«ضرورت بازنگري در روابط با روسيه» در گفتگوي آقاي مهدي فتحي با ايراس

انتقادات آقاي احمدي‌نژاد از روسيه و روية تعاملي اين كشور با ايران كه خلال ماه‌هاي اخير به نحو ملموسي در هم‌سويي با فشارهاي غرب عليه تهران قرار گرفته، بار ديگر ضرورت بازنگري در تعاملات ملال‌آور با روسيه را خاطر نشان كرد. اين سخنان كه اقدامي بايسته در راستاي دفاع از منافع ملي و مشروع ايران بود، مي‌تواند به عنوان اصلي براي بازنگري در روابط با روسيه در نظر گرفته شده و راهنماي عملي براي بازتنظيم روابط با اين كشور باشد. مؤسسه ايراس با عنايت به اين انتقادات كه چندي پيش نيز تكرار شده بود و همچنين تأكيد برخي نخبگان و سياست‌مداران كشورمان بر ضرورت برساخت چهارچوبه‌اي جديد براي روابط با روسيه، گفتگويي را با آقاي مهدي فتحي، كارشناس مسائل اروپا انجام داده كه مشروح آن در ادامه از نظر مي‌گذرد. 

 جناب آقاي فتحي، ارزيابي شما از انتقادات اخير آقاي احمدي‌نژاد از روسيه به واسطة عدم تحويل اس‌300 به ايران چيست؟
اين دومين باري بود كه رئيس‌جمهور كشورمان با لحني شفاف و روشن رويكرد روسيه نسبت به ايران را مورد انتقاد قرار داد، به نحوي كه مي‌توان اين صراحت را حداقل طي سال‌هاي اخير بي‌سابقه دانست. اين سخنان نشان دهندة آن است كه تهران از سياست‌هاي مسكو در قبال خود در حوزه‌هاي مختلف به ويژه موردي كه آقاي احمدي‌نژاد به آن اشاره كرد يعني عدم اجراي قرارداد اس‌300 خشنود و راضي نيست. روس‌ها در اين زمينه به نحو آشكاري خلف وعده كرده‌ و قراردادي كه به صورت رسمي با ايران منعقد كرده‌اند را به صورت يك‌جانبه تعليق كرده‌اند. لذا ايران از اين حق برخوردار است كه پس از امضاء قرارداد رسمي با يك طرف خارجي، اگر اين كشور اين قرارداد را اجرا نكنند از آن انتقادات صريحي به عمل آورد. به ويژه اين كه دولت روسيه در گذشته همكار‌ي‌هاي گسترده‌اي با ايران داشته و در حال حاضر نيز همكاري مسكو با تهران گسترده است. لذا ايران انتظار دارد كه قراردادهايي را كه با روسيه در حوزه‌هاي مختلف از جمله اقتصادي و نظامي منعقد كرده، اجرا شده و روس‌ها به مفاد اين قراردادها پايبند باشند.
 
