ولاديمير پوتين به عنوان يكي از پنج نامزد انتخابات ریاست جمهوری روسیه، برنامه‌ها و اولويت‌هاي دولت آينده خود را طي مقالاتي در روزنامه‌هاي پر تيراژ روسيه اعلام كرد. او در هفتمين مقاله از سري مقالات خود، طرحي از سياست خارجي روسيه در قبال برخي كشور‌ها و نظام بين‌الملل و واقعيت‌ها و تحولات اخير در سطح منطقه و جهان در برابر خواننده قرار مي‌دهد. در اينجا برگردان مقاله هفتم با عنوان \"روسیه و جهان در حال تغییر\" به زبان پارسي در اختيار خوانندگان و علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

من در مقالات خود به چالش‌های کلیدی خارجی که در حال حاضر روسیه با آن‌ها مواجه است، اشاره کرده‌ام. در عین حال، این موضوع نیاز به گفتگوی مفصل‌تری دارد که البته فقط بدین خاطر نیست که سیاست خارجی جزء لاینفک هر یک از راهبردهای کشور است. چالش‌های خارجی و جهان در حال تغییر، ما را مجبور می‌کنند در زمینه اقتصاد، فرهنگ، بودجه و سرمایه گذاری تصمیماتی را اتخاذ نمائیم. روسیه از نظر اقتصادی، اشاعه خبر و فرهنگی بخشی از جهان بزرگ است. ما نمی‌توانیم و نمی‌خواهیم خودمان را منزوی کنیم. ما امیدواریم که شفافیت برای شهروندان روسیه رشد رفاه و فرهنگ به ارمغان آورده و باعث تحکیم اعتمادی گردد که روز به روز با کمبود آن مواجه می‌شویم.
ما بطور پیگیرانه و طبق منافع و اهداف خودمان عمل خواهیم کرد، نه طبق تصمیماتی که توسط برخی‌ها دیکته می‌شوند. فقط در صورتی به روسیه احترام خواهند گذارد و به نظر او توجه خواهند کرد که روسیه قدرتمند بوده و محکم بر روی پاهای خود ایستاده باشد. روسیه عملاً و همیشه از امتیاز اجرای سیاست خارجی مستقل بهره‌مند بوده و در آینده نیز به همین ترتیب خواهد بود. علاوه بر آن، اعتقاد دارم که در جهان امنیت را می‌توان فقط با همراهی روسیه تامین کرد، نه اینکه تلاش کرد تا روسیه را \"به عقب راند\"، مواضع ژئوپلیتیک آن را تضعیف کرد و بر قابلیت دفاعی آن ضربه وارد کرد.
اهداف سیاست خارجی ما حالت راهبردی داشته و وابسته به شرایط روز نبوده و جایگاه منحصر بفرد روسیه در نقشه سیاسی جهان و نقش آن در تاریخ و توسعه تمدن را منعکس می‌کنند. ما بدون تردید، خط مشی فعال و سازنده خود برای تحکیم امنیت همگانی و امتناع از مقابله و همچنین مقابله موثر با چالش‌هائی، چون اشاعه سلاح هسته‌ای، مناقشات و بحران‌های منطقه‌ای، تروریسم و تهدید مواد مخدر را ادامه خواهیم داد. هر کاری از دستمان بر بیاید، انجام خواهیم داد تا روسیه به آخرین دستاوردهای علمی ‌و فناوری دست یابد و کارفرمایان روسیه نیز از جایگاه شایسته‌ای در بازارهای جهانی برخوردار باشند. تلاش خواهیم کرد تا نظام جدید جهانی که بر مبنای واقعیت‌های معاصر ژئوپلیتیک که به‌طور موزون اتفاق افتاده و بدون تلاطمات غیرضروری است را سازماندهی نمائیم.

چه کسی به اعتماد خدشه وارد می‌کند
همانند سابق اعتقاد دارم که تقسیم ناپذیر بودن امنیت برای تمامی‌کشورها، جایز نبودن استفاده از خشونت و پایبندی بدون قید و شرط به اصول اساسی حقوق بین الملل یکی از مهمترین اصول مسلم است. نادیده گرفتن تمامی‌این چیزها باعث بی‌ثباتی در روابط بین‌الملل می‌شود. ما دقیقاً از دریچه یک چنین منشوری است که برخی از رفتارهای آمریکا و ناتو که بر پایه کلیشه‌های تفکر بلوکی استوار است و در منطق توسعه معاصر جای نمی‌گیرد را درک می‌کنیم. همه متوجه هستند که منظور من چیست. منظور من گسترش ناتو است که شامل استقرار تاسیسات جدید نظامی ‌و برنامه‌های ناتو (که مولف آن آمریکا است) برای ساخت سامانه دفاع موشکی در اروپا می‌شود. اگر این بازی‌ها مستقیماً در مرزهای روسیه انجام نمی‌گرفت، اگر این بازی‌ها امنیت ما را متزلزل نمی‌کرد و اگر این بازی‌ها علیه ثبات در جهان انجام نمی‌گرفت، من هم تمایلی به اشاره به این مطلب نداشتم. استدلالات ما بر همه بخوبی آشنا است، نمی‌خواهم دوباره آن‌ها را توضیح بدهم، ولی متاسفانه شرکای غربی استدلالات ما را درک نمی‌کنند و از آن‌ها رو بر می‌گردانند.
این مطلب نیز نگران کننده است که ابعاد تعاملات جدید ما با ناتو هنوز به طور نهائی شکل نگرفته است، ولی ناتو شروع به احداث \"حقایق بر روی زمین\" می‌کند که اصلاً کمکی به اعتماد سازی نمی‌کند. انجام اینگونه کارها کلاً بر اهداف وسیع جهانی ضربه وارد کرده، مانع تقویت دستور کار مثبت در روابط بین الملل شده و تنظیم مجدد و سازنده آن‌ها را کُند می‌کند. یکسری مناقشات مسلحانه که با اهداف انسان دوستانه تبرئه می‌شوند به اصل حاکمیت کشورها که در طول قرن‌ها بعنوان یک چیز مقدس بوده است، خدشه وارد می‌کنند. در روابط بین الملل خلاء اخلاقی و حقوقی دیگری نیز بوجود می‌آید.
غالباً می‌گویند که در ابتدا بایستی حقوق بشر را رعایت کرد و بعداً به حاکمیت کشورها پرداخت. بدون تردید، همینگونه است و جنایاتی که علیه بشریت صورت می‌گیرند بایستی در دادگاه بین المللی مورد مجازات قرار گیرند، ولی وقتی که با استفاده از اینگونه موازین حاکمیت کشورها براحتی نقض می‌گردد، وقتی که حقوق بشر از خارج و بر مبنای گزینشی مورد حمایت قرار می‌گیرد و در فرآیند \"دفاع\"، حقوق توده‌های مردم، از جمله ابتدائی ترین حقوق و حقوق مقدس آنها یعنی حق بر زندگی نقض می‌گردند، در آنصورت در اینجا صحبت در مورد کار شرافتمندانه نیست، بلکه در مورد عوام فریبی ابتدائی است.
مهم است که سازمان ملل متحد و شورای امنیت بتوانند در مقابل دیکتاتوری برخی از کشورها و خودسری آن‌ها در صحنه بین‌المللی مقاومت کنند. هیچکس حق ندارد صلاحیت‌ها و اختیارات سازمان ملل متحد، بویژه در زمینه استفاده از نیروی نظامی ‌در خصوص کشورهای حاکمه را به خود اختصاص دهد. صحبت قبل از هر چیز در مورد ناتو است که تلاش می‌کند عملکردهائی که برای \"اتحادیه دفاعی\" غیرمعمول هستند را بر عهده خود گیرد. تمامی ‌این مسائل بسیار جدی است.
به یاد داریم کشورهائی که قربانی عملیات \"انسان دوستانه\" و صادرات \"دموکراسی موشک و بمب\" شدند چقدر بیهوده تلاش می‌کردند و همگان را فرا می‌خواندند تا موازین حقوقی و صداقت بشری رعایت شوند. صدای آن‌ها را نشنیده و نمی‌خواستند بشنوند. گوئی که اعضاء ناتو و قبل از هر چیز آمریکا درک خاصی از امنیت در ذهنشان جای افتاده است که تفاوت بنیادینی با درک ما دارد. آمریکائی‌ها تمامی‌فکرشان این است که \"آسیب ناپذیری مطلق\" را برای خود تامین کنند و مایلم خاطر نشان کنم که این مسئله خیالی بیش نیست و از نظر فناوری و ژئوپلیتیک نیز قابل تحقق نمی‌باشد. ماهیت مشکل نیز در همین جا است.
