ايران و تاجيكستان، پيوندي ناگسستني در فرهنگ و ادب

تعاملات فرهنگي ميان دو كشور ايران و تاجيكستان از سابقه ديرينهاي برخوردار است. مشترك زباني، ادبي، تاريخي، سنتي، قوميتي و به طور كلي فرهنگي اين دو كشور غير قابل انكار است. فرهنگ ايران و تاجيكستان چنان در هم تنيده است كه تفكيك آنها دشوار مينمايد و مهمترين مشخصه آن را شايد بتوان عنصر زبان به عنوان بخش مهمي از فرهنگ دانست. تاجيكستان يگانه كشور فارسيزبان در منطقه آسياي مركزي است و عنصر زبان به همراه عناصر يادشده دريچهاي به سوي ارتباطات چهره به چهره خصوصاً در زمينه فرهنگ ميگشايد. مؤسسه مطالعات ايران و اوراسيا(ايراس) در آستانهي جشن نوروز طي نشستي با كارشناسان شوراي فرهنگي خود زير عنوان "تعاملات فرهنگي ايران و تاجيكستان"، با حضور جناب آقاي اكرامالدين نعمتاف، دبير اول محترم سفارت جمهوري تاجيكستان در ايران و آقاي شاهمنصور شاهميرزا، نمايندهي تاجيكستان در سازمان فرهنگي اكو در تهران، به بررسي دقيقتر روابط فرهنگي ايران و تاجيكستان پرداخت كه محورهاي اصلي اين نشست در ادامه از نظر ميگذرد؛
استاد لاهوتي در كنار استاد عيني و استاد ميرزا تورسينزاده كه بنيانگزاران ادبيات نوين تاجيكستان محسوب ميشوند خدمات شايستهاي انجام دادند. از جمله چاپ نمونهي ادبيات تاجيكي به زبان فارسي با تلاش استاد صدرالدين عيني در سال 1926 و مقابله با ادعاي پانتوركيستها كه ميخواستند موجوديت قرن تاجيكي در آسياي مركزي را زير سئوال برند. استاد لاهوتي به همراه همسرشان سيسليا بانو مترجمان شاهنامه به زبان روسي بودند. در سال 1934 اتحاديهي نويسندگان ما تاسيس شد و اولين رئيس آن استاد عيني بودند.
تنيده ياد تو در تاروپودم ميهن آي ميهن
لبريز از عشقت وجودم ميهن آي ميهن
تو بودم كردي از نابودي و با مهر پروردي
فداي نام تو بود و نبودم ميهن آي ميهن
تا زمان صفوي ايران و تاجيكستان يك كشور بودند و مرزي بين ما وجود نداشت. بوعلي سينا در بخارا بزرگ شد، در همدان وزير دربار شد و در همانجا به خاك سپرده شد يا مثلا ميرسيدعلي همداني از همدان به پا خواست به كشمير آمد و به فعاليتهاي فرهنگي پرداخت، آنقدر فعاليتهاي او در كشمير موثر بود كه كشمير را ايران صغير ناميده بودند. ميگويند محمد اقبال هم در خواب پيامبر را ميبيند كه او را به يك منطقه اي رهنمون ميكند به نام ختلان، كه اكنون نيز به همين نام است و امروزه آرامگاه ايشان به واقع مكان دلباختگان دين و ادب و فرهنگ است. همينطور اشعار زيادي داريم از ناصرخسرو قبادياني، مولانا بلخي كه در بلخ تاجيكستان به دنيا آمد، سپس خانوادهشان از افغانستان به نيشابور كوچ كردند و عطار اسرارنامهاش را تقديم او كرد.