آقاي احمدي‌نژاد در سخنان خود لغو قرارداد را «يك‌طرفه و غير‌قانوني» دانستند، اما طرف روس تأكيد دارد كه اين اقدام در راستاي تحريم‌هاي بين‌المللي عليه تهران انجام گرفته است. ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟
به نظر من استدلال دولت روسيه، استدلال قابل قبولي نيست، چرا كه بيشتر از چند ماهي نيست كه تصويب قطعنامة شوراي امنيت مي‌گذرد، حال آن كه قرارداد اس‌300 در سال 2005 امضاء شده و روسيه 5 سال فرصت داشته تا اين موشك‌ها را در اختيار ايران قرار دهد و به اين اقدام مبادرت نكرده است. اكنون نيز تأكيد مي‌كنند كه اقدام آنها در تعليق اين قرارداد حسب مفاد قطعنامة شوراي امنيت است كه اين استدلال كاملاً غير منطقي است. بايد به اين مهم توجه داشت كه روس‌ها در ساير قراردادهاي خود با ايران نيز بر اساس توافقات دوجانبه عمل نكرده‌اند. در اين زمينه مي‌توان به نيروگاه اتمي بوشهر اشاره كرد كه سال‌ها پيش قرارداد آن منعقد شد و اين نيروگاه تازه در مرحلة سوخت‌گذاري قرار گرفته و اين فرآيند نيز طولاني شده است. بايد گفت كه اين شيوه، ماهيت تعاملي دولت روسيه در همكاري با ايران است كه قراردادهاي دوجانبه آن با ايران همواره توأم با تأخير و اخلال است. روسيه يا اين قراردادها را اجرا نمي‌كند و يا استدلال‌ها سستي را براي توجيه تأخير اجراي اين قراردادها عنوان مي‌كند.
اين شيوة تعاملي روس‌ها در گذشته نيز جريان داشته و هم‌كنون نيز با همان ماهيت تكرار مي‌شود. اگر اغراق نكنيم، مي‌توان انتظار داشت كه اين رفتارها در آينده نيز در قبال ايران تكرار شود. افزون بر اين بايد به اين نكته اشاره كرد كه موشك‌هاي اس‌300 كارويژة دفاعي داشته و تهاجمي نيستند. لذا اينكه فشار خارجي روس‌ها را مجبور به خودداري از همكاري دفاعي با تهران و عدم تحويل اين موشك‌ها به ايران كرده باشد، پذيرفتني نيست. لذا اين تصميم مسكو كاملاً سياسي و غيرحقوقي است و هرچند شايد در حال حاضر، اندكي افراد استدلال روسيه در خصوص ارتباط لغو قرارداد اس‌300 با قطعنامة شوراي امنيت را بپذيرند، اما اين سئوال پيش مي‌آيد كه چرا روس‌ها طي مدت پيش از تصويب اين قطعنامه اقدام به تحويل اين موشك‌ها به ايران نكرده‌اند. چرا روسيه تعهدات خود در خصوص نيروگاه بوشهر را در موعد مقرر به پايان نرسانده و چرا در قراردادهاي ديگر خود با ايران به صورت شفاف و پيش‌بيني‌پذير عمل نكرده است. لذا به نظر مي‌رسد استدلال روسيه ضعيف و كاملاً سياسي است و به ويژه به تعاملات اين كشور با امريكا و دنياي غرب ارتباط دارد. به نظر من، روسيه از ايران به عنوان يك ابزار در رابطة تعاملي خود با غرب به ويژه امريكا استفاده مي‌كند. در اين معادله، هرگاه روابط اين كشور با امريكا از جمله در دورة اوباما گرم شده، همكاري روسيه با ايران سست شده و در مقابل، هرگاه روسيه از جمله در دورة بوش مورد تهاجم غرب قرار گرفته، همكاري‌هاي گرم‌تر و صميمانه‌تري را با ايران در دستور قرار داده است.
 
آقاي احمدي‌نژاد در سخنان خود در اشاره به قرارداد اس‌300 تصريح كرد؛ «اين قرار‌دادها معتبر است و بايد اجرا شود». تأكيد آقاي احمدي‌نژاد بر «بايستگيِ» اجراي قرارداد اس‌300 در حالي صورت مي‌گيرد كه مدويديف در فرمان رسمي خود در 22 سپتامبر تعليق اين قرارداد را اعلام كرده است. ديدگاه شما در خصوص آيندة اين قرارداد چيست؟
اينكه سرانجام اين قرارداد چه خواهد شد، چندان مشخص نيست. تاريخ روابط ايران و روسيه نشان مي‌دهد كه تهران در روابط خود با مسكو در حوزه‌هاي مختلف از جمله در حوزة دفاعي نمي‌تواند به روسيه اعتماد كامل كند. اما بايد توجه داشت كه اين بي‌اعتمادي از جانب روس‌ها به ايران نيز است. پرواضح است كه روس‌ها نمي‌پذيرند كه يك كشور قدرتمند در مجاورت آنها وجود داشته باشد. كشوري كه متفاوت از آنها مي‌‌انديشد و سياست‌هاي مستقلي را در منطقه دنبال مي‌كند. آنها اين بي‌اعتمادي را در روابط خود با ايران نشان داده‌اند. لذا به نظر من ايران بايد سياست خود را در قبال روسيه به همان ترتيبي كه مسكو سياست خود را در قبال ايران تنظيم مي‌كند، تنظيم نمايد. اگر آنها رابطه با ايران را يك رابطة همسايگي و دوستانه نمي‌انگارند، هيچ لزومي ندارد كه ايران نگاه مثبتي به همكاري با روسيه داشته باشد. تأكيدات آقاي رئيس‌جمهور در سخنراني خود در بجنورد نيز نشان دهندة آن است كه ايشان از حقوق مردم و دولت ايران دفاع كرده است. وقتي كه قرارادي بين دو كشور امضاء مي‌شود، حتماً در متن قرارداد شرايطي براي لغو قراراد و تعامل دو طرف براي رفع اختلافات پيش‌بيني مي‌شود، لذا اگر يك‌ طرف به صورت يك‌جانبه اقدام به لغو قرارداد مي‌كند، بايد خسارات پيش‌بيني شده را به طرف متضرر بپردازد.
 