آسیب ناپذیری مطلق برای یک نفر به معنای آسیب پذیری مطلق برای بقیه است. با یک چنین چشم اندازی نمی‌توان موافقت کرد. مسئله دیگر این است که بسیاری از دیگر کشورها بخاطر دلایل خاصی ترجیح می‌دهند مستقیماً در این مورد صحبت نکنند. روسیه همیشه واقعیت‌ها را همانگونه که است، بیان خواهد کرد و همه چیز را بطور شفاف بیان خواهد کرد. مجدداً خاطر نشان کنم که نقض اصل \"وحدت و تقسیم ناپذیر بودن امنیت\"، علی رغم اینکه بارها اعلام شده است که به آن پایبند هستند، آبستن تهدیدهای جدی است. در نهایت برای آن کشورهائی که بدلایل مختلف باعث نقض این اصل می‌گردند.

\"بهار عربی\": درس ها و نتایج
یک سال پیش جهان با پدیده جدیدی روبرو شد و آن هم تظاهرات تقریباً همزمان در تمامی ‌کشورهای عربی علیه رژیم‌های خودکامه بود. \"بهار عربی\" در ابتدا با امید به تحولات مثبت تلقی می‌شد. همدردی شهروندان روسیه با کسانی بود که می‌خواستند در کشور خود اصلاحات دموکراتیک را انجام دهند. اما بزودی مشخص شد که در بسیاری از کشورها حوادث طبق سناریو متمدن به پیش نمی‌روند. بجای تثبیت دموکراسی و بجای دفاع از حقوق اقلیت‌ها - دشمن را بیرون انداخته و کودتا کرده و پس از تسلط یک قدرت - میدان را ترک کرده و تسلط خصمانه قدرت دیگر جایگزین آن شده است.
دخالت خارجی در حمایت از یکی از طرف‌های مناقشه داخلی و استفاده از خشونت در یک چنین مداخله‌ای باعث شد اوضاع بصورت منفی به پیش رود. کار به آنجا رسید که یکسری از کشورها تحت پوشش شعارهای انسان دوستانه و به کمک نیروی هوائی کار رژیم لیبی را به اتمام رساندند و اوج این کار صحنه نفرت انگیز سرکوبی \"معمر قذافی\" بود که در قرون وسطی و حتی ما قبل تاریخ نیز چنین صحنه‌ای وجود نداشت.
یکسری تلاش می‌کنند \"سناریو لیبی\" را در سوریه تحقق بخشند که بایستی از این امر جلوگیری کرد. تلاش‌های جامعه بین‌الملل بایستی در جهت دستیابی به آشتی میان شهروندان سوریه باشد. مهم است هر چه سریعتر به قطع خشونت دست یافت، حالا از هر کجا که می‌خواهد باشد و در نهایت گفتگوی سرتاسری ملی را بدون هیچگونه پیش شرطی و بدون دخالت خارجی و با احترام به حاکمیت کشور به راه انداخت. این امر باعث خواهد شد شرایط دموکراسی سازی سوریه که مدیریت آن اعلام کرده است، واقعاً تحقق یابند. از همه مهمتر آن است که از بروز جنگ داخلی با مقیاس وسیع جلوگیری کرد. دیپلماسی روسیه در همین راستا کار کرده و کار خواهد کرد.
ما با داشتن تجربه تلخ - مخالف تصویب قطعنامه‌هائی در شورای امنیت هستیم که بعداً اینگونه تفسیر شوند: بله، اینگونه قطعنامه‌ها علامتی برای دخالت نظامی‌در امور داخلی سوریه هستند. ما دقیقاً از این رویکرد اصولی پیروی می‌کنیم و روسیه به‌همراه چین در اوایل فوریه از تصویب قطعنامه‌ای که می‌توانست معنای نامشخصی داشته باشد و در عمل باعث تحریک اقدامات قهری یکی از طرف‌های مناقشه شود، جلوگیری کردیم. در همین رابطه با توجه به عکس العمل بسیار شدیدی که نسبت به وتو روسیه و چین انجام گرفت، تمایل دارم همکاران غربی را از وسوسه متوسل شدن به جداول بی پیرایه که قبلاً استفاده می‌کردند، بر حذر دارم و آن هم اینکه در ابتدا آن‌ها تلاش می‌کنند تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد را برای انجام اقدامی ‌بدست آورند و اگر این کار تحقق نیابد، ائتلافی را از کشورهای علاقمند درست کرده و بعداً ضربه می‌زنند.
خود منطق چنین رفتاری غیرسازنده و بسیار خطرناک است. این منطق باعث بروز هیچ چیز خوبی نخواهد شد. در هر حال باعث مساعدت به حل و فصل اوضاع داخلی کشوری که در حال پشت سر گذاردن مناقشه است، نمی‌شود. ولی چه چیزی از همه بدتر است، اینکه این کارها باعث بر هم خوردن موازنه نظام امنیت بین الملل می‌شود و اعتبار و نقش محوری سازمان ملل متحد را خدشه دار می‌کند. یادآوری کنم که حق وتو - ناز و هوس نیست، بلکه جزء لاینفک نظام جهانی است که در منشور سازمان ملل متحد، ضمناً با اصرار ایالات متحده آمریکا قید گردیده است. مفهوم این حق در آن است که تصمیماتی که حتی یک عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد با آن مخالفت کند، نمی‌توانند موثر باشند.
بسیار امیدوارم که آمریکا و سایر کشورها تجربه غم انگیز را در نظر گرفته و تلاش نکنند بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد از سناریوی نظامی‌در سوریه استفاده کنند. کلاً نمی‌توانم بفهمم که این \"خارش جنگجویانه\" از کجا نشأت می‌گیرد. چرا نمی‌توانند صبر و حوصله بخرج داده تا رویکرد دسته جمعی و متعادلی را تدوین کنند و ضمناً در مورد قطعنامه سوریه نیز عملاً همین رویکرد داشت به پیش می‌رفت. فقط باقیمانده بود تا همان چیزی را که از دولت سوریه درخواست می‌کردیم، از نیروهای اپوزیسیون نیز درخواست کنیم، بویژه اینکه یگان‌ها و دسته‌های نظامی‌خود را از شهرها خارج کنند. امتناع از این کار وقاحت است. اگر ما می‌خواهیم شهروندان غیرنظامی‌در امنیت باشند که این هدف واجد اولویت روسیه است، در آنصورت ضروری است تا تمامی‌اعضاء مقابله مسلحانه را متقاعد به این کار کرد.
یک بُعد دیگر نیز وجود دارد. در کشورهائی که \"بهار عرب\" را مستقیماً پشت سر گذاردند، همانند عراق، شرکت‌های روسی مواضع خود که طی ده‌ها سال در بازارهای محلی بدست آورده بودند را از دست می‌دهند و از قراردادهای بزرگ تجاری محروم می‌شوند. حفره‌های آزاد شده نیز توسط اپراتورهای اقتصادی همان کشورهائی که در تغییر رژیم‌های حاکم دست داشتند، پُر می‌شوند. این فکر در ذهن انسان می‌تواند بوجود آید که خود این حوادث تاسف بار نیز تا حد مشخصی به خاطر بذل توجه به حقوق بشر نبود که بوجود آمدند، بلکه بخاطر علاقمندی به تقسیم بازار بود که تحریک شدند. حالا هر طوری که می‌خواهد باشد، ولی ما نمی‌توانیم با آرامشی که در شرکت کنندگان مسابقات المپیک وجود دارد، به تمامی‌این چیزها نگاه کنیم و به‌همین خاطر تصمیم داریم فعالانه با حاکمان جدید کشورهای عربی کار کرده تا مواضع اقتصادی خودمان را به‌طور عملیاتی تجدید نمائیم.
کلاً حوادثی که در جهان عرب اتفاق افتادند، بسیار درس آموز بودند. رخدادها نشان دادند که تلاش برای به‌کارگیری دموکراسی به کمک روش‌های نظامی ‌می‌تواند و غالباً باعث نتیجه کاملاً معکوس می‌شود. نیروهائی از اعماق بلند می‌شوند، از جمله افراط گرایان مذهبی که تلاش می‌کنند خود مسیر توسعه کشورها و حالت غیردینی حکومت آن‌ها را تغییر دهند. ما در روسیه همیشه تماس‌های خوبی با نمایندگان میانه رو اسلام داشتیم، افرادی که جهان بینی آن‌ها نزدیک به سنت‌های مسلمانان روسیه است. ما آماده هستیم این تماس‌ها را در شرایط فعلی توسعه دهیم. ما علاقمند به فعال سازی روابط سیاسی و تجاری- اقتصادی با تمامی‌کشورهای عربی هستیم، از جمله کشورهائی که مستقیماً تلاطمات داخلی را پشت سر گذاردند. علاوه بر آن، شرایط واقعی را نیز می‌بینم که روسیه بتواند مواضع برتر خود در صحنه خاورمیانه، جائی که ما همیشه دوستان زیادی داشتیم را بطور کامل حفظ کند.