حافظ در ميان 15000 شاعر صاحبديوان جايگاه ويژهاي دارد. در دنيا كم هستند شاعراني كه با يك كتاب تا اين حد محبوبيت پيدا كنند. كل اشعار حافظ 450 غزل است كه در آنها حافظ به تمام دردهاي بشري پاسخ ميگويد.بعد از دنكيشوت تا امروز صدهزار رمان توليد شد ولي هيچ كدام به جذابيت دنكيشوت نميرسد چون از احساس عدالتي در آن صحبت شده كه در وجود همهي ما هست. سروانتس با همين ديد روانشناسانه توانست چنين اثري خلق كند. حافظ هم همين طور. اشعار حافظ بسيار اميدبخش هستند:
يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم نخور
از ميان اين شعرا بيدل محبوب ترين شاعر ماست ولي چرا به آن تفعل نميزنند؟ چون حافظ دردهاي عمومي بشري را بيان ميكند. خودش ميگويد كه:
عشقت رسد به فرياد گر خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانيد در چهارده روايت
تبريز مرا به جاي جان خواهد بود
پيوسته مرا دل نگران خواهد بود
اي ستمديدگان اي اسيران وقت آزادي ما رسيد
مژدگاني دهيد اي فقيران در جهان سور شادي دميد
ريشهي دو موسيقي، شش مقام در آسياي مركزي و دوازده مقام در ايران تقريبا به يك مبدا برميگردد. دولت ما دولتي است كه هيچ وقت با موسيقي مشكل نداشته، حتي در زمان شوروي هم موسيقي در رديف اول قرار ميگرفت. ما يك هنرمند را بيشتر از يك سياستمدار يا يك ورزشكار ميشناختيم الان هم همين طور، تقريباً در تمام دنيا همين طور است. براي بعضي خوانندههاي امروز قلمرو جغرافي ايران مثل حسام الدين سراج، محمد اصفهاني، عليرضا افتخاري، عصار و استاد شجريان كه جاي خودش را دارد، منبر خوبي پيدا نشد، خوب تشويق نشدند.
در ضمن امام علي رحمان، رئيس جمهور تاجيكستان براي حفظ موسيقي شش مقام، اعتبار مقام دولتي به آن داده است و دولت تاجيكستان براي ترويج آن تمام تلاش خود را ميكند. در دانشكده صنعت تاجيكستان بخش ويژهاي به اين موسيقي اختصاص دارد كه شروع آموزش آن از مدارس و بعد دانشگاهها است كه در اين رشته متخصص و فوق تخصص ميشوند و اين براي ما افتخاري است. ما تاجيكها از اين موسيقي بسيار لذت ميبريم. آقاي شجريان خيلي در تاجيكستان محبوبيت دارد و از آبرو و اعتبار خاصي برخوردار است. او اولين خوانندهاي بود كه زمان شوروي به تاجيكستان آمد. فلكسرايي هم فرهنگ ما را بسيار وسيعتر و گستردهتر كرده است و فلكسرايان ما به ايران نيز آمدهاند و برنامههاي فرهنگي دو كشور در حال گسترش است.
آقای دكتر علياصغر شيردوست كه در تاجيكستان از احترام ويژهاي برخوردار است، يكي از مبتكران تاسيس شبكه فارسيزبان سه كشور ايران، تاجيكستان و افغانستان بود. اولين مذاكرات در زمينهي تاسيس اين شبكه طي جلسهاي در سال 2006 بين روساي جمهور سه كشور، در شهر دوشنبه صورت گرفت. كشور ايران در اين زمينه بسيار تلاش كرد و تاجيكستان هم پيشنهاد داد مركز در دوشنبه تاسيس شود. اما موضوع، خط فارسي، سيريليك يا دري نيست كه مانع اين جريان شده. در افغانستان علاوه بر دري، پشتو هم هست و تصميم اين بود كه هر كشور با زبان رايج خود و ساير زبانهاي مرسوم در آن، برنامه داشته باشد. مثلاً ايران بتواند به زبانهاي مازني يا كردي هم برنامه داشته باشد.
در ايران تربيت كودكان در مدارس در سطح بسيار خوبي است و جنبههاي تربيتي بسيار بالاست. ما اين پيشنهاد را به وزارت معارف تاجيكستان هم داديم كه آثار فارسي را براي استفادهي بچههاي تاجيكي به تاجيكي ترجمه كنند و بر عكسش هم قصههاي تاريخي كه در تاجيكستان هستند بسيار خوبند ولي ايران در اين زمينه يك قدم جلوتر است و ما از تجربيات پيش قدم استفاده ميكنيم. با اين حال ما رباعيات، فولكلور تاجيكي، افسانههاي خلق تاجيكي و كروغلي را داريم كه يك داستان حماسي مثل شاهنامه است. فولكلور مادر ادبيات است هر ملتي كه فولكلورش قوي نيست ادبياتش قوي نيست.