با اين ملاحظه آيا بايد قرارداد اس‌300 را كاملاً خاتمه يافته دانست؟
اين نتيجه‌گيري كاملاً درست است. به نظر مي‌رسد كه دولت ايران بايد بر اساس همان اصل «نه شرقي، نه غربي» سياست مستقلي را در عرصة خارجي پي بگيرد. يعني بيش از اينكه در اين عرصة مهم به روسيه اتكاء داشته باشد، به توانايي‌هاي داخلي و نيز تعامل برابر با ساير قدرت‌هاي مهم در عرصة بين‌الملل از جمله هند، مالزي، چين و يا كشورهاي ديگر توجه كرده و در اين بين به اصل رابطه بر اساس احترام و منافع متقابل عنايت داشته باشد. لذا با مرور پيشينة منفي روابط ايران و روسيه چه در دورة تزاري، شوروي و پساشوروي، مي‌توان دريافت كه هميشه اين بي‌اعتمادي از جانب روسيه به ايران وجود داشته و هميشه روس‌ها در همكاري با ايران خلل‌هايي را ايجاد كرده‌اند. اين روية روس‌ها مختص نظام جمهوري اسلامي نيست، بلكه اين روش تعاملي در دوره‌هاي پهلوي، قاجاري و پيش از آن نيز تكرار شده است. لذا نبايد اين رويه را تنها به فشارهاي غرب بر روسيه مرتبط كرد، بلكه بايد توجه داشت كه نگاه روسيه به ايران همان نگاه سنتي است، لذا ايران بايد با تقويت مؤلفه‌هاي قدرت خود از جمله با تبديل شدن به يك قدرت بزرگ اقتصادي منطقه‌اي، نسبت به تعديل رفتار روسيه نسبت به خود اقدام كند. تا زماني كه روس‌ها در سياست خارجي احساس كنند كه ما به آنها نياز داريم، به همين رفتار خود ادامه خواهند داد.
 