در مورد مناقشه اعراب و اسرائیل بایستی بگویم که تاکنون \"نسخه سحرآمیزی\" که به کمک آن بتوان در نهایت اوضاع را حل و فصل کرد، اختراع نشده است. به‌هیچ وجه نبایستی دست‌های خود را بالا برد و کاری انجام نداد. ما با توجه به اینکه روابط نزدیکی با مدیریت اسرائیل و رهبران فلسطین داریم، تلاش می‌کنیم بر مبنای دو جانبه و در قالب \"کوارتت\" میانجیگران خاورمیانه به از سرگیری فرآیند صلح فعالانه کمک کرده و در این میان نیز قدم‌های خود را با اتحادیه کشورهای عربی هماهنگ خواهیم کرد.
\"بهار عربی\" همچنین به‌روشنی نشان داد که افکار عمومی‌ جهان در حال حاضر از طریق استفاده فعال از فناوری‌های پیشرفته خبری و ارتباطی شکل می‌گیرد. می‌توان گفت که اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، تلفن‌های همراه و غیره در کنار تلویزیون تبدیل به ابزار موثری در سیاست داخلی و خارجی شده‌اند. این عامل جدیدی است که نیاز به تامل دارد، بویژه برای اینکه بتوان در آینده نیز آزادی منحصربفرد معاشرت در اینترنت را به پیش برد و خطرات استفاده از آن توسط تروریست‌ها و جنایتکاران را کاهش داد.
در حال حاضر مفهومی، چون \"قدرت نرم\" متداول شده است و غالباً مورد استفاده قرار می‌گیرد. \"قدرت نرم\" مجموعه‌ای از ابزارها و روش‌های دستیابی به اهداف سیاست خارجی بدون استفاده از سلاح است و در ازای اهرم‌های خبری و سایر اهرم‌های تاثیر گذار تحقق می‌یابد. متاسفانه، غالباً این روش‌ها برای پرورش و تحریک افراط گرائی، جدائی طلبی، ملی گرائی، دستکاری اذهان عمومی ‌و دخالت مستقیم در سیاست داخلی کشورهای دارای حاکمیت مورد استفاده قرار می‌گیرند. بایستی دقیقاً تشخیص داد که آزادی سخن و فعالیت عادی سیاسی در کجا بایستی تحقق یابند و ابزارهای غیرقانونی \"قدرت نرم\" در کجا به‌کار گرفته شوند.
فعالیت متمدانه سازمان‌های غیردولتی انسان دوستانه و خیریه را فقط می‌توان مورد استقبال قرار داد، از جمله سازمان‌هائی که فعالانه از کار حاکمان انتقاد می‌کنند. ولی فعالیت \"سازمان‌های غیردولتی کاذب\" و سایر ساختارهائی که با حمایت از خارج بدنبال بی ثباتی اوضاع در کشورها هستند، جایز نیست. منظورم مواردی است که فعالیت سازمان‌های غیردولتی با منافع گروه‌های محلی اجتماعی مطابقتی ندارند و توسط نیروهای خارجی تامین مالی شده و مورد حمایت قرار می‌گیرند. امروز \"عاملین نفوذ\" کشورها، بلوک‌ها و شرکت‌های بزرگ در جهان بسیار زیاد هستند. وقتی که این عاملین فعالیت شفاف می‌کنند، این فقط یکی از اشکال لابی متمدانه است. روسیه نیز یک چنین نهادهائی را دارد: آژانس فدرال کشورهای مستقل مشترک المنافع، هموطنان ساکن خارج از کشور و همکاری بین المللی انسان دوستانه، بنیاد \"جهان روسی\" و دانشگاه‌های مهم ما که در جستجوی داوطلبین با استعداد در خارج از کشور هستند.
ولی روسیه از سازمان‌های غیردولتی سایر کشورها استفاده نکرده، اینگونه سازمان‌ها و سازمان‌های خارجی سیاسی را بمنظور تحقق منافع خود تامین مالی نمی‌کند. چین، هند و برزیل نیز اینگونه کارها را انجام نمی‌دهند. ما اعتقاد داریم که تاثیر گذاری بر سیاست داخلی و روحیات اجتماعی در سایر کشورها بایستی منحصراً شفاف انجام گیرند و در آنصورت است که بازیگران نسبت به کارهای خود رفتار حداکثر مسئولانه‌ای خواهند داشت.

چالش‌ها و تهدیدهای جدید
در حال حاضر ایران در کانون توجه همگان قرار دارد. بدون تردید، روسیه نگران تهدید روز افزون ضربه نظامی ‌بر این کشور است. اگر این اتفاق بیافتد، در آنصورت پیامدهای آن واقعاً فاجعه آمیز خواهند بود. حتی تصور مقیاس واقعی این پیامدها امکان پذیر نیست. اعتقاد دارم که مشکل را فقط بایستی از طریق صلح آمیز حل کرد. ما پیشنهاد می‌کنیم حق ایران برای توسعه برنامه غیرنظامی ‌هسته‌ای، از جمله حق غنی سازی اورانیوم را به رسمیت شناخت، ولی این کار بایستی در عوض قرار گرفتن تمامی‌فعالیت هسته‌ای ایران تحت کنترل مطمئن و همه جانبه آژانس بین المللی انرژی اتمی‌انجام گیرد. اگر این امر تحقق یابد، در آنصورت بایستی تمامی‌تحریم‌های اِعمال شده علیه ایران، از جمله تحریم‌های یکجانبه را لغو نمود.
غرب بسیار سرگرم \"مجازات\" برخی از کشورها شده است و تا یک چیزی می‌شود، سریعاً دست به گریبان چماق تحریم و یا چماق نظامی‌می‌شود. یادآوری کنم که ما در قرن نوزدهم و حتی بیستم هم نیستیم. اوضاع جدی نیز پیرامون برنامه هسته‌ای کره شمالی شکل می‌گیرد. پیونگ یانگ، ضمن نقض رژیم عدم اشاعه بطور شفاف ادعاهای خود برای بدست آوردن \"اتم نظامی\" را اعلام کرده و سلاح‌هاي هسته‌ای را مجدداً آزمایش می‌کند. شأنیت هسته‌ای کره شمالی برای ما غیرقابل قبول است. ما دایماً خواهان عاری شدن کامل کره شمالی از فناوری و تسلیحات هسته‌ای هستیم. ضمناً این کار بایستی منحصراً از طریق روش‌های سیاسی و دیپلماتیک انجام گیرد و همگان را به از سرگیری مذاکرات شش جانبه فرا می‌خوانیم.
ولی از قرار معلوم، همه شرکای ما با این رویکرد موافق نیستند. اعتقاد دارم که در حال حاضر بایستی بسیار دقت کرد. تلاش برای امتحان کردن رهبر جدید کره شمالی، بویژه امتحاناتی که باعث تحریک اقدامات نسنجیده‌ای در پاسخ گردند، جایز نیست. یادآوری کنم که روسیه و کره شمالی مرز مشترک دارند و همانطوری که می‌دانید، همسایگان را انتخاب نمی‌کنند. گفتگوی فعال با مدیریت این کشور را ادامه خواهیم داد، روابط حسن همجواری با این کشور را توسعه خواهیم داد و همزمان نیز تلاش خواهیم کرد تا پیونگ یانگ را در مسیر حل مشکل هسته‌ای قرار دهیم. روشن است که این کار در صورتی ساده خواهد بود که در کره شمالی محیط اعتماد متقابل تحکیم یافته و گفتگوی بین دو کره از سر گرفته شود.
در سایه احساسات تند و شدیدی که پیرامون برنامه‌های هسته‌ای ایران و کره شمالی اتفاق می‌افتند، انسان بطور ناخواسته در مورد اینکه خطرات اشاعه سلاح هسته‌ای چگونه بوجود می‌آیند و چه کسی این خطرات را تقویت می‌کند، شروع به تامل می‌کند. این احساس در انسان بوجود می‌آید که موارد افزایش یافته دخالت ناهنجار و حتی نظامی‌ در امور داخلی کشورها می‌تواند رژیم‌های خودکامه (و نه فقط آنها) را تحریک به برخورداری از سلاح هسته‌ای کند. این فکر در ذهن انسان خطور می‌کند که بمب اتمی‌ را در جیب دارم و هیچکس به من دست نخواهد زد، زیرا برای خودش گران تمام خواهد شد، ولی کسی که بمب اتمی‌ندارد، پس بگذار در انتظار دخالت \"انسان دوستانه\" باشد.