دولت ما از زمان استقلال همواره براي ارتقاي فرهنگ و سنتها تلاش كرده است. ما سال تمدن آريايي داشتيم، سال بزرگداشت مولانا داشتيم. سال 2008 سال بزرگداشت رودكي بود. همه ساله دولت يك برنامهاي در راستاي حفظ و پاسداشت ارزشهاي فرهنگي، معنوي و ديني دارد و در كشور ما فرهنگ و مذهب همزمان حركت ميكنند. هر سال تابستان يك مراسمي از لالاييها در تاجيكستان برگزار ميشود كه مادران و پيرزنان در كنار يك گهواره، با لباس سنتي و با لحن و لهجه و گويشهاي محلي خودشان لالايي ميخوانند. در زمان شوروي يك اقدام بزرگي كه در زمينهي فرهنگ شد،تاسيس انستيتو خاورشناشي بود و يك بخش قوي آن به فولكلور اختصاص داشت و به تمام آداب و رسوم پرداخته ميشد، نوروز، مهرگان، جشنهاي مذهبي، جشن عيد قربان يا عيد فطر. در آن زمان كه از شوروي به عنوان يك جامعه دينستيز نام برده ميشد، در بخش علمي و پژوهشي بسيار موفق بود.
در مسئلهي فرهنگ ما از ديگر كشورهاي شوروي سابق عقب نيستيم. شايد در زمينهي اقتصادي اينطور باشد ولي از لحاظ فرهنگي نه. براي رواج و گسترش روابط فرهنگي بين دو كشور ايران و تاجيكستان برگزاري نمايشگاه كتاب، آثار خوشنويسي، نمايشگاههاي اقتصادي و تجاري نقش مهمي ايفا ميكند. اگر در تهران رايزني فرهنگي تاجيكستان برپا ميشد، بسيار مفيد بود و بعضي از موضوعاتي كه امروز براي ما ضروري است انجام ميشد، مثل رايزني ايران كه در تاجيكستان است. ما برنامه داريم كه از طريق سازمان اكو اين كار را انجام دهيم و صحبتهايي انجام شده كه در حال بررسي است. همانطور كه ميدانيد نوروز امسال نوروز بينالمللي است و از رئيس جمهور ايران نيز دعوت شده است. شايد اين موضوع رايزني فرهنگي تاجيكستان در ايران، طي نشست سران دو كشور بررسي شود. هر جنبهاي از روبط دو كشور اول بايد از لحاظ سياسي بررسي شود بعد اقدامات لازم انجام شود.
در زمان شوروي تقريبا تمام آثار ادبي ما از خط نياكان به خط سيريليك برگردانده شد و امروزه در تمام مدارس كشور ما خط نياكان هم تعليم داده ميشود. اما دورههايي نيز در مراكز گوناگون وجود دارد كه زبان فارسي توسط استادهاي ايراني تدريس ميشود و اين امر اين امكان را به ما ميدهد كه بتوانيم آثار بسياري را به خط فارسي برگردانيم تا مردم ما بتوانند از آثار ايراني استفاده كنند. از طرف ديگر بعضي از مترجمان ما در حال ترجمهي آثاري از سيريليك به فارسي هستند براي خوانندههاي ايراني و در تهران نيز دورههايي براي آموزش خط سيريليك در نظر گرفته شده است كه اين تعامل دو جانبه باشد.
دورههاي آموزشي زبان فارسي هم اجباري و هم داوطلبانه است. در مدارس آموزش خط نياكان اجباري است. يعني زماني كه دانشآموز فارغ التحصيل شود خواندن و نوشتن خط فارسي را ياد گرفته است. بعضي نكتهها در مقالات "چالشهاي آموزش خط فارسي براي زبانآموزان"، "آموزش زبان فارسي تاجيكي و الفباي نياكان در دانشگاههاي تاجيكستان" ذكر شده كه در آنها محققان ما پيشنهادهايي در رابطه با يادگيري خط فارسي دادهاند تا مردم ما هرچه زودتر بتوانند اين خط را ياد بگيرند، ولي در اصل خط فارسي مشكل است.
نوروز با اينكه در زمان شوروي با محدوديتهايي روبهرو بود ولي هيچگاه جايگاه خودش را از دست نداد. از نوروز به عنوان "سر سال" ياد ميشد. اين سنت به عنوان يك سنتي است كه از اجداد ما آمده و ريشههاي ما با آن پيوند دارد. نوروز در واقع روز نو است. در فرهنگ تمام ملتها صرف نظر از زبان و مذهب، نوروز به گونههاي مختلف وجود دارد. نوروز روز نو شدن و شادماني زمين و آسمان است و طبيعي است كه اين مراسم پس از فروپاشي شوروي از شكوه بيشتري برخوردار گشت. به طوري كه امسال جشن نوروز در تاجيكستان به صورت جهاني برگزار ميشود و اين باعث افتخار تاجيكان است كه سال نو را با شكوه و شهامت خاصي تجليل كنند. اولين جشن جهاني نوروز در ايران بود و اينكه امسال در تاجيكستان برگزار ميشود، نمادي از برادري دو كشور ايران و تاجيكستان است.