آقاي احمدي‌نژاد ضمن انتقادات خود در اشاره به روسيه تأكيد كردند؛ «اگر آنها (قرارداد اس‌300) را اجرا نكنند، ملت ايران حقوق و خسارت‌هاي خود را از آنها خواهد گرفت». با عنايت به برخي انتقادات به دولت ايران مبني بر عدم تلاش عملي براي دريافت خسارت از عراق به خاطر تحميل جنگ هشت ساله به ايران، اين سخنان آقاي احمد‌ي‌نژاد تبليغي و غيرعملي دانسته مي‌شود. ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟
اينكه ما با بزرگ‌نمايي حوادث گذشته به دنبال دريافت خسارت و غرامت باشيم، شايد در شرايط حاضر چندان كارآمدي نداشته باشد. در مقابل، اگر ما در داخل متحد باشيم و سياست منسجمي را در عرصة خارجي به نمايش بگذاريم، مي‌توانيم با طرح تاريخ و درس از تاريخ سياست‌هاي بهتر و بهينه‌تري را براي آينده طراحي كنيم. لذا به نظر مي‌رسد بهتر آن است كه تاريخ روابط خارجي خود با روس‌ها، امريكا‌يي‌ها، انگليسي‌ها و ساير كشورها را بررسي كرده و از درس‌هاي آن در آينده استفاده كنيم. در خصوص دريافت غرامت از روسيه به واسطة لغو يكجانبة قرارداد اس‌300 نيز بايد اشاره كنم كه بايد ارادة منسجمي براي دريافت غرامت از اين كشور وجود داشته باشد و تدابير عملي نيز در اين رابطه انديشيده و در دستور كار قرار گيرد. در اين ميان، اينكه ما در آينده به روسيه اعتماد نكنيم و هشدار به روس‌ها در خصوص اينكه ايران اجازه تكرار اين رويه را نسبت به خود نخواهد داد، خود بزرگ‌ترين غرامتي است كه از مسكو مي‌توان گرفت. همان طور كه اشاره كردم، تاريخ روابط دو كشور در دوره‌هاي مختلف نشان داده كه روس‌ها در حوزة راهبردي از جمله دفاعي هيچ مزيتي را در اختيار ايران نخواهد گذاشت و اين مسئله در حال اثبات شدن است.
در مورد قرارداد اس‌300 نيز با عنايت به اينكه قرارداد منعقد شده و ايران پيش‌پرداخت اين قرارداد را نيز پرداخت كرده، لذا اين پيش‌پرداخت بايد بازپرداخت شده و خسارت‌هاي ديگري كه در متن قرارداد پيش‌بيني شده نيز به ايران پرداخت شود. اما اينكه اين مسئلة غرامت جگونه عملياتي شود، مسئله‌اي است حقوقي و بايد حقوق‌دانا‌ن اين مسئله را بررسي كنند. در اين ميان، براي رفع اين اختلاف مي‌تواند از طريق گفتكو، مساعي جميله، دادگاه و يا راه‌كارهاي قانوني كه موجود است استفاده شود. اما به نظر من به عنوان يك تحليل‌گر سياسي، همين كه ما از گذشته درس بگيريم و ببينيم كه بيگانگان چگونه با ما رفتار كرده‌اند، به نظر من بزرگ‌ترين سرمايه خواهد بود. يعني وقتي تاريخ به ما نشان داده كه به يك كشور نمي‌توان ‌اعتماد كرد، ما در آينده به آن اعتماد نكنيم.

پيش از اين نيز موضوع دريافت غرامت از مسكو به واسطة خسارات وارده به تهران از ناحية اشغال ايران در جريان جنگ جهاني دوم از سوي شوروي مطرح شده بود كه ظاهراً مسكوت مانده است. در اين بين، برخي از معتقدان به وجود تعامل راهبردي ميان تهران و مسكو، با اشاره به مزيت‌هاي كلان‌ روابط با روسيه بر اين اعتقادند بايد موضوع غرامت‌گيري از روسيه را ناديده گرفت. ديدگاه شما در اين خصوص و امكان غرامت‌گيري از روسيه چيست؟
اساساً گرفتن غرامت در صحنة بين‌المللي اقدامي سخت و دشوار است. حتي در مواردي كه دولت‌هاي استعماري عملكرد زشت تاريخي خود را پذيرفته‌اند، صرفاً به عذرخواهي بسنده كرده و غرامت قابل توجهي را به دولت‌ متضرر نپرداخته‌اند. همان طور كه اشاره كردم، طرح و يادآوري گذشته مي‌تواند به افزايش آگاهي‌هاي مردم و نخبگان از روندهاي فعلي كمك كرده و راهنماي عملي براي آينده باشد. لذا مداقة در گذشتة روابط ايران با روسيه نشان خواهد داد كه چرا روس‌ها هم‌اكنون در خصوص قرارداد اس‌300 و يا نيروگاه بوشهر با ايران چنين رفتاري را دارند. لذا «گذشته بايد چراغ راه آينده باشد» و نخبگان و سياست‌گذاران با مداقه در روندهاي تاريخي، بايد از درس‌ها تاريخ براي برساخت يك سياست مستقل ملي كمك بگيرند. يكي از مهم‌ترين اين درس‌ها اين است كه اينكه بيگانگان در خدمت منافع ملي ما نيستند، ايرانيان بايد در كنار هم قرار بگيرند و نيابد به بيگانگان از جمله روسيه نگاهي گسترده داشت.
 