حالا خوشمان بیاید یا نیاید، دخالت خارجی انسان را به یک چنین جریان فکری سوق می‌دهد و این یک واقعیت است. بهمین خاطر کشورهائی که فاصله کمی‌ با فناوری‌های \"اتم نظامی\" دارند کمتر نشده، بلکه بیشتر نیز می‌شوند. در این شرایط اهمیت مناطق عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در نقاط مختلف جهان افزایش می‌یابد. به پیشنهاد روسیه، کار برای بحث و بررسی پارامترهای یک چنین منطقه‌ای در خاورمیانه آغاز شده است. ضروری است هر کاری از دستمان بر می‌آید، انجام دهیم تا وسوسه بدست آوردن سلاح هسته‌ای در ذهن هیچکس خطور نکند. کسانی که در راه عدم اشاعه مبارزه می‌کنند، بخصوص کسانی که عادت کرده‌اند کشورهای دیگر را به کمک نیروی نظامی‌مجازات کرده و مهلتی به دیپلماسی نمی‌دهند بایستی روش‌های خود را تغییر دهند.
برای مثال، یک چنین اتفاقی را در عراق شاهد هستیم که پس از دهسال اشغال - مشکلات آن فقط وخیم‌تر شده است. اگر در نهایت بتوانیم انگیزه کشورها برای کسب سلاح هسته‌ای را ریشه کن کنیم، در آنصورت بر مبنای معاهدات جاری می‌توان رژیم بین المللی عدم اشاعه را واقعاً جامع و پایدار کرد. یک چنین رژیمی‌می‌توانست به تمامی‌کشورهای علاقمند امکان دهد بطور کامل از نعمات \"اتم صلح آمیز\" تحت کنترل آژانس بین المللی انرژی اتمی‌استفاده کنند.
برای روسیه این امر بسیار سودمند بود، زیرا ما فعالانه در بازارهای بین المللی کار کرده ، نیروگاه‌های اتمی‌جدید را بر مبنای فناوری‌های مدرن و ایمن ساخته و در ایجاد مراکز چند جانبه غنی سازی اورانیوم و بانک‌های سوخت هسته‌ای مشارکت می‌کنیم. آینده افغانستان نگران کننده است. ما از عملیات نظامی ‌برای ارائه کمک‌های بین المللی به افغانستان حمایت کردیم، ولی نظامیان با حمایت ناتو نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یابند. تهدید تروریستی و مواد مخدر که از افغانستان ناشی می‌شود، کاهش نیافته است. آمریکائی‌ها اعلام کرده‌اند که در سال 2014 افغانستان را ترک خواهند کرد، ولی به احداث پایگاه‌های نظامی ‌در آن کشور و کشورهای همسایه بدون اختیار مشخص، اهداف و تاریخ‌های عملکرد آن‌ها می‌پردازند. قابل فهم است که این مسئله باب طبع ما نیست.
روسیه منافع بارزی در افغانستان دارد. این منافع کاملاً روشن هستند. افغانستان همسایه نزدیک ما است و ما علاقمند به آن هستیم که این کشور با ثابت و صلح توسعه یابد. از همه مهمتر آن است که افغانستان دیگر منبع اصلی تهدید مواد مخدر نباشد. گردش غیرقانونی مواد مخدر تبدیل به یکی از حادترین تهدیدات شده و بنیاد ژنتیک ملت‌ها را خدشه دار می‌کند و محیط مقوی برای فساد و جرایم شده و باعث بی ثباتی اوضاع در خود افغانستان خواهد شد. خاطر نشان کنم که تولید مواد مخدر افغانی نه تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه در سال گذشته نیز تقریباً 40 درصد افزایش یافت. روسیه با تهاجم واقعی هروئین روبرو شده که صدمه بسیاری به سلامتی شهروندان ما وارد می‌کند.
با توجه به مقیاس تهدید مواد مخدر افغانستان، فقط با تلاش‌های تمامی‌کشورهای جهان است که می‌توان بر این تهدید غلبه کرد و در این کار بایستی بر سازمان ملل متحد و سازمان‌های منطقه‌ای، چون سازمان پیمان امنیت دسته جمعی، سازمان همکاری شانگهای و کشورهای مستقل مشترک المنافع اتکاء کرد. ما آماده هستیم گسترش جدی مشارکت روسیه در تامین عملیات کمک به مردم افغانستان را مورد بررسی قرار دهیم، ولی با این شرط که نیروهای بین المللی نظامی ‌در افغانستان با انرژی هر چه بیشتر در جهت منافع ما عمل کنند و به امحاء فیزیکی کشت‌های مواد مخدر و لابراتوارهای مخفی بپردازند.
فعال شدن اقدامات مبارزه با مواد مخدر در داخل افغانستان بایستی همراه با انسداد مطمئن مسیرهای حمل و نقل مواد افیونی به بازارهای خارجی، قطع جریان‌های مالی تامین کننده گردش مواد مخدر و بلوکه کردن ارسال مواد شیمیائی مورد استفاده برای تولید هروئین باشد. هدف - ایجاد نظام جامعی برای امنیت مبارزه با مواد مخدر در منطقه است. روسیه واقعاً به انسجام موثر تلاش‌های جامعه جهانی مساعدت خواهد کرد تا به تحول ریشه‌ای در مبارزه با تهدید جهانی مواد مخدر دست یابد.
پیش بینی آن سخت است که اوضاع افغانستان چگونه در آینده توسعه پیدا خواهد کرد، ولی تجربه تاریخی می‌آموزد که حضور نظامیان خارجی آرامش را برای آن کشور به ارمغان نیاورده است. فقط افغانی‌ها هستند که می‌توانند مشکلات خود را حل کنند. نقش روسیه را در آن می‌بینم که با مشارکت فعال کشورهای همسایه به مردم افغانستان کمک کنیم اقتصاد پایداری را ایجاد کرده و توانائی نیروهای مسلح ملی برای مقابله با تهدیدهای تروریسم و جرایم مواد مخدر را افزایش دهیم. ما مخالفتی با آن نداریم که اعضاء اپوزیسیون مسلح، از جمله طالبان نیز به فرآیند آشتی ملی بپیوندند، ولی با این شرط که آنها از خشونت دست برداشته، قانون اساسی کشور را به رسمیت شناخته و روابط خود را با القاعده و سایر گروه‌های تروریستی قطع کنند. اصولاً اعتقاد دارم که ساخت کشور صلح آمیز، پایدار، مستقل و بی‌طرف افغانستان کاملاً قابل حصول است.
بی ثباتی که سال‌هاست در زیر خاکستر بسر می‌برد، محیط مناسبی را برای تروریسم بین المللی بوجود آورده است. همه اعتراف می‌کنند که این مسئله یکی از خطرناک ترین چالش‌های فراروی جامعه جهانی است. مایلم توجه شما را به این نکته جلب کنم که مناطق بحرانی که باعث بوجود آمدن تهدیدهای تروریستی می‌شوند، در نزدیکی مرزهای روسیه قرار دارند و این بسیار نزدیک تر به ما است تا به شرکای اروپائی یا آمریکائی ما. در سازمان ملل متحد راهبرد جهانی مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده است، ولی این تصور پیش می‌آید که مبارزه با این پدیده شوم طبق برنامه جامع و واحدی به پیش نمی‌رود، بلکه بصورت واکنش به مظاهر حاد و وحشیانه ترور انجام می‌گیرد، وقتی که تنفر و انزجار افکار عمومی‌نسبت به رفتار گستاخانه تروریست‌ها بیش از حد شدت می‌یابد. جهان متمدن نبایستی در انتظار حوادث غم انگیزی، چون حمله تروریست‌ها به نیویورک در سپتامبر سال 2011 یا حوادث جدید در بیسلان باشد و فقط پس از آن، خودمان را یک تکانی بدهیم و بصورت دسته جمعی و قاطعانه کاری را انجام دهیم.
