختصاص دهد. هدف این است که بدون بی رمق کردن کشور بلکه با مضاعف کردن توانمنديهاي اقتصادی آن، صنایع دفاعی و ارتشی را بسازیم که بتوانند حاکمیت، احترام کشورهای دیگر و صلح پایدار را تأمین نمایند.
اعتبار حرفههای فنی به تدریج رشد میکند. واحدهای صنایع دفاعی باید به مرکز جلب جوانان بااستعداد تبدیل شده و مانند دوران شوروی به آنها اجازه دهند ابتکارات در زمینه علم و فناوری را به صورت وسیع عملی نمایند. اعتقاد دارم که ما باید کارکنان جوان صنایع دفاعی و دانشجویان دانشگاههای فنی را برای کار آموزی به بهترین آزمایشگاهها، پژوهشگاهها و شرکتهای روسیه و جهان بفرستیم. اداره تجهیزات مدرن مستلزم تخصص بالا، دانش و مهارتهای خوبی و آموزش مستمر را ایجاب میکند. لذا باید از برنامههای دانشافزایی در چارچوب واحدهای تولیدی هم پشتیبانی کرد.
ما ضمن طراحی سیاست دفاعی و به روز آوری نیروهای مسلح کشور باید جدیدترین گرایشات «هنر نظامی» را در نظر بگیریم. عقب ماندگی از این گرایشها به معنی آسیب پذیر کردن خود، کشور و جان سر بازان و افسران است. ما هرگز نباید اجازه دهیم که فاجعه سال 1941 تکرار شود که عدم آمادگی دولت و ارتش برای جنگ با تلفات عظیم انسانی پرداخت شد.
ابعاد بی سابقه برنامههای تسلیحاتی و نوسازی صنایع دفاعی بر جدی بودن نیات ما تأکید میکند. ما میفهمیم که روسیه باید منابع مالی گزافی به اجرای این برنامههای اختصاص دهد. هدف این است که بدون بی رمق کردن کشور بلکه با مضاعف کردن توانمنديهاي اقتصادی آن، صنایع دفاعی و ارتشی را بسازیم که بتوانند حاکمیت، احترام کشورهای دیگر و صلح پایدار را تأمین نمایند.
از ایراس
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 9:2 توسط احمدعلی بوستان سعدی
|