آقاي احمدي‌نژاد در سخنان خود با اشاره به اينكه؛ « اگر ‌ما را به دشمنان بفروشند»، روية اخير روسيه در همراهي با فشارهاي امريكا عليه ايران را به فروختن ايران به امريكا تعبير كردند. ديدگاه شما در خصوص اين تحليل كه روسيه بر سر ايران با امريكا معامله كرده چيست؟
مسئلة فشار‌هاي امريكا 50 درصد توضيح چرايي رفتار روسيه در قبال ايران است. نوع رابطة روسيه با ايران با نوع رابطة اين كشور با غرب و به ويژه امريكا ارتباط مستقيمي دارد. همان طور كه اشاره شد و هم چنان كه تاريخ نشان مي‌دهد هرگاه روسيه به غرب نزديك شده، روابط مسكو با تهران سخت شده و روسيه سعي كرده با استفاده ابزاري از ايران از غرب امتياز بگيرد و هرچه روابط روسيه با غرب رو به وخامت گذاشته، تعاملات نزديك‌تري را با ايران برقرار كرده و در اين وضعيت نيز از تهران به عنوان ابزاري در روابط خود با غرب استفاده كرده است. روسيه اين رويه را در سي‌ سال گذشته در قبال ايران در دستور داشته و در مقاطع ديگر تاريخ روابط دوجانبه نيز به همين منوال عمل كرده است. اما نبايد تمام متغيرهاي دخيل در نوع رابطة تعاملي روسيه را به نوع رابطة اين كشور با غرب نسبت داد. بلكه بايد به اين مهم توجه داشت كه ماهيت رابطة تعاملي روسيه با ايران حتي ناشايسته‌تر از نگاه غربي‌ها به ايران است.
غربي‌ها حداقل در چهارچوبه‌اي كه براي منافع و امنيت ملي خود تعريف مي‌كنند، رفتار مي‌كنند، حال آنكه رفتار روسيه خيلي سخت‌گيرانه‌تر از نوع رفتار غرب نسبت به ايران است. به ويژه اينكه ايران و روسيه در يك حوزة منطقه‌اي و در مجاورت يكديگر قرار دارند. ايران در حوزة انرژي داراي مزيت‌هايي است و روس‌ها در اين زمينه رقابت نزديكي با تهران دارند. در اين وضعيت، هرگاه ايران تلاش كرده تا با اروپا در زمينه انرژي به ويژه گاز وارد تعامل شود، اين روسيه بوده كه برخلاف منافع ملي ايران اقدام و با جريان‌يابي اين تعامل مخالفت كرده است. لذا، درست است كه تعاملات روسيه با غرب چه به هنگام همكاري و يا دشمني بر تعامل مسكو با تهران تأثير داشته و روسيه از ايران به عنوان ابزار استفاده كرده، اما بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه ماهيت رفتار روسيه به خودي خود در قبال ايران سخت‌گيرانه است. اين در حالي است كه غرب با ايران به صورتي شفاف رفتار (دشمني و تقابل) مي‌كند، اما در حالي كه روسيه با ايران تعاملات مختلف دارد و سفارت اين كشور در ايران فعال است، اما بيش از غرب به ضرر منافع ملي ايران عمل مي‌كند.
 