من نمی‌خواهم نتایج بدست آمده در زمینه مبارزه با ترور بین المللی را نفی کنم. این نتایج وجود دارند. در سال‌های گذشته همکاری سرویس‌های ویژه و نیروهای انتظامی‌نهادهای کشورهای مختلف تحکیم یافته است، ولی پتانسیل برای تعامل در زمینه مبارزه با تروریسم هنوز وجود دارد. حرف گفتنی دیگر این است که هنوز \"استانداردهای دوگانه\" حفظ شده و تروریست‌ها در کشورهای مختلف بطرق مختلف \"بد\" و \"نه خیلی بد\" نامیده می‌شوند. حتی تروریست‌های \"نه خیلی بد\" را نیز برخی‌ها بدشان نمی‌آید در بازی سیاسی، مثلاً برای متزلزل کردن رژیم‌های حاکمی‌که از آنها راضی نیستند، مورد استفاده قرار دهند. مایلم بگویم که برای پیشگیری از تروریسم در همه جا بایستی از نهادهای اجتماعی - رسانه‌های گروهی، اتحادیه‌های مذهبی، سازمان‌های غیردولتی، نظام آموزشی، علم و تجارت استفاده کرد. نیاز به گفتگوی مذاهب و تمدن‌ها است. روسیه کشور چند مذهبی است و ما هیچوقت جنگ‌های مذهبی نداشتیم. ما می‌توانیم سهم خود را در بحث این مسئله ایفاء کنیم.

افزایش نقش منطقه آسیا و اقیانوس آرام
در همسایگی کشور ما بزرگترین مرکز اقتصاد جهانی یعنی چین قرار دارد. بحث درباره نقش آینده این کشور در اقتصاد جهانی و امور بین الملل امری رایج شده است. در سال گذشته چینی‌ها از نظر حجم تولید ناخالص ملی به مقام دوم جهان دست یافتند و طبق ارزیابی‌های بین المللی و از جمله کارشناسان آمریکایی در چشم اندازی نزدیک آمریکا را نیز از نظر این شاخص پشت سر خواهد گذاشت. قدرت کل چین نیز از جمله امکان بروز آن در مناطق مختلف در حال رشد است. با توجه به عامل پویای در حال تحکیم چینی رفتار ما چگونه باید باشد؟
نخست آنکه ، اطمینان دارم که رشد اقتصاد چین به‌هیچوجه نه یک تهدید ، بلکه فراخوانی حامل توانمندی عظیم همکاری تجاری است و فرصتی برای انداختن باد چینی به بادبان اقتصاد ماست. ما باید روابط تجاری خود را فعالانه‌تر ایجاد و با پیوند دادن امکانات تکنولوژیکی و تولیدی دو کشور و بدیهی است با رفتار عاقلانه ، توانمندی چینی را به منظور رشد اقتصادی سیبری و دالنی واستوک( شرق دور) به کار اندازیم. دوم آنکه، چین با رفتار خود در عرصه جهانی بهانه‌ای برای متهم شدن به برتری جویی جهانی بدست نمی‌دهد. صدای چین ، واقعا در جهان مطمئن‌تر بگوش می‌رسد و ما از آن استقبال می‌کنیم زیرا پکن با دیدگاه ما در مورد نظم جهانی با حقوق برابر که در حال شکل گیری است موافق است.
ما به پشتیبانی از یکدیگر در عرصه بین المللی ادامه داده و به اتفاق مشکلات حاد منطقه‌ای و جهانی را حل و تعامل در شورای امنیت سازمان ملل متحد ، بریکس ( Brics) ،گروه 20 ، سازمان همکاری‌های شانگهای و دیگر سازوکارهای چند جانبه را افزایش می‌دهیم. سوم آنکه، در رابطه ما با چین، همه مسائل کلان سیاسی از جمله موضوع اصلی یعنی مساله مرزی خاتمه یافته است و سازو کار با دوام روابط دو جانبه که با اسناد الزام آور حقوقی تنظیم شده است و بین رهبران دو کشور اعتمادی بی سابقه پدید آمده است.این امر به ما و چینی‌ها امکان می‌دهد تا در دو فضای واقعی و بر اساس عمل‌گرایی و محاسبه منافع متقابل عمل کنیم.
البته مدل ایجاد شده روابط روسیه و چین الزاما بدان معنا نیست که رابطه ما با چین کاملا خالی از مشکل است. ناهنجاری‌هایی در این زمینه وجود دارد. منافع تجاری ما در کشورهای ثالث همیشه با هم مطابقت ندارد و ما از ساختار گردش کالا و سطح پائین سرمایه گذاری‌های متقابل که در حال شکل گیری است رضایت نداریم و با دقت جریان‌های مهاجرتی از چین را رصد خواهیم کرد. بحث اصلی من این است که روسیه به چینِ در حال شکوفایی و با ثبات نیاز دارد و اطمینان دارم که چین نیز به روسیه‌ای قوی و موفق نیاز دارد. هند نیز به عنوان یک غول دیگر آسیایی در حال رشد است. روابط سنتی دوستانه که محتوی آن توسط رهبران دو کشور بعنوان « مشارکت راهبردی خاص» تعین شده است، روسیه را با این کشور پیوند می‌دهد.
از تحکیم این روابط نه تنها این دو کشور بلکه کل نظام چند قطبی در حال شکل گیری بهره می‌برد. در برابر چشمان ما نه تنها رشد چین و هند بلکه افزایش وزن کل منطقه آسیا و اقیانوس آرام در حال رخ دادن است. در این رابطه افق‌های نوینی برای کار پرثمر در چارچوب ریاست روسیه در سازمان همکاری‌های آسیا و اقیانوس آرام در حال شکل گیری است. در سپتامبر امسال ما پذیرای نشست این سازمان در ولادی واستوک خواهیم بود‌. فعالانه آماده می‌شویم و زیر ساختارهای مدرن را ایجاد می‌کنیم که به خودی خود ادامه توسعه سیبری و دالنی واستوک را میسر ساخته و به کشور ما اجازه می‌دهد که تا حد بیشتری به فرآیندهای همگرایانه پویا در « آسیای نوین» به پیوندد.
به تعامل با شرکایمان در بریکس با اولویت اهمیت داده و خواهیم داد. بریکس یک ساختار منحصر بفرد است که در سال 2006 ایجاد شده و بارزتر از هر چیز نماد گذار از تک قطبی بودن به تشکیل نظام جهانی عادلانه‌تر است. بریکس پنج کشور را با جمعتی حدود 3 میلیارد نفر که دارای بزرگترین اقتصاد‌های در حال رشد و منابع عظیم کاری و طبیعی و بازارهای بزرگ داخلی هستند متحد می‌کند. با پیوستن آفریقای جنوبی به بریکس این سازمان به مفهوم واقعی آن یک شکل جهانی یافته است که هم اینک 25% تولید ناخالص ملی جهانی را به‌خود اختصاص می‌دهد.
ما فعلا در حال عادت به کار کردن در چنین ترکیبی هستیم و خود را با یکدیگر وفق می‌دهیم. همچنین برقرای هماهنگی تنگاتنگ‌تری دررابطه با پرونده سیاست خارجی و کار فشرده تری در عرصه سازمان ملل متحد پیش روی ماست. اما زمانی که گروه پنج بریکس بصورت واقعی استقرار یابد آنگاه تاثیر آن بر اقتصاد و سیاست بین المللی بسیار وزین خواهد بود.
در سال‌های اخیر دیپلماسی روسی و محافل تجاری ما به توسعه همکاری‌ها با کشورهای آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا توجه زیادی نشان می‌دهند. علاقه به روسیه در این مناطق همچون گذشته قوی است و افزایش تعامل بازرگانی – اقتصادی و اجرای پروژه‌های مشترک در زمینه انرژی، زیر ساختارها، سرمایه‌گذاری، علوم و فنون، تجارت بانکی و جهانگردی را به‌عنوان یکی از زمینه‌های کلیدی در دوره پیش رو می‌بینم. نقش فزاینده قاره‌های یاد شده در نظام دمکراتیک مدیریت اقتصاد جهانی و مالی در حال تشکیل شدن منعکس کننده فعالیت« گروه بیست» است. بر این اعتقادم که این اتحاد بزودی به یک ابزار مهم راهبردی نه تنها برای واکنش به بحران بلکه به «اصلاح بلند مدت معماری مالی- اقتصادی جهانی» تبدیل می‌شود. روسیه ریاست « گروه بیست» را در سال 2013 بر عهده خواهد داشت. بدون شک باید از کارکرد ریاستی هم برای تقویت اتصال فعالیت گروه بیست با دیگر ساختارهای چند جانبه و قبل از همه با گروه « جی- 8» و البته با سازمان ملل متحد بهره جوئیم.

عامل اروپایی
روسیه بخش جدائی ناپذیر و زنده اروپای بزرگ و فرهنگ وسیع اروپایی است. شهروندان کشور ما خود را اروپایی احساس می‌کنند و ما به توسعه امور اتحادیه اروپا بی‌تفاوت نیستیم. به همین دلیل است که روسیه پیشنهاد می‌کند تا به سمت ایجاد یک فضای اقتصادی- انسانی واحد از آتلانتیک تا اقیانوس آرام حرکت کنیم، اشتراکی که کارشناسان روسی آن را «اتحادیه اروپا» می‌نامند تنها موضع روسیه را در چرخش اقتصادی او به سمت « آسیای نوین» تحکیم می‌بخشد.
لرزه‌های مالی- اقتصادی در اروپا بعنوان واحه سابق ثبات و نظم، در زمینه رشد چین، هند و دیگر اقتصادها با ترس تلقی می‌شود. بحرانی که اتحادیه اروپا را فلج کرده است نمی‌تواند به منافع روسیه کاری نداشته باشد و قبل از هر چیز با احتساب این امر که « اتحادیه اروپا» بزرگترین شریک تجارت خارجی ماست. این موضوع هم واضح است که وضعیت امور اروپایی‌ها تا حد قابل ملاحظه‌ای به چشم اندازهای توسعه کل سازه اقتصادی جهانی بستگی دارد. روسیه به صورت فعال به تدابیری برای حمایت از اقتصادهای صدمه دیده اروپایی پیوسته و بصورت متوالی در تدوین راهکارهای جمعی از طریق صندوق بین المللی ارز شرکت می‌کند و در اصل در برخی موارد امکان ارائه کمک مالی مستقیم را منتفی نمی‌دانیم.
معهذا بر این گمانم که تزریق‌های مالی خارجی تنها قادر به حل بخشی از مشکلات هستند و برای اصلاح تمام عیار اوضاع تدابیر پر انرژی و با ویژگی نظام مند نیاز داریم. در مقابل مدیران اروپایی مساله انجام دگرگونی‌های گسترده‌ای که بصورت اصولی بسیاری از سازو کارهای مالی- اقتصادی تامین کننده نظام بودجه‌ای واقعی را دگرگون می‌کنند قرار دارد.
ما به یک اتحادیه اروپای قوی از نگاه مثلا آلمان و فرانسه و به عملی کردن توانمندی قوی مشارکت اتحادیه اروپا و روسیه علاقمندیم. سطح امروزین تعامل روسیه و اتحادیه اروپا با چالش‌های جهانی و قبل از همه از نظر افزایش رقابت پذیری قاره ما چندان مطابقتی ندارد. بار دیگر پیشنهاد ایجاد اتحادیه اقتصادی هماهنگ از لیسبون تا ولادی واستوک و در آینده ایجاد مناطق آزاد تجاری و حتی سازو کارهای پیش رفته‌تر همگرایی اقتصادی را مطرح می‌کنم. آنگاه است که ما به یک بازار قاره ای با ارزش تریلیون‌ها یورو دست می‌یابیم. آیا کسی در این امر شک دارد که این موضع بصورت عالی پاسخگوی منافع مردم روسیه و اروپایی‌هاست؟
باید به همکارهای عمیق‌تری در بخش انرژی و تا حد ایجاد یک مجموعه واحد سوخت و انرژی اروپایی نیز اندیشید. ساخت خط لوله گاز « جریان شمالی» در عمق دریای بالتیک و « جریان جنوبی» در عمق دریای سیاه گام‌های مهم در این زمینه هستند. دولت‌های بسیاری از کشورها از این پروژه‌ها حمایت کردند و بزرگترین شرکت‌های انرژی اروپایی در آن مشارکت دارند. اروپا پس از راه اندازی کامل آن‌ها برای بهره برداری از یک سیستم گاز رسانی مطمئن و منعطف بدون وابستگی به بحران اقتصادی کشوری خاص را دریافت می‌کند که امکان تامین امنیت انرژی این قاره را نه به صورت صوری، بلکه به شکل واقعی تحکیم بخشد. این موضوع بویژه در زمینه تصمیم برخی از کشورهای اروپایی برای کاهش و یا امتناع کامل از استفاده از انرژی هسته‌ای اهمیت دارد.
صریح بگویم « بسته سوم انرژی» که توسط کمیسیون اروپا لابی می‌شود و برای وارد آوردن فشار بر شرکت‌های همگرا شده روسیه جهت دهی شده است موجب تحکیم روابط ما نمی‌شود. و اما این بسته سوم انرژی با در نظر گرفتن بی ثباتی رو به رشد صادر کنندگان منابع انرژی که جایگزین روسیه می‌باشند خطرات سیستمی‌ را برای خود انرژی اتحادیه اروپا تشدید کرده و موجب هراس سرمایه گذاران بالقوه در طرح‌های جدید زیر ساختاری می‌گردد. بسیاری از سیاستمداران اروپایی در گفتگو با من از این « بسته» شکایت می‌کنند. باید شهامت به خرج داد و این مانع را از مسیر همکاری‌های سودمند متقابل برداشت. اعتقاد دارم تا زمانیکه موانع مزاحم تماس‌های انسانی و اقتصادی و در درجه نخست نظام روادید پا برجا می‌باشند مشارکت واقعی بین روسیه و اتحادیه اروپا ممکن نیست.
لغو روادید محرکی قوی برای همگرایی واقعی روسیه و اتحادیه اروپا خواهد بود و به توسعه روابط فرهنگی و تجاری بویژه بین تجارت متوسط و خرد کمک می‌کند.تهدید از جانب به اصطلاح مهاجران اقتصادی از روسیه برای اروپا تا حد زیادی خیالبافی است. مردم ما در کشور خود جایی برای صرف نیرو و قابلیت خویش دارند و چنین امکاناتی روبه افزایش است. در دسامبر سال 2011 ما « گام‌های مشترک» را برای نظام بدون روادید با اتحادیه اروپا مورد توافق قرار دادیم. لازم و عملی است که این گام‌ها بدون درنگ برداشته شوند. منظورم اینست که به فعال‌ترین وجه ممکن باید کار روی این موضوع را ادامه داد.

روابط روسیه و آمریکا
طی مدت‌های اخیر اقدامات زیادی برای توسعه رابطه روسیه و آمریکا انجام شده است. اما با این وجود حل مساله تغییرات بنیادی در خاستگاه این روابط فعلا میسر نشده و این روابط همچون گذشته دستخوش افت و خیز‌ها‌یی است. چنین بی ثباتی در مشارکت، تا حدی معلول حفظ الگوها و ترس‌هایی همیشگی از جانب آمریکاست. مثلا نمونه بارز آن تلقی است که در تپه کاپیتول (سنای آمریکا) از روسیه وجود دارد. اما مشکل در اینجاست که گفتمان سیاسی دو جانبه و همکاری، بر بنیاد اقتصادی مستحکمی‌متکی نیست و حجم بازرگانی پاسخگوی توانمندی‌های اقتصاد‌های دو کشور نیست. در رابطه با سرمایه‌گذاری‌های مشترک نیز قضیه بدین منوال است. بدین ترتیب تور ایمنی که باید روابط ما را از افت و خیزهای اقترانی بپرهیزد تا به‌حال ساخته نشده است. تلاش‌های منظم آمریکا برای « مهندسی سیاسی» از جمله در مناطقی که بطور سنتی برای ما اهمیت دارد و حتی در جریان تبلیغات انتخاباتی در روسیه شدیدا مانع از تقویت درک متقابل در روابط روسیه و آمریکاست.
تکرار می‌کنم که نقشه آمریکا برای ایجاد سپر موشکی در اروپا موجب نگرانی قانونی ما می‌شود. چرا این سیستم بیش از هر سیستم دیگری ما را نگران می‌کند؟ برای آنکه این سیستم برای نیروهای راهبردی بازدارنده هسته‌ای که تنها روسیه در این حوزه از آن برخوردار است مشکل ایجاد می‌کند و تعادل نظامی‌– سیاسی چندین ساله را بر هم می‌زند. ارتباط نا گسستنی میان سپر موشکی و جنگ افزارهای راهبردی تهاجمی‌در معاهده جدید استارت انعکاس یافته است. این قرارداد باجرایی شده است و خوب کار می‌کند. و دستاوردی بزرگ در سیاست خارجی است. ما آماده بررسی گزینه‌های مختلف ِ هر آنچه که دستور کار مشترک ما با آمریکائی‌ها در بخش کنترل بر تسلیحات برای دوره در پیش رو را تشکیل می‌دهد هستیم. خودداری از تلاش برای رسیدن به برتری‌های یک سویه برای خود، از طریق مذاکره و تعادل منافع شرط موکد این موضوع است.