آقاي احمدي‌نژاد در سخنان خود اقدامات اخير ضدايراني مسكو را «تحت‌ تأثير شيطان» دانستند. ديدگاه شما در خصوص فشارهاي مستقيم و غيرمستقيم امريكا در تحريم‌هاي روسيه عليه ايران و لغو قرارداد اس‌300 چيست؟
همان طور كه اشاره كردم، روس‌ها در فصل‌هاي مختلف دوستي و دشمني خود با غرب، از ايران به عنوان ابزاري براي پيشبرد منافع خود استفاده كرده‌اند. اما همان طور كه خاطر نشان شد، روس‌ها حتي از غرب نيز تعاملات سخت‌گيرانه‌تري با ايران داشته و دارند و اين ماهيت ديپلماسي روسي است. سئوال اينجا است كه اگر ايران كشوري داراي اقتصاد پويا، قدرت نظامي بالا، سياست خارجي مؤثر و قدرت فرهنگي نفوذ‌گذار باشد، آيا روسيه حضور چنين ايراني را در مرزهاي جنوبي خود و تعاملات تهران با كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز را خواهد پذيرفت، يا اينكه ايراني ضعيف با امكانات اندك را ترجيح مي‌دهد. روس‌ها ايران دوم را ترجيح مي‌دهند. لذا ما بايد در روابط با روس‌ها واقع‌بين باشيم. ما در دوره‌هاي مختلف تاريخي از جمله در دورة مصدق در قالب اصل موازنة منفي و در دورة بعد از انقلاب در قالب اصل «نه شرقي، نه غربي» سياست مستقلي را در عرصة خارجي به نمايش گذاشته‌ايم. اكنون نيز بايد اين رويه را متناسب با شرايط موجود ادامه دهيم. لذا چه روسيه «تحت تأثير شيطان» قرار گرفته باشد و چه روية فعلي آن در قبال ايران در قالب سياست مستقل ملي اين كشور تعريف شود، ما در آينده بايد همان جايگاهي كه روس‌ها براي ايران قائل هستند، براي مسكو قائل باشيم، نه بيشتر و نه كمتر.
بايد به اين مهم نيز توجه داشت كه روسيه در عرصة اقتصادي چيزي براي عرضه به ايران ندارد. آنها در سي سال گذشته چه مسئله قابل تأمل اقتصادي به ايران عرضه‌كرده‌اند. روس‌ها در عرصة بين‌الملل مزيت‌هايي در زمينه انرژي و نظامي دارند، اما اين مزيت‌ها را به ايران ارائه نكرده و نخواهند كرد. نمونة اين رفتار در موضوع اس‌300 و تأخير بسيار در راه‌اندازي نيروگاه بوشهر مشهود است. آنها فن‌آوري‌هاي پيشرفـتة فضايي خود را نيز در اختيار ايران قرار نمي‌دهند. همان طور كه اشاره شد، روسيه در عرصة انرژي نيز كاملاً رقيب ما است. لذا ما نمي‌توانيم با روسيه اشتراك نظري داشته باشيم، مگر اينكه روابط اين كشور با غرب رو به وخامت بگذارد. در اين وضعيت اگر مسكو بخواهد از طرق انرژي غرب را زير فشار قرار دهد، به همكاي با ايران متمايل مي‌شود. در غير اين صورت، روس‌ها همواره به دنبال آن هستند كه جايگاه ايران را در بازار انرژي اروپا بگيرند و حتي تلاش كرده‌اند كه مسير‌هاي انرژي ايران به سوي غرب جريان نيابد و خود جايگزين ايران در اين زمينه‌ شوند. حتي روسيه تمايل به كنترل خط لوله‌هايي كه به شرق از جمله به سوي پاكستان و هند كشيده مي‌شود، را پنهان نمي‌دارند. لذا بايد اين واقعيت‌ها را پذيرفت و با عنايت به اين واقعيت‌ها با روس‌ها تعامل جديدي را آغاز كرد. با اين ملاحظه، به نظر من انتقادات آقاي احمدي‌نژاد از روسيه سرفصل جديدي است و اميدارم در آينده، به صورت يك راهبرد در دستور سياست‌گذاران خارجي قرار گرفته و فصلي مقطعي در سياست خارجي ايران نباشد. 

با عنايت وضعيت موجود، دورنماي روابط ايران و روسيه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ توصية شما به سياست‌گذاران خارجي ايران براي برون‌رفت از وضعيت نامطلوب جاري در روابط تهران و مسكو چيست؟
همان طور كه اشاره كردم، گذشتة رابطة تعاملي ايران با روسيه بايد چراغي براي آينده باشد. همچنان كه اين تجربه نشان مي‌دهد، روسيه‌ دوست راهبردي ما نيست، شريك مطمئن ما نيست، نگاه مسكو به جمهوري اسلامي ايران ابزاري است و روس‌ها تعامل خود با ايران را بر اساس نوع مناسبات خود با غرب تنظيم مي‌كنند. روسيه در چهارچوب منافع ملي و امنيتي خود يك ايرانِ قدرتمند را در همسايگي خود نمي‌پذيرد و به همين جهت ما نيز در تعامل با روسيه نبايد به اين كشور به عنوان يك شريك راهبردي بنگريم، بلكه بايد به رابطه با مسكو به عنوان طرفي كه مي‌توان با آن روابط عادي و بدون تنش برقرار كرد، نگريست نه به عنوان دوستي راهبردي.
 
تنظيم: علي‌رضا نوري
منبع: ایراس