یادآور می‌شوم که در زمان ملاقات با رئیس جمهور جرج بوش در کنی بانکپروت در سال 2007 پیشنهاد حل مشکل سپر موشکی را مطرح کردم که اگر پذیرفته می‌شد موجب تغییر روابط روسیه و آمریکا می‌شد و اوضاع را به بستری مثبت بر می‌گرداند. علاوه بر این در صورت حصول جهشی در زمینه سپر موشکی در آن زمان دریچه‌هایی به معنای واقعی کلمه برای برقراری مدلی نوین از نظر همکاری و نزدیک به اتحاد در تمامی ‌زمینه‌های حساس گشوده می‌شدند. این مهم حاصل نشد. احتمالا بد نبود اگر دوباره به مکالمات ضبط شده در کنی بانکپروت گوش می‌دادیم. در سال‌های اخیر رهبری روسیه پیشنهادهای دیگری را در رابطه با چگونگی توافق در خصوص سپر موشکی مطرح کرده است. این پیشنهادات هنوز پابرجاست.
در هر صورت علاقه‌ای به دفن امکان تلاش برای گزینه‌های مصالحه آمیز حل مشکل سپر موشکی نیست. علاقه‌ای هم به پیش بردن کار تا حد استقرار سیستم‌های آمریکایی در ابعادی که نیازمند اقدامات متقابل اعلام شده از سوی ما باشد وجود ندارد.اخیرا با هنری کیسینجر گفتگویی داشتم. ما منظما دیدارهایي با هم داریم و من کاملا با دیدگاه این حرفه‌ای بزرگ در این مورد که تعامل تنگاتنگ و اعتمادآمیز همکاری آمریکا و روسیه در دوره تلاطمات بین‌المللی ضروری است، موافقم.
در مجموع آماده‌ایم تا در روابط خود با آمریکا تا حد زیادی جلو رفته و جهشی از نظر کیفی انجام دهیم اما به شرط آنکه آمریکائی‌ها در عمل از اصول برابری و احترام متقابل در مشارکت پیروی کنند.

دیپلماسی اقتصادی
سرانجام، در دسامبر سال گذشته دو میدانی چند ساله پیوستن روسیه به سازمان تجارت جهانی به پایان رسید. نمی‌توانم از این مساله بگذرم که در بخش پایانی، دولت اوباما و برخی از کشورهای برجسته اروپایی دستیابی به توافقات نهایی را فعالانه میسر کردند. صادقانه می‌گویم که در این مسیر طولانی و فرسایشی بارها قصد « به هم کوبیدن در» و رها کردن مذاکرات را داشتیم. ما دستخوش احساسات نشدیم و سرانجام مصالحه‌ای کاملا خوشایند برای کشور ما حاصل شد و منافع تولید کنندگان صنعتی و کشاورزی کشورمان با احتساب رشد رقابت از خارجی در پیش رو تامین گردید.
فعالان اقتصادی کشورمان امکانات تکمیلی چشمگیری را برای ورود به بازارهای جهانی و حمایت متمدنانه از حقوق خود در آنجا را بدست خواهند آورد و دقیقا نتیجه اصلی پیوستن روسیه به « باشگاه» تجارت جهانی را در همین و نه به صورت نمادین، می‌بینم. روسیه معیارهای سازمان تجارت جهانی را همانند کلیه تعهدات بین‌المللی خود رعایت خواهد کرد. و روی این حساب می‌کنم که شرکای ما نیز صادقانه و با همین قواعد بازی کنند. ضمنا خاطر نشان می‌کنم که ما هم اینک اصول سازمان تجارت جهانی را در مبنای حقوقی و مقرراتی فضای یکپارچه اقتصادی روسیه ، بلاروس و قزاقستان اعمال کرده‌ایم.
اگر بکوشیم نحوه پیشبرد منافع اقتصادی روسیه را در صحنه بین‌المللی تحلیل کنیم ، روشن می‌شود که ما تنها در حال یادگیری این امر بصورت مشترک و گام بگام با شرکایمان هستیم و هنوز فاقد مهارت لابی کردن تصمیمات سودمند به نفع تجارت ملی خود در میدان‌های تجارت خارجی ، همانطوری که بسیاری از همکاران غربی ما موفق می‌شوند ، هستیم. در این زمینه با توجه به اولویت‌های توسعه نوآورانه کشور اهدافی فرا جدی در پیش داریم که کسب موضع مساوی در نظام کنونی روابط اقتصادی جهانی برای روسیه و به حداقل رسانی خطرات ناشی از همگرایی در اقتصاد جهانی از جمله در زمینه ورود به سازمان تجارت جهانی و پیوستن به سازمان همکاری اقتصادی و توسعه که پیش روی ماست و قبلا از آن ذکر شد را در بر می‌گیرد.
نیاز ما به ورود گسترده و خالی از تبعیض به بازارهای خارجی همانند نیاز به هواست. در حال حاضر رفتار با فعالان اقتصادی روسی چندان دوستانه نیست و علیه آن‌ها تدابیر بازرگانی- سیاسی محدود کننده اتخاذ و موانع فنی در مقابل آن‌ها ایجاد می‌شود که آن‌ها را در موقعیت کم سودی تری نسبت به رقبا قرار می‌دهد. در مورد سرمایه‌گذاری‌ها نیز تصویر مشابهی داریم. ما می‌کوشیم سرمایه‌های خارجی را جذب اقتصاد روسیه کرده و جذاب‌ترین زمینه‌ها را در مقابل آن‌ها گشوده و حقیقتا به آن‌ها اجازه دسترسی به « خوشمزه ترین لقمه‌ها» از جمله مجموعه سوخت و انرژی را می‌دهیم. اما به منافع ما در خارج از کشور توجه چندانی نمی‌شود و بعضا بصورت نمایشی آن‌ها را پس می‌زنند.
برای یافت نمونه‌ها نیاز نیست چندان جای دوری برویم. داستان « اوپل» آلمانی که سرمایه گذاران روسی علیرغم موافقت دولت آلمان با این معامله و نظر مثبت اتحادیه‌های کارگری این کشور، موفق به بدست آوردن نشدند و یا وضعیت زشتی را که در آن تجارت روسی را علیرغم سرمایه گذاری وجوهات کلان در دارائی‌های خارجی از داشتن حقوق «سرمایه گذار» محروم می‌کنند را ملاحظه کنید. همه این موارد اندیشه لزوم تقویت سیاسی- دیپلماتیک از اقدامات تجار روسی در بازارهای داخلی و ارائه حمایت فشرده تری از طرح‌های بزرگ و معروف تجاری را در ذهن ایجاد می‌کند. نباید این نکته را فراموش کرد که روسیه نیز می‌تواند تدابیر متقابلی در رابطه با کسانی که به شگردهای رقابتی غیر صادقانه رو می‌آورند اتخاذ نکند.
ضروریست دولت و اتحادیه‌های تجاری تلاش‌های خود در زمینه‌های فعالیت اقتصادی خارجی را دقیق‌تر هماهنگ نموده و منافع تجارت روسیه را مصرانه تر پیش برده و به آن در یافتن بازارهای جدید کمک کند.می‌خواهم توجه شما را به عاملی قابل ملاحظه یعنی قلمرو عظیم کشور ما که تا حد قابل ملاحظه‌ای نقش و جایگاه روسیه را در موازنه‌های بین‌المللی سیاسی کنونی و آتی مشخص می‌کند جلب نمایم. هرچند ما اینک یک ششم خشکی‌های زمین را تشکیل نمی‌دهیم، اما با این وجود فدراسیون روسیه بزرگترین کشور با غنی‌ترین منابع است که برای آن در جهانی برابری یافت نمی‌شود. منظور من نه تنها نفت و گاز بلکه جنگل‌ها، زمین‌های کشاورزی و ذخایر آب پاکیزه شیرین است.
یعنی آنکه قلمرو روسیه منبع توان بالقوه آن است. در گذشته پهناوری سرزمینی عمدتا بعنوان حایلی در مقابل تجاوز خارجی و در خدمت کشور ما بود. اینک در صورت وجود یک راهبرد درست اقتصادی ، پهناوری سرزمینی می‌تواند به پایه‌ای مهم برای افزایش رقابت پذیری آن تبدیل شود. از جمله کاهش آب شیرین در جهان را که بشدت رو به افزایش یادآور می‌شوم. می‌توان پیشگویی کرد که در آینده‌ای نه چندان دور رقابتی ژئوپلیتیک برای منابع آبی و امکان تولید کالاهای آب بنیان براه خواهد افتاد. – آنگاه- برگ‌های برنده‌ای در دستان ما خواهد بود.

حمایت از هم میهنان و بُعد بشر دوستانه
احترام به کشور خود با توانایی آن در دفاع از حقوق شهروندان و هم میهنانش در خارج از کشور نیز مشخص می‌شود. این نکته مهم است که هیچگاه نباید منافع میلیون‌ها نفر از هم میهنانی که در کشورهای خارجی زندگی می‌کنند و اتباع کشور ما که برای استراحت و ماموریت به خارج از کشور می‌روند را به فراموشی سپرد. وزارت خارجه و کلیه نمایندگی‌های دیپلماتیک و کنسولگری‌ها موظفند بصورت شبانه روزی بصورت منظم از هم میهنان پشتیبانی و به آن‌ها کمک کنند. واکنش دیپلمات‌های ما به برخوردهای پیش آمده بین هموطنان ما و مقامات محلی، به رویدادها و وقایع، سوانح حمل و نقلی و غیره باید بی‌درنگ باشد بدون آنکه منتظر باشند تا رسانه‌ها بر زنگ‌ها بکوبند.
ما به قاطع‌ترین شکل ممکن تلاش خواهیم کرد تا مقامات لتونی و استونی توصیه‌های فراوان سازمان‌های معتبر بین‌المللی را در رابطه با رعایت حقوق اقلیت‌های ملی که مورد قبول همگان است، اجرا کنند. نمی‌توان با وجود عنوان ننگین « غیر شهروند» آشتی کرد و نیز چگونه می‌توان با این امر آشتی کرد که از هر شش ساکن لتونی و از هر سی ساکن استونی یک نفر بعنوان « غیر شهروند» و از حقوق اساسی سیاسی، انتخاباتی و اجتماعی- اقتصادی و امکان استفاده آزادانه از زبان روسی محروم باشند.
به رفرندامی‌که چند روز پیش در رابطه با موقعیت زبان روسی در لتونی برگزار شد و بار دیگر آشکارا حاد بودن این موضوع را به جامعه بین‌المللی نشان داد بنگرید: به بیش از 300 هزار نفر از « غیر شهروندان» بار دیگر اجازه شرکت در این رفراندم را ندادند. امتناع کمیسیون مرکزی انتخاباتی از ارائه عنوان « ناظر» در انتخابات به هیات تالار اجتماعی روسیه در هیچ ظرفی نمی‌گنجد و سازمان‌های بین المللی مسئول رعایت استانداردهای پذیرفته شده انتخاباتی هم گویی آب در گلویشان رفته است.
در کل بعید است چگونگی استفاده از مشکل حقوق بشر در عرصه بین المللی مورد قبول ما واقع شود. نخست آنکه آمریکا و دیگر کشورهای غربی می‌کوشند تا پرونده دفاع از حقوق بشر را غصب کرده و آن را کاملا سیاسی و از آن بعنوان ابزار فشار استفاده کنند. آن‌ها تاب انتقاد از خود را ندارند و این انتقاد برای آن‌ها فوق العاده دردناک است. دوم آنکه موضوعاتی که از نظر حقوق بشر مورد پایش قرار می‌گیرند بصورت گزینشی جدا می‌شوند و به هیچوجه بر اساس معیارهای همگانی برگزیده نشده و اینکار به صلاحدید کشورهایی که این پرونده را از آن خود کرده‌اند صورت می‌گیرد.
روسیه غیرعینی بودن، پیشداورانه بودن و تهاجمی ‌بودن انتقاد براه انداخته شده علیه خود را بر گرده خویش احساس می‌کند. وقتی در رابطه با موضوع خاصی نارسایی را به ما گوشزد می‌کنند، این امر قابل استقبال است و تنها می‌توان از آن نتایج لازم را استخراج کرد اما وقتی که از ما یکسره و بصورت امواج پیاپی انتقاد کرده و به شکل اصولی می‌کوشند تا بر رابطه شهروندان با ما و نیز مستقیما بر اوضاع سیاسی داخلی روسیه تاثیر بگذارند آنگاه متوجه می‌شویم که در پس همه این‌ها به هیچوجه اهداف متعالی اخلاقی و اصول دمکراتیک قرار ندارد. نمی‌توان اجازه داد تا کسی حیطه حقوق بشر را بخرد. روسیه یک دمکراسی جوان است و ما تا حدودی بیش از اندازه از خود فروتنی نشان می‌دهیم و خودخواهی شرکای با تجربه مان را می‌بخشیم. زیرا که ما هم حرفی برای گفتن داریم و هیچکس از نقطه نظر رعایت حقوق بشر و احترام به آزادی‌های اساسی کامل نیست. در دمکراسی‌های قدیمی‌ هم تخلفات جدی مشاهده می‌شود. لازم نیست که چشم خود را بر آن‌ها ببندیم. بدیهی است که چنین کاری نباید بر اساس اصل « احمق خودتی!» انجام گیرد. از بحث سازنده مشکلات در زمینه حقوق بشر همه طرف‌ها برد می‌کنند.
وزارت امور خارجه روسیه در پایان سال نخستین گزارش خود را درباره « اوضاع حقوق بشر در برخی از کشورها» منتشر کرد. بر این گمانم که در این مورد باید بر فعالیتمان بیافزائیم و از جمله برای مساعدت به همکاری گسترده تر و برابرتر در رابطه با کل طیف مشکلات بشر دوستانه و پیشبرد اصول بنیادین دمکراسی و حقوق بشر. در ضمن آنچه که گفته شد تنها بخشی از متعلقات اطلاع رسانی دیپلماسی خارجی و فعالیت دیپلماتیک و ایجاد وجهه درست روسیه در خارج است. باید اذعان داشت که در این امر موفقیت چندانی نداریم. در زمینه رسانه‌ای اغلب از ما پیشی می‌گیرند. این یک موضوع چند جانبه جداگانه است که باید بصورت جدی بدان پرداخت.
روسیه میراث دار فرهنگی عظیمی‌است که در غرب و شرق شناخته شده است. در حال حاضر سرمایه‌گذاری ما درصنعت فرهنگی و پیشبرد آن در بازار جهانی اندک است. احیای علاقه جهانی به زمینه ایده‌ها و فرهنگ که از طریق جذب جوامع و اقتصادها در شبکه جهانی اطلاع رسانی صورت می‌گیرد فرصت‌های عدیده‌ای را در اختیار روسیه با توجه به استعدادهای شناخته شده آن در زمینه تولید ارزش‌های فرهنگی می‌گذارد. برای روسیه نه تنها امکان حفظ فرهنگ آن بلکه استفاده از آن بعنوان عاملی قوی برای پیشرفت در بازارهای جهانی وجود دارد. فضای روسی زبان تقریبا همه کشورهای اتحاد جماهیر سابق و بخش قابل ملاحظه‌ای از اروپای شرقی را در بر می‌گیرد. نه امپراتوری بلکه حرکت فرهنگی، نه توپ‌ها و نه واردات رژیم‌های سیاسی، بلکه صادرات آموزش و فرهنگ می‌تواند شرایط مساعد برای کالاها، خدمات و ایده‌های روسی ایجاد کند. ما باید حضور آموزشی و فرهنگی خود را در جهان چند برابر کرده و این حضور را در کشورهایی که بخشی از جمعیت آن به زبان روسی سخن می‌گوید و یا آن را می‌فهمد به مراتب افزایش دهیم .
باید استفاده از برگزاری برنامه‌های بین المللی بزرگ نظیر دیدار سازمان همکاری‌های آسیا و اقیانوس آرام در سال 2012، نشست ‌های « گروه 20» و « جی 8 » در سال‌های 2013 و 2014 و مسابقات جهانی‌ هاکی و فوتبال در روسیه را با بیشترین بازدهی ممکن برای تلقی عینی از روسیه، مورد بحث قرار داد. روسیه قصد دارد در آینده نیز از طریق مشارکت فعالانه و رقابت پذیر در سیاست جهانی و حل مسائل جهانی و مشکلات منطقه‌ای امنیت ملی خود را تامین کند. ما آماده همکاری تجاری سودمند متقابل و گفتمان باز با همه شرکای خارجی خود هستیم. ما می‌کوشیم تا منافع شرکای خود را درک و مورد ملاحظه قرار دهیم اما می‌خواهیم که به منافع ما نیز احترام بگذارند.

نويسنده: ولادیمیر پوتین؛ نخست وزیر فدراسیون روسیه، ماسکوفسکیی نوواستی

از خبرگزاری روسیه و ایراس